در این مقاله از یلووال مدیا به سریال ویچر میپردازیم که فصل سوم این سریال به تازگی و در ماه ژوئن و ژوئیه منتشر شد. این سریال در دو بخش پنج قسمته پخش شد و بر روی کاغذ یک افول چشمگیر را به رخ میکشاند. با اینکه این فصل تنها با فاصله دو سال از ساخت فصل قبل ساخته شده اما از دیدگاه کاربران imdb هر اپیزودش حداقل سه امتیاز از فصل قبل عقب ترند و هرچه به انتهای سریال نزدیک میشویم این امتیاز کمتر و کمتر میشود. این ها تنها ظاهر ماجراست. در ادامه به بررسی این سریال و علت کم شدن از محبوبیتش بین مخاطبانش خواهیم پرداخت.
نژاد برتر: ویچرها

لازم است بدانیم این سریال برگرفته از رمانی به نویسندگی آندری ساپکوفسکی است. دنیایی که ساپکوفسکی ساخته، نژادهایی که در عالم فانتزیش خلق کرده ما را به دنیای سریال نزدیکتر میکند. در دنیای رمانهای Andrzej Sapkowskis که سریال بر اساس آن ساخته شده است، یک ویچر یک جنگجو است که با تواناییهایی آغشته شده است که آنها را به ویژه در مبارزه با شکارچیان ماوراء طبیعی ماهر میکند. جادوگران آموزش خود را از کودکی آغاز میکنند: آنها را به مدارس تخصصی میبرند، جایی که تحت “جهش” کیمیاگری قرار میگیرند که به آنها ویژگیهای مفیدی میدهد. به عنوان مثال، گرالت از ریویا (هنری کاویل) چشمهای طلایی و گربهمانندی دارد: اینها نتیجه یکی از این جهشها هستند که به او امکان میدهد حتی در تاریکی به خوبی ببیند. در مواقع لزوم، با کمک یک «معجون گربه»، او می تواند بینایی خود را به خوبی تقویت کند، به طوری که مردمک های چشمانش را به طور کامل منبسط کند، به طوری که تمام چشمانش سیاه به نظر برسد. گفته می شود که فرآیندی که برای دستیابی به چنین چشم اندازی طول می کشد فوق العاده دردناک است.
داستان از کجا شروع میشود؟
بعد از اتمام سریال “بازی تاج و تخت” طرفداران این سریال به دنبال جایگزین بودند و سازندگان سریال های اکشن یا فانتزی نیز فرصت را غنیمت شمردند. سریال ویچر از این دسته سریال ها محسوب میشود. جنگ دو قلمرو شروع ماجراست. جنگی که در آن از جادویی به کار گرفته میشود که بعدها دردسرساز خواهد شد. در کنار اینها ملکه که جایگاه والایی دارد یک وارث دارد که نوه او نیز هست. این وارث معضلی را با خود حمل میکند و رازی دارد که میتواند سلطنت را از او سلب کند. ماجرای فصل اول حول این دو داستان میگردد و هرآنچه رخ میدهد از پس اینهاست.
کم و کاست های فصل سوم

سریال ویچر بیش از سهم خود مشکلاتی دارد، با درام پشت صحنه در بالای یک داستان پیچیده. با این حال، یک مشکل در جدیدترین فصل به منصه ظهور رسیده است و دیگر نمی توان آن را نادیده گرفت. نمایش فانتزی حماسی دارای بازیگران گسترده ای است که تنها با گسترش درگیری رشد می کنند، اما با این وجود، تعداد کمی از شخصیت ها به قلب طرفداران راه پیدا کرده اند. نمایش چندین شخصیت به یاد ماندنی دارد، اما با توجه به دامنه آن، این گروه باید کمی بزرگتر باشد. گرالت (هنری کاویل) از قهرمانیها و مهارتهای جنگی بیزاری میکند، مانند شاهکارهای جادویی ینفر (آن چالوترا) و طنز دائمی جاسکی(جوی باتی). موقعیت سیریس (فریا آلن) در مرکز داستان و قدرت های مرموزش او را به لیست اضافه می کند. با این حال، این نمایش دارای شخصیت های بسیار بیشتری با خط داستانی خاص خود است که به سادگی مخاطب را عاشق آنها نکرده است. از فرانچسکا (مسیا سیمون) تا فیلیپا (کاسی کلر)، داستانهای زیادی روی پرده پخش میشوند، اما هیچکدام همان وزن احساسی را ندارند.
بالاخره تمرکز بر کیست؟

مشکل این است که سریال تمرکز خود را تغییر داده است. اگرچه همیشه یک چادر سیاسی وجود داشت، به خصوص در داستان ینفر Yennefer ، تمرکز واضحی روی قهرمانان وجود داشت. فصل اول بین داستانهای Geralt، Yennefer و Ciri تغییر میکند و به مسائلی که یکی از این سه مورد را شامل نمیشود، زمان نمیدهد. این باعث شد که تمرکز بر این خانواده پیدا شود، و همانطور که این شخصیتها به آرامی با هم متحد شدند، داستان شامل توطئههای دیگر بیربط با رویدادهایی که مخاطب دنبال میکرد شروع شد. فصل اول دلیل روشنی برای مراقبت از شخصیتهای اصلی ارائه کرد و جاسکیِر درست مانند یکی از آهنگهای جذابش راه خود را در قلب طرفداران پر کرد. با این حال شخصیت های دیگر شانس مشابهی نداشتند.
برنامه های تکمیلی شکست خورده

فصل 3 شاهد پیچشهای داستانی بسیاری است که به دلیل عدم علاقه به شخصیتها، تأثیر احساسی که شایسته آن است را ندارند. برادری تقریباً به طور کامل از بین رفته است. اخوان المسلمین از ابتدا سازمان مهمی بوده است، با این حال توجه به نبرد زمانی که گرالت و سیریس فرار می کنند بسیار مهم به نظر می رسد. این رویداد با مرگ Tissaia (MyAnna Buring) دنبال می شود، و اگرچه این امر بر ینفر تأثیر می گذارد، اما تأثیر احساسی کمی روی مخاطب دارد. تیسایا نقش بزرگی را در نمایش بازی میکند، اما مرگ او این ضربه را به وجود نمیآورد که میتوانست نمایش برای برقراری ارتباط بین مخاطب با او وقت بگذارد.
کلام آخر
سریال ویچر هرگز دلیل کافی برای کارهایی که شخصیتهایش انجام میدهند ارائه نمیکند، و به مخاطب زمان کافی برای سرمایهگذاری روی اهدافشان با آنها نمیدهد. از آنجایی که سریال تلاش میکند فراتر از خانواده کوچکی که در گرالت، ینفر و سیری ایجاد کردهاند رشد کند، تلاش میکند تا به مخاطب دلیلی برای اهمیت دادن به شخصیتهای دیگر بدهد و سرمایهگذاری روی بقیه داستان را دشوار میکند. آنچه در این مقاله از یلووال مدیا خواندید، مروری بود بر سریال ویچر و ارزیابی نسبی آخرین فصل از این سریال درام-فانتزی که امیدواریم برای شما مخاطب گرامی مفید واقع شده باشد.
اشتراک گذاری

