استفاده متفاوت از دوربین فیلمبرداری: در حال و هوای عشق

استفاده متفاوت از دوربین فیلمبرداری: در حال و هوای عشق
زمان مطالعه: 4 دقیقه
0
(0)

 در حال و هوای عشق فیلمی نیست که یک خط مشخص داستانی را به شما بدهد و یک روز عصر سرگرمتان کند، در حال و هوای عشق یک شعر مصور بی‌پایان است برای آن دسته از طرفداران سینما که از فیلم‌ها چیزی به غیر از گذران وقت و سرگرمی طلب دارند. در حال و هوای عشق درباره‌ی عاشق شدن و تمنا نکردن است، درباره ترسیدن و نترسیدن که همه‌ی این مفاهیم برآمده از فرم خاص کارگردانی  آقای وونگ کاروای است. در این نوشتار یلووال مدیا نگاهی داریم به دوربین متفاوت او در حال و هوای عشق.

دوربین متفاوت وونگ کاروای

دوربین در فیلم در حال و هوای عشق

این فیلم به خاطر قاب بندی اش معروف است. اغلب شما شخصیت ها را از طریق یک قاب، یا از یک پنجره یا وسایل دیگر می بینید. فرم تصویربرداری این حس را به شما القا می کند که نه فقط بیننده، بلکه یک شاهد هستید. فیلم در حال و هوای عشق درباره‌ی لحظه هاست؛ زمان زیست آقای چو و خانم چان کنار یکدیگر در چنگ وونگ کاروای است و او بهترین استفاده را از آن می‌برد. دوربین وونگ کاروای دوست دارد ما چیزهایی را ببینیم که شاید در فیلم های دیگر از آن عبور کنیم. دوربینش با آرامش تام در حال و هوای عشق دارد مقابل سرعت مقاومت می کند تا ما هم بیشتر در لحظه زندگی کنیم.

محدودیت های اجتماعی چنان بر این داستان عاشقانه سایه افکنده است که حتی در خفا نیز آزادی و جسارت را از ایشان سلب کرده. این محدودیت و خفقان در جامعه را با مدیوم شات‌ها و کلوزآپ های دوربین، کوچه های تنگ و باریک که بر فضا تسلط دارد می‌توان احساس کرد.

دوربین کاروای با احتیاط به سمت رابطه‌ی این دو نفر می‌رود و عشق مرسومی که ما در ذهنمان می‌شناسیم و احتمالا در فیلم‌های سینمایی، نوع دیگرش را  دیده‌ایم، شکل نمی‌گیرد. فیلم نمی‌خواهد که خیلی هم در زندگی جدید زن و مرد دخالت کند. ولی تصاویر طوری هم پیش نمی رود که همه چیز خنثی به نظر برسد حدودی  رعایت شده که هم احساس می شود هم نه، همه چیز مودبانه پیش می‌رود و ما هم به همین مقدار راضی می‌مانیم. تدوین و جایگاه دوربین از مختصات نگاه کارگردان است و توانسته او را صاحب سبک و فرم کند؛ تصاویری می‌سازد که بیننده از خود نمی‌پرسد حرف فلان سکانس چیست و اصلا محتوای فیلم چه بود.

فیلمبردار در حال و هوای عشق

فیلم در حال و هوای عشق

کریس دویل، مدیر فیلمبرداری “در حال و هوای عشق”، که در کارنامه‌ی خوبش همکاری با آلفرد هیچکاک در فیلم روانی چشم‌گیر است؛ یک استرالیایی آشفته حال سرگردان در شرق آسیاست که جست وجوهایش نتیجه‌ای درخشان به بار آورده؛ نور پردازی لکه یی صحنه های فیلم و قاب های بسته با قاب بندی های محکم اش نفس گیر و درخشان اند. کادرهایش را به عمد چنان تنگ نگه داشته یا با پر کردن پیش زمینه و ورود اشیایی از چپ و راست قاب، یا حتی با نماهای بسته از روی شانه ی شخصیت ها، که گویی دوربینش همیشه دارد پنهانی و از پشت چیزهایی به شخصیتها می نگرد؛ شاید به نشانه ی رابطه ی ممنوعی که ما را اجازه‌ی حضور در خلوتش نیست، یا به نشانه‌ی محیطی که بر هر دوشان تنگی می کند ویا به نشان رابطه‌ای که از آن خلاصی ندارند.

طراحی صحنه در حال و هوای عشق

طراحی صحنه در حال و هوای عشق

ترکیب بندی و نورپردازی نیز این حس رازآلود دنیایی را اضافه می کند که در حال لغزش است. آقای چاو مدام سیگار روشن می‌کند، دود ابرهای غلیظ را تشکیل می‌دهد، کاغذ دیواری بنفش تیره در خانه‌اش، و آینه‌ها، چهره‌های ناامید، خسته‌کننده، منحصربه‌فرد و تنها را دو برابر و سه برابر می‌کنند. هر پرتره از شخصیت‌ها درعمق احساسی خود منحصر به فرد است. اگرچه وونگ کاروای بارها و بارها درفیلم از نماهای مشابه از زوایای مشابه استفاده می‌کند، اما شخصیت‌هایش را با چیزی منحصربه‌فرد می‌سازد تا این روال را از بین ببرد.

وقتی که زن در بیشتر سکانس‌های مربوط به خودش، لباس‌هایی با طرح انواع و اقسام گل‌ها می‌پوشد که انگار از نقاشی‌های دوره‌ی هنر نو به این جا پرتاب شده است و کاملا با فضایی که در آن است تضاد دارد، چنان زندگی‌ای به تصویر می‌بخشد که حتی اگر زیرنویسی هم در کار نباشد و مای فارسی زبان نفهمیم شخصیت‌ها چه می‌گویند، باز هم از دیدن این تصاویر متحرک لذت می‌بریم. در سکانسی شخصی صحبت می‌کند و دوربین دارد جای دیگری را نشان می‌دهد یا مثلا کل فیلم با ریتم آرام پیش می‌رود و ناگهان در یک گفت و گو در رستوران دوربین با سرعت به چپ و راست می‌رود. سکانسی را نشان می‌دهد که ظهر است و نمای بعدی انگار غروب شده است و نمای بعدی دوباره همه چیز نورانی است. دوربین در خیلی مواقع چپ و راست تصویر را خالی می‌گذارد. راهرویی است با پرده‌های بزرگ قرمز که یادآور سریال توئین پیکس دیوید لینچ است و چیدمان صحنه و کلا وجودش مبهم است و شاید همین ابهام سبب می شود هر بار از فیلم در حال و هوای عشق دریافت تازه‌ای داشته باشی.

رنگ غالب صحنه ها عموما زرد است، گاه در تقابل با قرمز آتشین لباس زن یا پرده های رقصان در باد آن هتل به نشانه ی عشقی هم آتشین و گرما بخش و هم آزارنده و هشدار دهنده. طراحی صحنه، بی هیچ خودنمایی، ستودنی است آن هم در فیلمی که این همه بر اشیاء تاکید دارد.

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه