لوکینو ویسکونتی را از میان مجموع کارگردان های نئورئالیست، ایتالیایی ترین؛ در میان رئالیست ها اپرایی ترین، و در میان مارکسیست ها اشرافی ترین فرد مجموعه دانسته اند.
او هرچند که یکی از پایه گذاران جنبش نئورئالیسم ایتالیا بود اما با دلبستگی اش به نمایش های مجلل و با شکوه، بیشتر به اورسن ولز آمریکایی نزدیک بود تا روسلینی و دسیکا. ویسکونتی ذوق اشرافی و آگاهی سیاسی مارکسیستی را در هم آمیخت و نتیجه ای کاملا متفاوت با دیگر هم دوران خود به دنیای سینما تحویل داد. در این نوشتار یلووال مدیا نگاهی داریم به فیلم یوزپلنگ ، یکی از معروف ترین فیلم های آقای کارگردان.
یوزپلنگ ویسکونتی

بسیاری از فیلم هایی که لوکینو ویسکونتی آن ها را کارگردانی کرده اقتباسی از ادبیات جهان است؛ در سال 1963 برای پنجمین اقتباسش دست به کار شد. این بار سراغ رمان جوزپه توماسی رفت به نام یوزپلنگ. با ساخت این فیلم به مکاشفه در عصر تجدد حیات سیاسی ایتالیا در اواخر قرن نوزدهم پرداخت.
فیلم روایت سرگذشت یک خانواده اشرافی سیسیلی را است که با دگرگونی اجتماعی عظیمی در کوران نبردهای آزادیخواهانه و ناسیونالیستی جوزپه گاریبالدی که در نهایت منجر به قدرت رسیدن ویکتور امانوئل شد، روبرو شده اند. این خانواده در دورانی زندگی می کنند که مرگ سیاسی و اجتماعی یک طبقه اجتماعی و تولد و اعتلای طبقه ای دیگر رقم می خورد.
یوزپلنگ به مثابه ی مانیفستی سینمایی است که ویسکونتی در آن جهان بینی خود را عرضه می کند و از سمتی دیگر مانند مرجعی است که فیلم های دیگر او را به مخاطب پیشنهاد می کند.
مصائب امریکایی بودن

در آن سال خیلی ها معتقد بودند کارگردانی چون لوکینو ویسکونتی که از طبقه حاکم و اشراف بود توانسته بهترین انتخاب برای کارگردانی فیلم یوزپلنگ باشد. اما وقتی برای نقش دون فابریزیو، بازیگر آمریکایی یعنی برت لنکستر را به لوکینو ویسکونتی پیشنهاد دادند با این واکنش مواجه شدند: اوه! یک گاوچران!
بسیاری از منتقدین او را به دلیل آمریکایی بودن مناسب این نقش نمی دیدند، این که یک ستاره هالیوود وارد یک شاهکار ایتالیایی شود به نظر یک رسوایی می آمد. ویسکونتی در جای دیگر گفته بود: این فیلم اثری است که من برای آن هیچ گونه پدریتی را تصدیق نمی کنم. هالیوود با شهروند آمریکایی مانند یک جمع کودک رفتار می کند. سال ها بعد خود برت لنکستر در مصاحبه ای گفت: اولین بار پیشنهاد نقش دون فابریزیو را رد کردم چرا که آن یک نقش برای یک ایتالیایی بود اما زور چرخ های ثروت بیشتر بود و نقش به من رسید.
همپوشانی رمان و فیلم

رمان معروف جوزپه لامپدوزا تحلیل اجتماعی و تصویری غنی از روابط خانوادگی یک خاندان اشرافی به دست می دهد. برای ساخت فیلم یوزپلنگ ویسکونتی و دیگر فیلمنامه نویسان کوشیده اند جوهره ی رمان را به چنگ آورند. ویسکونتی در ساخت یوزپلنگ تلاش دارد سینماگری اخلاق گرا و معاصر با گرایش های اجتماعی باشد و دلبستگی نوستالژیکی به گذشته رمانتیک و آریستوکراتیک خود و جامعه اش را نشان می دهد.
نتیجتا یوزپلنگ در به تصویر کشیدن جنبه های خشونت بار و ناخوشایند دوره ای از تاریخ ایتالیا، نمایش توانایی ویسکونتی در خلق پیچیده ای از اشاره ها و ارجاع های بصری است که به فیلم قوت می بخشد.
همدستی برای خلق یک شاهکار
فیلمبرداری تکنی کالر و تاثیرگذار جوزپه روتونو و صحنه پردازی بسیار دقیق ماریو گاربولیا و موسیقی خوب نینو روتا به خوبی حال و هوای زمانه ی فیلم را منعکس می کنند. همچنین بعد از کشمکش های بسیار سر نقش دون فابریزیو، نهایتا لنکستر با هدایت ویسکونتی توانست نقش آفرینی فوق العاده ای داشته باشد. ویسکونتی بازیگران خود را وادار می کرد تا هرآنچه لازم است را با چشم و حالت سر انجام دهند و تنظیمات ظریف در زبان بدن فرد مورد نظر طوری بود که نوعی کشش را اعمال می کرد که باید در برابر آن مقاومت کرد.
صحنه طولانی رقص نقطه اوج سبک پردازی فیلم است. یوزپلنگ در نمایش اول جهانی اش به طرز تاسف برانگیزی کوتاه شد و در سال 1983 احیا و به شکل مناسب برگشت.
سبک لوکینو ویسکونتی در یوزپلنگ
یوزپلنگ نمایشی هنرمندانه و دقیق از انحطاط اشرافیت است. طبقه ای که ویسکونتی خود از میان آن برخاسته و آن را کاملا شناخته بود. ترسیم دقیق روابط طبقه اشراف تا فرم اپرایی فیلم و انتخاب میزانسن ها و فیلمبرداری رنگی که نتیجه اش خلق حال و هوایی است توامان انتقادی و نوستالژیک است؛ نتیجه ی سبک پردازی ویسکونتی محسوب می شود. خلق و نمایش زیبایی به عنوان مساله ای مهم و کلیدی در آثار ویسکونتی در یوزپلنگ تبدیل به بخشی تفکیک ناپذیر از ساختار فیلم شده است.
اشتراک گذاری

