جلوههای ویژه در سینمای فانتزی همچون سایر فرایندهای پیچیده صنعت فیلمسازی تحولات زیادی را داشته است. هر چند که ما عادت کردهایم که بیشتر درباره کارگردانان و بازیگران صحبت کنیم اما میدانیم ساخت فیلم بدون طراحان لباس پیش نمیرود. همینطور بدون طراح صحنه، بدون بدلکاران و …
در این مطلب از یلووالمدیا به جلوههای ویژه میپردازیم که شاید در روند ساخت فیلم کمتر مورد توجه باشد اما بدون آن سینمای معاصر قابل تصور نیست، به همین منظور سیر تحول جلوههای ویژه در سینما را بررسی و در مورد بزرگترین نامهای این صنعت صحبت میکنیم.
جلوههای ویژه با SFX یا VFX در سینما
بیایید اول در مورد خود SFX صحبت کنیم.
صحنهی انفجارهای حماسی پیاپی هر لحظه در هرکجای فیلم ظاهر شوند بینندهی مدرن را به وجد میآورد، همینطور دیدن یک گودزیلای بزرگ در حالیکه همزمان میتواند بسیار واقعی به نظر آید، اما آسیبی به بیننده نرساند.
در کل بیننده از دیدن تصاویر دنیای واقعی که با دنیای غیرواقعی و به کمک کامپیوتر پیوند میخورد لذت میبرد.
پس SFX باشد یا VFX فرقی نمیکند، هر دو یک هدف را دنبال میکنند آن هم ایجاد تصویری واقعی بر روی صفحه است و فقط ابزار این دو برای رسیدن به هدف متفاوت است.
ژرژ ملیس، پیشگام سینمای فانتزی

ژرژ ملیس، فیلمساز فرانسوی و پیشگام سینما و اولین کسی بود که وجه فانتزی سینما را کشف کرد.در حالی که دیگر پیشگامان بر روایت واقعیت در سینما پافشاری میکردند، ملیس تصمیم گرفت فیلمهای خارقالعادهای بسازد که دکورها و طرحهای آن هیچ ربطی به واقعیت نداشتند.
ژرژ ملیس برای خلق فانتزی روی پردهی سینما، بسیاری از ترفندها و جلوههای ویژهای را ابداع کرد که ما هنوز هم برای ساخت فیلم از آنها استفاده میکنیم. به عنوان مثال ملیس اولین کسی بود که تکنیک جامپکات را ابداع کرد و با آن جلوه ظاهر یا دگرگونی ناگهانی را ایجاد کرد. هرچند امروز ممکن است کمی خندهدار به نظر برسد، اما در اوایل دهه 1920 نوعی جادو بود.
ملیس اولین کسی بود که متوجه شد سرعت چرخش فیلم بر روی یک فریم بر سرعت عکسبرداری تأثیر میگذارد، بنابراین او اولین کسی بود که حرکت آهسته و سریع را آزمایش کرد. همچنین تکنیک تقسیم صفحه و نوردهیهای دوگانه را ابداع کرد.
او اولین کسی در جهان بود که جلوههای سینما را جدی گرفت تا جایی که استودیوی فیلم و بخش جلوههای کوچک خود را ساخت.
ایجی تسوبورایا، تصویرگر تصویرگر گودزیلا

ایجی تسوبورایا، رویاپردازی ژاپنی بود که در ژانرهای علمی-تخیلی و ترسناک کار میکرد. او با ساخت هیولاهایی که بسیار واقعی بودند، دنیا را به وحشت انداخت. تسلط او در ساخت ماکتهای مینیاتوری از شهرها و آتشفشانها بود. ایجی تسوبورایا برای ساخت اولین فیلم گودزیلا با توجه به عدم دسترسی به انیماتور استاپ موشن مناسب در ژاپن، تصمیم گرفت یک بازیگر استخدام کند و لباس گودزیلا را تن او کند.
به این ترتیب، او توانست نتیجه را تا حد امکان جزئیتر و باورپذیرتر کند و «گودزیلا» به یکی از ترسناکترین فیلمهای زمان خود تبدیل شد.
ایجی تسوبورایای جسور بود که جرأت کرد استانداردهای صنعتی استاپ موشن را کنار بگذارد و تصویر واقعی دلهرهآوری از یک هیولا را به جهان ارائه دهد.
کارلو رامبالدی، خالق موجودات باورپذیر

