بعد از گذشت سه سال از اتمام فصل اول این سریال پرمخاطب، فصل دوم بازی مرکب با انتظارات زیادی همراه بود، اما آیا توانسته است جادوی منحصر به فرد فصل اول را تکرار کند؟ در ابتدا، به نظر میرسد سریال در نشان دادن هدف خود به مخاطب دچار مشکل شده است. سه سال از زمانی که گیهون (با بازی لی جونگجائه) برنده و از بازی خارج شد میگذرد. حالا او مصمم است انتقام خود را از ثروتمندانی بگیرد که این نمایش مرگبار را طراحی کرده اند. اما در سه قسمت اول، داستان بیشتر شبیه یک فیلم اکشن معمولی است. صحنههای تعقیب و گریز، تصادف و درگیریهای مسلحانه. طنز گزنده و اجتماعی فصل اول جای خود را به تلاش برای انتقام داده است، و این حس خونخواری ناخوشایندی ایجاد میکند که تماشاگران را مشتاق میکند تا سریال به بازیهای مرگبار خود بازگردد. در ادامه این مقاله یلووال مدیا، به بررسی عمیق تر فصل دوم این سریال خواهیم پرداخت. با ما همراه باشید.
آغاز کسل کننده

وقتی به بخش بازیهای واقعی و مرگبار میرسیم، این درام کرهای پرفروش به جایگاه خود بازمیگردد. اما قبل از آن، زمان زیادی را با کش دادن بیش از حد داستان به شکلی بسیار آزاردهنده تلف میکند. یکی از بدترین عادتهای هالیوود، کش دادن داستان است (مثل فیلم های «تلماسه» و «شرور»). بازی مرکب از ابتدا داستانی کامل و مناسب برای یک فصل بود. سونگ گیهون (با بازی لی جونگجائه)، یک کاراکتر معتاد به قمار است که به عنوان بازیکن ۴۵۶ در یک مسابقه مرگبار و مخوف زیرزمینی شرکت میکند تا بدهیهای خود را پرداخت کند. در نهایت او با خوش شانس عجیبی از تمام بازیهای مرگبار جان سالم به در میبرد. وقتی این سریال برای اولین بار پخش شد هم ترسناک بود، هم هیجانانگیز، و هم طنز تند و تیز آن که به بررسی سرمایهداری و طبقات اجتماعی در کره جنوبی میپرداخت، هوشمندانه و گزنده بود. همه این ویژگی ها باعث شد تا با استقبال گستردهای در کل دنیا روبرو شود.
بعد از این که «بازی مرکب» به یکی از موفقترین و در نتیجه سودآورترین سریالهای نتفلیکس تبدیل شد، در یک تنگنای خلاقانه قرار گرفت. به ناچار، فصل دوم و سپس سوم آن تمدید شد. اما حتی قبل از آن، طنز گزندهاش با سریال «بازی مرکب: چالش»، یک مسابقه اسپینآف , واقعی، مورد آزمایش قرار گرفت. این مسابقه بسیار سرگرمکنندهتر از چیزی بود که انتظار میرفت، اما ذهنیت «برنده شدن با هر قیمتی» آن تا حدی هدف اصلی سریال اولیه را که به ناعادلانه بودن سیستم اقتصادی استثمارگرانه حمله میکرد، تضعیف کرد.
داستان فصل دوم

