گذری بر عالم فانتزی
به نظر خودتان شما ذهن فانتزی سازی دارید؟ مثلا میتوانید لحظهای را به یاد بیاورید که احساسات متناقضی را درمورد یک نفر تجربه کردید؟ بگذارید این طور به شما بگویم، شما از بدو تولدتان در ذهنتان فانتزی های بسیاری را میپرورانده اید. درست از همان لحظه که در آغوش مادرتان شیر میخوردید. تمام دنیای نوزاد در آن لحظه شیر خوردن از سینه مادرش است و هیچ کاری جز بلعیدن آن ندارد. حالا به نظرتان ممکن است نوزاد خیال کند دارد وجود مادرش را میبلعد! کلاین، روانکاو به نام کودکان در مقاله ای با صراحت کامل به این قضیه اشاره میکند. ” فانتزی بلعیدن و نابود کردن مادر به عنوان یک ابژه خوب و بد از ابتدایی ترین فانتزی های کودک است که نشان دهنده تضاد شدیدی میان احساسات عشق و نفرت میباشد.” این قضیه به اینجا ختم نمیشود. انیمه شهر اشباح را حتما به یاد دارید. فانتزی های بلعیدن و بلعیده شدن در این انیمه از شروع فیلم که پدر مادر چیرو شروع به خوردن میکنند شروع میشود تا بلعیدن شخصیت no-face و غیره. میازاکی مثل یک تیوپ پرباد آماده است تا شما را در دنیای فانتزی غرق کند. شهر اشباح، قلعه متحرک هاول و در آخر پسر و ماهیخوار. انیمه ای که در این بخش از یلووال مدیا قرار است سرمان را در اقیانوس عالم فانتزی فرو کند.
مقدمهای بر داستان
چگونه در زمان جنگ زندگی میکنید، وقتی که در دنیایی نابخشوده به سن بلوغ رسیدهاید، محیط ویران میشود و شما ضررهای عظیمی را تجربه کردهاید؟ این سوال عنوان اصلی آخرین فیلم میازاکی است که در ایالات متحده به پسر و ماهیخوار تغییر نام داد. این فیلم درباره پسر جوانی به نام ماهیتو است که مادرش را در آتش سوزی در بیمارستان در طول جنگ جهانی دوم از دست داد. ماهیتو با پدر و عمه اش به روستا نقل مکان می کند. ماهیتو با دیدن رؤیاهای مادرش و به دنبال آن یک ماهیخوار خاکستری که درباره سرنوشت او اظهارات مرموز می کند، وارد قلمروی خیالی می شود تا او را نجات دهد. این به سرعت به یک ماجراجویی گسترده در جهان های مختلف تبدیل می شود، تا جایی که خود دنیاها به شیوه ای سوررئالیستی و رویایی ساخته می شوند. پسر و ماهیخوار یکی از پیچیده ترین فیلم های میازاکی است، فیلمی که به سختی می توان آن را در آغوش گرفت. بدون درک گذرا از تاریخ استودیو گیبلی، و تمایل به پذیرش این که بیشتر فیلم قابل تفسیر است. چیزی که در مورد این فیلم کاملاً مشخص است این است که او زندگی خود را برای ما روی پرده سینما ریخت. این تنها زمانی است که میازاکی در ساخت آثارش از گذشته خود کناره گرفته است، زیرا تربیت، روابط خانوادگی و ارزش های او در هر فریم از فیلم هایش جریان دارد. ماهیتو در دورانی پر فراز و نشیب به بلوغ میرسد و خود را درگیر ماجراجویی بزرگی میبیند.
یک ماجراجویی خیالی

ماهیتو با هدایت ماهیخوار که در عنوان فیلم به آن اشاره شده است، وارد برج سنگی مرموز نزدیک خانه جدیدش می شود. برج نشان میدهد که دروازهای بین دنیاهاست، و ماهیتو در سفری برای کشف خود از جایی به جایی دیگر برده میشود که به او اجازه میدهد تا برای مرگ مادرش دری بسته شود و از این اتفاق جلوگیری شود. این فیلم کاملا سورئال است، با سکانس هایی که گرفتن آن ها در ظاهر دشوار است. این موضوع بیننده را در موقعیتی قرار میدهد که بسیاری از عجیبترین صحنههای فیلم را به تنهایی تفسیر کند، تا تجربیات خود را در تشخیص اینکه میازاکی دقیقاً دنبال چه چیزی است، به یاد بیاورد. اما آنچه مسلم است این است که پسر و ماهیخوار اثری جذاب و تحریکآمیز از میازاکی است، اثری که مخاطب را وادار میکند با گرداب میازاکی حسابی در اقیانوس فانتزی فرو رود.
عکس میازاکی روی آب

آخرین فیلم استودیو گیبلی از درون پیچ و خم زندگی میازاکی بیرون می آید. درست مثل عکس او روی آب اقیانوس انیمیشن و فانتزی. پسر و ماهیخوار داستانی خارقالعاده و سورئال است، اما از مضامین بلوغ و عصبانیت جوانی که در بسیاری از برجستهترین آثار او، بهویژه شهر اشباح هم وجود داشته رد پایی دیده میشود. تا زمانی که مضامین بیان هنری، آفرینش و حرکت فراتر از فقدان به نتیجه نرسد، اهداف نهایی فیلم مشخص نیست. هنگامی که ماهیتو به دنبال ماهیخوار خاکستری در یک برج مرموز در جستجوی یافتن مادرش میشود، در نهایت با نوه جادوگر خود ملاقات میکند که معلوم میشود دنیای فانتزی اطراف آنها را خلق کرده است. Granduncle در بالای برج در فضایی به ظاهر خارج از واقعیت ملموس نشسته است و دنیاهایی را با مجموعه ای از بلوک های متفاوت که روی هم چیده شده اند می سازد.
از خود میازاکی بیشتر بدانیم

میازاکی به خاطر اشتیاقش برای صحبت با مطبوعات در مورد کارهایش شناخته نمی شود بلکه تهیه کننده قدیمی او و یکی از بنیانگذاران گیبلی، توشیو سوزوکی، اغلب در نقش صحبت کردن از طرف او در مورد فرآیند خلاقانه و معنای فیلم هایش پیش قدم میشود. سوزوکی بازتاب های زیادی از زندگی و حرفه خود میازاکی را در فیلم پسر و ماهی خوار شناسایی کرد و به مطبوعات توضیح داد که ماهیتو انعکاسی از شخصیت خود میازاکی بود. رابطه بین ماهیتو و گراندونکل، به گفته سوزوکی، روابط کاری بین دو فیلمساز را منعکس میکند و خود سوزوکی در نقش ماهیخوار خاکستری که بین این دو نشسته است، قرار میگیرد. تاکاهاتا استعدادهای میازاکی را کشف کرد و همانطور که Granduncle به ماهیتو کنترل خلق این جهانهای جدید را پیشنهاد میکند، میازاکی را قادر ساخت تا داستانهای خودش را تعریف کند.
اشتراک گذاری

