از سبیل پوآرو تا عینک هری پاتر
جوانهای دههی هشتاد و نود در تمام دنیا خصوصا در ایران مدتهای زیاد به ذوق و محبوبیت ترمیناتور کتهای کوتاه چرم میپوشیدند یا خیلی از ورزشکاران به تقلید از راکی یک سربند قرمز روی سرشان میبستند. بعدها هرکسی سبیل کوچکی بالای لبش میگذاشت سبیل چارلی چاپلین بود یا احتمالا بعد از سه گانهی دلار بود که آن کلاه با لبههای پهن به کلاه وسترن مشهور شد. سینما با تصویرهایی که از داستانها ساخت یک لغتنامهی تصویری بین المللی به مردم داد تا چیزی مشترک را بخواهند و از آن حرف بزنند و خاطرهی مشترک بسازند. در این نوشتار یلووال مدیا افزودنیهایی را مرور میکنیم که با یک کاراکتر سینمایی تعریف شدند.
سبیل مخصوص پوآرو

سبیل پوآرو علامت تجاری اوست. یک دارایی فیزیکی که هر رشتهاش را با دقت شکل داده است تا اطمینان حاصل کند که کاملا در جای خود قرار گرفته اند. توجه به جزئیات نه تنها در آراستگی موهای صورتش، بلکه در لباسی بی عیب و نقصش، با یک کت و شلوار شیک و پاپیون، ظرافت و پیچیدگی را به نمایش میگذارد. سبیل پوآرو اولین چیزی است که مردم در مورد او به آن توجه میکنند؛ و اتفاقا این توجه برای او محل مباهات و شادی است. پوآرو از نوک کفش تا فرق سر، مراقب ظاهر خود است و سبیلش هم از این قاعده مستثنی نیست. او معتقد است که هم بهترین سبیل و هم بهترین مغز را در بریتانیا دارد؛ ادعایی که بسیاری از طرفداران او در سراسر جهان بدون شک با آن موافق هستند.
پوآرو به سبیلهایش افتخار میکند که اغلب نشاندهنده تکبر اوست. در اپیزود «خطر در انتهای خانه» او به هاستینگز در مورد رشد سبیل توصیه میکند و میگوید: «اگر باید سبیل داشته باشی، بگذار سبیل واقعی باشد، باید چمخیزی زیبا باشد مانند من.»
برای بسیاری از مردم، تنها یک نفر وجود دارد که واقعاً ماهیت کارآگاه تخیلی معروف آگاتا کریستی را به تصویر می کشد: دیوید سوشِی. او از هرکول پوآرو اثری محونشدنی در تاریخ نمایش خانگی ساخت و برای همیشه آن حرکات و آن سر و شکل در قلب و ذهن ما حک شد.
نقاب غضب بتمن
پس از موفقیت داستانهای مصور سوپرمن، باب کین بتمن را طراحی کرد. بتمن در نگاه اول شبیه سوپر من بود، با لباسی تنگ مایل به سرخ با چکمه و بدون دستکش به همراه یک ماسک دومینو که صورتش را پوشانده بود. او بالهایی شبیه خفاش داشت که در زیر آن علامتی بزرگ از بتمن بود. بالهای خفاشی الهام گرفته از بالزن لئوناردو داوینچی بود. همکار باب کین، بیل فینگر یک دیکشنری وبستر را از قفسه برداشت و به دنبال نقاشی یک خفاش بود و یکی را پیدا کرد. سپس به کین گفت: “به گوش ها توجه کن، چرا گوش ها را تکرار نکنیم؟” او سپس به کین پیشنهاد کرد که چیزی شبیه یک کلاهخود بکشد تا قطعه دماغه را پایین بیاورد و او را مرموز نشان دهد و اصلاً هیچ کره چشمی را نشان ندهد. کلاه عمدتاً ویژگی های بتمن را پنهان می کند و به ظاهر با شکوه و جدی او کمک می کند. تقریباً در تمام تصاویر کمیک، کره چشم از طریق کاسه قابل مشاهده نیست. درعوض، چشمها سفید به نظر میرسند و هیچ کره چشمی قابل مشاهده نیست. این موتیف از چشمان سفید پشت یک ماسک تقریباً در همه ابرقهرمانان نقابدار پس از اولین بازی بتمن در سال 1939 تکرار شده است. فینگر بالهای پرندهمانند را دوست نداشت، بنابراین به کین پیشنهاد داد که آنها را دوباره طراحی کند و به جای آن یک شنل بسازد و لبههای آن را ببندد تا هنگام دویدن از پشت بتمن بیرون بیاید تا شبیه بالهای خفاش به نظر برسد. یکی از گوشهای کاکل حامل یک آنتن با قدرت بالا برای یک دستگاه ارتباط داخلی در سمت چپ ماسک است که به بتمن اجازه میدهد با متحدانش در تماس بماند. این دستگاه ارتباطی قابلیت اسکن رادیو پلیس و سایر فرکانس های ارتباطی را دارد. همچنین دارای یک واحد ناوبری اینرسی برای حفظ تعادل او در هنگام رویارویی با دشمنانی مانند است. پانل های کولار کاسه سطحی از محافظت را برای سر او در برابر سلاح گرم ایجاد می کند. جلوی جمجمه و کنارههای شقیقهها نیز دارای زرههای کوچکی برای افزایش اثربخشی ضربات جمجمه و محافظت در برابر ضربات ضربهای است. برخوردهای مکرر با کلاهدوز دیوانه همچنین بتمن را مجبور کرد تا از کلاه خود در برابر کنترل ذهن شرور محافظت کند. طراحی اولیه آن بدون تغییر باقی مانده است، با این حال، اغلب برای نیازهای بتمن به روز شده است.
و همچنین اضافه کردن یک نماد خفاش بر روی سینه شخصیت به عنوان نشان سینه آن. او همچنین پیشنهاد کرد که رنگ لباس بدنش به جای قرمز خاکستری باشد و یک جفت دستکش به آن اضافه شد که از ابتدا به رنگ بنفش بود اما بعداً به آبی تغییر یافت. رنگ قرمز حذف شد و یک دستکش بلند به پوشش او اضافه شد.
بتمن در لباس خفاش عمدا شخصیتی ترسناک را پرورش می دهد تا به او در مبارزه با جنایت کمک کند. بروس وین در حالی که در مطالعه خود در مورد چگونگی تبدیل شدن به یک جنگجوی مؤثرتر جنایتکار فکر می کرد، خفاشی را دید که از پنجره اش بیرون آمد. بروس با انعکاس این که “جنایتکاران یک گروه بزدل و خرافی هستند” شخصیت خفاش را به کار می گیرد تا هویت خود را پنهان کند و دشمنان خود را ترسانده باشد.
کلاهی برای جک اسپارو

