برای بیش از چهار دهه ژان لوک گدار یک نوآور ثابتقدم سینمایی در خط مقدم سینمای مدرن بوده است که پیوسته از هر موج جدیدی سر برآورده تا موقعیت فرادست خود در آینده را نیز در اختیار داشته باشد. او با جهش بیوقفه در هر زاویهای، در موقعیتی جدا از تمام فیلمسازان موج نوی فرانسه، که کارش را با آنها شروع کرد، قرار دارد. گدار تا به امروز تعدادی مبهوتکننده، یعنی چیزی بالغ بر صد فیلم کوتاه و بلند سینمایی ساخته است.
” از نفس افتاده” اولین ساختهی بلند سینمایی گدار یکی از آثار مهم موج نوی سینما فرانسه و از بهترین فیلم های اوست که هنوز هم پس از گذشت چند دهه از زمان ساختش، اثری تر و تازه، صمیمی و در عین حال رمانتیک است. گدار در همین نخستین فیلم اش نشان می دهد که فیلمسازیست غیرمتعارف؛ قاعده شکن، غیرقابل پیش بینی، هرج و مرج طلب، تاثیرگذار و با تفکراتی مدرن و البته با حس سرزنده گی و عشق به سینما. در این نوشتار یلووال مدیا نگاهی داریم به این فیلم که از اولین ساختههای موج نو سینمای فرانسه است یعنی سال 1960.
داستان فیلم

داستان فیلم از نفس افتاده درباره مرد جوانی است میشل پوآکار با بازی ژان پل بلموندو. او به شخصیت سینمایی همفری بوگارت علاقهمند است؛ روزی در شهر مارسی، اتوموبیلی را به سرقت می برد و با اسلحه ای که در اتوموبیل می یابد، به طرف پلیسی شلیک می کند و او را می کشد. میشل به پاریس می رود و در آنجا دختری به نام پاتریشا فرانچی با بازی جین سیبرگ را می بیند. پاتریشا، دختری اهل آمریکاست که در شانزلیزه روزنامه می فروشد؛ آنها مدتی را با هم در شهر پاریس می گذرانند و در حالی که قرار است با هم به ایتالیا بروند، میشل توسط پاتریشا به پلیس لو داده می شود و در نهایت مورد اصابت گلوله قرار می گیرد و کشته می شود.
دوربین جسور گدار

دوربين روي دست یکی از مولفه های سبکی نئورئالیسم ایتالیا است که پس از پایان دوران نئورئالیسم به سینه فیل های موج نو سینمای فرانسه رسید. این شیوه در فیلمبرداری که به شناخت و درك كاراكتر از فضا كمك ميكند، در اولین ساختهی بلند گدار، یعنی از نفس افتاده استفاده شد.
وجود همين تكنيك است که باعث میشود در همین فیلم با افكار منقلب، تكهپاره شده و گاهي آنارشيستي ميشل غوطه بخوريم. دوربين همچون كاشفی روانكاو در نگاه ما نشسته است به گونهاي كه حضور آن را حس نميكنيم و خود را به دست فيلم ميسپاريم. دوربين در فيلمهاي گدار و به خصوص در از نفس افتاده نقش يك راوي محض را بازي نميكند، او يك چشم كنجكاو در فضاي ملتهب اطراف شخصيتهاي فيلم است. همان چشمي كه با شيطنت از خيابانهاي سنگفرشي پاريس بدون ارادهی ما و آدمهاي فيلم وارد خلوت آنها ميشود.
مولفههای موج نویی در از نفس افتاده

فیلمبرداری فیلم با نماهایی عجیب و غریب و به شیوه دوربین روی دست انجام میگیرد که در زمان ساخت فیلم به شدت نو ظهور بوده است. در سکانس پنج دقیقه ابتدایی با نماهای غریبی مواجه می شویم. فیلمبرداری درون اتوموبیل و تصاویری که از میشل گرفته شده و گاها بدون قطع به سمت مناظر بیرون نیز می چرخد. این شیوه در نماهایی که از دوسمت بزرگراه و با چرخش کامل دوربین گرفته می شود نیز به چشم می خورد . به گفته کوتار برای ضبط فیلم از فیلم های مخصوص عکاسی که به هیچ عنوان معمول نمی باشد، استفاده گردیده است. در سکانس های متعددی نیز فیلمبرداری با نور طبیعی روز و یا بدون امکانات نورپردازی انجام گرفته که این امر نیز از دیگر شاخصه های موج نو محسوب می گردد. از دیگر این موارد بایستی به صحبت هنر پیشه ها رو به دوربین و نگاه کردن به آن اشاره نمود. امری که به هیچ عنوان معمول نبوده و در واقع بر خلاف یکی از قواعد سینما و نادیده انگاشتن حضور دوربین و حضور نامریی آن در ضبط نرم تصاویر می باشد.
سینمای منسوب به واقعیت

در سینمای گدار به راحتی می توان دوربین را در میان زندگی روزمره مردم و ثبت روزمره گی های آنان مشاهده نمود. علاوه بر آن در این فیلم همانند دیگر فیلم های شاخص سینمای موج نو گدار در موارد بسیاری به ثبت نماهای مربوط به جذابیت های پاریس پرداخته است.
گدار درباره سبک فیلمسازیاش توضیح میدهد: نحوه فیلمسازی من همانند شیوهای است که دو یا سه نوازنده جاز آهنگ میسازند. در واقع لزوما هیچ سناریوی نوشتهای وجود ندارد، بلکه ما موضوعی را انتخاب میکنیم سپس بازیگران آن را ایفا میکنند و در نهایت فیلم سازمان یافته و تدوین میشود. هیچ دیالوگ از پیش تعیین شدهای در کار نیست و تنها چند کُلاژ و یادداشت وجود دارد که پیوند آنها به ساخت یک فیلم میانجامد.
اشتراک گذاری