حالا میلیونها بیننده مشتاق هستند تا ببینند آیا فصل دوم بازی مرکب میتواند جادوی خود را دوباره زنده کند، حتی با بازگشتی که حداقل از نظر داستانی غیرضروری به نظر میرسد. در سه قسمت اول از این هفت قسمت جدید، سریال برای یافتن هدف خود تلاش میکند. گیهون مصمم است انتقام خود را از ابرثروتمندانی که این نمایش مرگبار را طراحی کردند، بگیرد. او در حال تعقیب سایههاست و از بخشی از ذخایر عظیم نقدی خود (یا همان پول خونین) برای تأمین مالی یک ارتش مزدور استفاده میکند. او با هوانگ جونهو، کارآگاه سابق که هنوز در تلاش برای یافتن برادرش است، متحد میشود تا فروشنده، مردی با کت و شلوار که از غریبهها میخواهد با او ددکجی بازی کنند، را پیدا کنند. ماهها میگذرد و گره های ماجرا افزایش مییابد.
قسمتهای اولیه بیشتر شبیه تاکتیکهای تأخیری هستند و همه چیز نسبتا معمولی به نظر میرسد. صحنههای تعقیب و گریز، تصادفهای ماشین و درگیریهای مسلحانه وجود دارد. عنصر طنز گزنده جای خود را به تلاش برای انتقام داده است. این قسمتها به اندازه کافی سرگرمکننده هستند، اما حس خونخواری ناخوشایندی ایجاد میکنند، به طوری که تماشاگران مشتاق هستند همه به بازیهای مرگبار بازگردند. با توجه به اینکه قسمت آخر این فصل بیشتر شبیه نقطه میانی داستان است که سال آینده با یک فصل نهایی ادامه خواهد یافت، این کشدادنها بیدلیل است.
جذابیتهای فصل دوم

اما اوضاع بهتر میشود. وقتی گیهون در نهایت دوباره به بازیکن ۴۵۶ تبدیل میشود (این موضوع در تریلر آشکار شده است). به نظر میرسد او بازیها و ساختار ارائهشده توسط آنها را درک کرده است. این یک ضربه محکم و خوشآیند است. در اینجا، سریال شروع به نمایش عناصر آشنا کرده و در عین حال تغییرات کافی نیز ایجاد میکند. سریال بیشتر به زندگی سربازان ماسکداری که قوانین را اجرا میکنند، میپردازد. بازیکنان جدیدی وجود دارند، و بنابراین یک گروه کاملا جدید برای حمایت یا تنفر وجود دارد. ایده مراقبتهای بهداشتی گرانقیمت و ارتباط ثروت و سلامت در کانون توجه قرار میگیرد که کاملا به موقع است. یک مادر و پسرش معرفی میشوند. در موارد دیگر، سریال شروران را به شکلی کارتونی وحشتناک نشان میدهد. به عنوان مثال یک رپر به نام تانوس حضور دارد که یکی از آزاردهندهترین شخصیتهایی است که اخیرا در سریال های تلویزیون ظاهر شده است.
درونمایه بازی مرکب

یکی از دغدغههای بازی مرکب طبیعت انسان است. به عنوان یک انسان، آیا ما اساسا شرافتمند و بخشنده هستیم، یا ترسو، حریص و خودخواه؟ فروشنده در ابتدا این موضوع را به ما یادآوری میکند، وقتی دو کیسه خرید را به پارکی میبرد که بیشتر توسط بیخانمانها و افراد بدشانس دیگر پر شده است. او به آنها یک انتخاب پیشنهاد میدهد: نان، یا بلیط بختآزمایی؟ اطمینان از یک وعده غذایی، یا امکان دریافت پول؟ بیشتر آنها خطر میکنند، بدون اینکه نتیجه را بدانند. گیهون از قبل نتیجه بازیها را میداند، یا حداقل فکر میکند که میداند. اما اینکه آیا میتواند دیگران را متقاعد کند که بازی کردن در شرایطی که همه چیز علیه شماست چه معنایی دارد، داستان دیگری است.
سخن آخر
با وجود تمام ناهماهنگیهایش، به ویژه زمانی که در حال گرمکردن خود برای ورود به بخش اصلی است، یک پیچشخصیتی بزرگ وجود دارد که واقعا جواب میدهد. اگرچه مشخص نیست که آیا به اندازه کافی با آنچه در فصل اول اتفاق افتاد متفاوت است یا نه. و دقیقا وقتی فکر میکنید میدانید داستان به کجا میرود، سریال از مسیر خود منحرف میشود و به جایگاه قبلی خود بازمیگردد. چه حیف که اینقدر طول میکشد تا به آن نقطه برسد.
در کل، فصل دوم «بازی مرکب» اگرچه در نیمه دوم خود بهبود مییابد، اما به اندازه فصل اول تاثیرگذار نیست. امیدواریم فصل سوم بتواند این نقاط ضعف را برطرف کند و داستان را به شکلی قویتر به پایان برساند.
منبع: وبسایت گاردین
اشتراک گذاری