جانی دپ برای شمایلی باورپذیرتر برای دزد دریایی محبوب، جک اسپارو، از یک کلاهگیس دردلاکس که رویکردی راک اند رول دارد استفاد کرد. جانی از کیت ریچاردز آهنگساز در جمعآوری سوغاتی و چیزهای عجیب و غریب از سفرهایش، از بند قرمز و اشیای متعددی که در موهایش استفاده کرد. او از مطالعه دربارهی مردم عشایر تصمیم گرفت برای جلوهی بیشتر چشمان جک از سرمه استفاده کند. جانی دپ دوتا دندان طلا داشت که برای جک به تعداد آنها افزود.
اما مهمترین عنصر ظاهری جک اسپارو کلاه اوست. جانی دپ با همکاری طراح لباس به نام پنی رز، یک کلاه سه شاخ را با جنس چرمی که امضای اسپارو به حساب میآید برای او طراحی کردند و برای منحصربهفرد بودن اسپارو، شخصیتهای دیگر کلاهچرمی نداشتند. آن کلاه در واقع ادای احترامی است که دیگر خدمهیکشتی نسبت به جک اسپارو در جنگ با سالازار که به شکست او انجامید، به جک اسپارو داده اند. سالازار مأموریت داشت همه کشتی دزدان دریایی را از بین ببرد، اما جک با هوش خود کشتی خود را نجات داد. بنابراین خدمه او آن کلاه را به عنوان ادای احترام به او دادند. اسلحه های جک اسپارو قطعات اصیل قرن هجدهم هستند؛ شمشیر او به دهه 1740 و تپانچه او متعلق به دهه 1760 است. از جمله ایدههای اضافی جانی دپ، گردنبندی ساخته شده از انگشتان پا انسان بود که اسپارو هنگام آماده شدن دور گردن میبندد و عصایش بر اساس پیشنهاد یکی از دوستان دپ بود.
عینک نمادین هری پاتر

آنطور که خانم جی کی رولینگ هری را خلق کرده، او لاغر است با چشمان سبز درخشان و موهای تیره که نامرتب جلوه میکند. روی پیشانی اش زخم نازکی به شکل رعد و برق دیده می شود و این زخم تنها چیزی است که هری از ظاهر خودش دوست دارد. هنگامی که اولین بار هری را می بینیم عینک گردی زده بود که به خاطر مشتهایی که به صورتش خورده بود، شکسته بود؛ پس آن را به ناچار با نوارچسب زیادی به هم چسبانده بود. اینجاست که خانم رولینگ سرنخی از آسیبپذیری هری به دست مخاطب میدهد. از بین تمام شخصیت سینمایی که با عینک معرفی شده است، بدون شک هری پاتر یکی از برجسته ترین آنهاست. قابهای گرد معروف او در تمام سری کتابها و فیلمها نمادین باقی ماندند و به یکی از شناختهشدهترین نمادهای فرنچایز تبدیل شدند.
نویسنده جی کی رولینگ در مصاحبه ای توضیح داد که شخصیت هری پاتر را با عینک به عنوان اشاره ای به دوران کودکی اش نوشته است. انتخاب کردن عینک برای شخصیت اصلی، ارسال پیامی مثبت بوده به کودکان مبتلا به اختلالات بینایی بود؛ این پیام که “اگر قهرمان مورد علاقه شما عینک میزند، درک آدمها تغییر میکند و پوشیدن آنها به چیزی جذاب تبدیل میشود”.
اشتراک گذاری