کارلو رامبالدی متخصص خلق موجوداتی عجیب و غریب و واقعبینانه بود و هرچند در اروپا توانست تعداد زیادی موجود تشنه به خون را خلق کند اما استعداد او در هالیوود دیده شد.
در سال 1976 رامبالدی با خلق هیولایی به طول 12 متر و وزن 5 تن به نام کینگ کونگ توانست پیچیدهترین عروسک خیمهشبازی دنیا را بسازد که توسط دو کیلومتر سیم هیدرولیکی کنترل میشد.او بعد از این تجربه با کارگردانهای بزرگی مثل ریدلی اسکات و هانس گیگر همکاری کرد .
رامبالدی را میتوان هنرمند و خالقی دانست که توانست سینما را با مینیاتورهای پرجزئیات و باورپذیر خودش متحول کند.
جان ریچاردسون، جادوگر جیمزباند و هریپاتر

جان ریچاردسون در تمام زندگی خود به فیلم وابسته بود، زیرا پدرش نیز در جلوههای ویژه استاد بود و او با فنون این حرفه از دوران کودکی آشنا بود و با کار در فیلم مونریکر توانست استعداد خود را در این زمینه ثابت کند.
10 سال بعد او این فرصت را داشت که روی پروژهی دیگری که به اندازهی مجموعهی قبلی یعنی جیمز باند جاهطلبانه بود، تمرکز کند. او به همراه کریس کلمبوس و آلفونسو کوارون تمام تلاش خود را برای خلق جادوی واقعی روی صفحه با جلوه های ویژه برای هری پاتر انجام دادند.
او برای این کار بیش از یک بار نامزد دریافت جایزه اسکار شد.
مایکل لانتیری، تسخیرگر هالیوود با فیلم فانتزی پارک ژوراسیک

مایکل لانتیری یکی از کسانی است که گرافیک کامپیوتری را در فیلم انکار نمی کند و در عین حال درک دقیقی از ترکیب افکتهای کاربردی و سی جی آی (CGI) دارد.
لانتیری در فیلم «چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت» با ترکیب فیلم و انیمیشن، مکانیسمهای زیادی را طراحی کرد که اعمال و حرکات شخصیتها را شبیهسازی میکرد.
این مدیریت دقیق او از جلوههای عملی و درک او از نحوه ترکیب آنها با گرافیک کامپیوتری بود که به لانتیری اجازه داد برای بسیاری از پروژههای بزرگ تبدیل به یک حرکت تازه شود. به همین دلیل در «پارک ژوراسیک»، «هوک» و «گزارش اقلیت» با استیون اسپیلبرگ و با فرانسیس فورد کاپولا در «دراکولا» همکاری کرد.
در نتیجه، مایکل لانتیری چندین بار نامزد جایزهی اسکار شد و از این بین توانست برای فیلم «پارک ژوراسیک» برندهی جایزه اسکار شود.
برادران کوربولد، سینما و جلوههای ویژه با SFX

برادران کوربولد چهار مردی هستند که پیوسته راه خود را به صنعت فیلم باز کردهاند. برای مثال، کریس کوربولد توانست در مجموعه فیلمهای جیمز باند خودی نشان دهد، نیل کوربولد روی صحنههای فیلمهای «سوپرمن» و «یک گرگینه آمریکایی در لندن» کار میکرد و برادران کوچکتر نیل و پل سالهاست که ریاست بخش جلوههای عملی همه فیلمهای پرفروش مارول را بر عهده دارند.
همکاری کریس کوربولد و کریستوفر نولان را میتوان نقطه عطفی در سینما نامید، زیرا در فیلمهای نولان بود که کوربولد یک بتموبیل واقعی خلق کرد، خیابانهای گاتهام را زباله کرد و بیش از صد تصادف اتومبیل را طراحی کرد.
و به طور کلی برادران کوربولد یک خانواده فوقالعاده با استعداد است که با فداکاری و خلاقیت خود، به خلق جادوی سینما از طریق SFX ادامه میدهند.
در این مطلب هرچند سعی کردیم نگاهی داشته باشیم به سیر تحول جلوههای ویژه، اما پرواضح است که در این لیست نام تمام افراد مؤثر در این صنعت نیست و لازم است بدانیم ما به هیچ وجه سهم آن افرادی را که اسمی از آنها برده نشده است، کوچک نمیشمریم.
منبع: filmustage
اشتراک گذاری

