“رم شهری که در برابر هجوم نازی ها بی دفاع مانده و مردم در حال مبارزه و استقامت هستند” این همهی چیزی است که روبرتو روسلینی تلاش دارد از وقایع 1944 در شهر رم نشان دهد.
فیلمی که با تصویرهای غم انگیز از مردمی که جنگ چیزی جز ویرانی و بی خانمانی برایشان نداشته است. یحتمل رم، شهر بی دفاع نزدیکترین تصویرها را به آن ایتالیای ویران شده در جنگ دارد. روسلینی از اولین کارگردان هایی بود که دوست داشت واقعیت پس از جنگ را به دنیا نشان دهد.
از همین رو روسلینی و فیلم هایش را باید جز سردمداران نئورئالیسم دانست. در این نوشتار یلووال مدیا نگاهی داریم به کارگردانی روبرتو روسلینی در فیلم رم، شهر بی دفاع.

پیش ساخت
رم، شهر بیدفاع درست بعد از آنکه متفقین آلمانیها را از رم بیرون کردند، ساخته شد. نگارش فیلمنامه در ماه اوت 1944 آغاز شد و فیلم در ژانویه 1945 با کمترین امکانات فیلمبرداری شد؛ نکتهای که بسیاری از کاستیهای فیلمبرداری و تدوین و بازی و البته پدید آمدن ظاهر نئورئالیستی فیلم را توجیه میکند.
بخش مهمی از سرمایه اولیه تولید فیلم را زنی متمولی فراهم آورد که میخواست مستندی در مورد کشیشی به نام دون پیهتو موروسینی بسازد که به پارتیزانها کمک میکرد و عاقبت آلمانیها اعدامش کردند.
از سمت دیگر روسلینی و آمیدئی از ماجرای واقعی زنی به نام پینا که در ماه مارس 1944 در خیابانی در رم کشته شد، الهام گرفتند و آمیدئی داستان یک پارتیزان به نام چزاره نگارویل را که در زمان جنگ در خانه خود او پنهان شده بود، وارد فیلم کرد و این دو داستان در ترکیب با دو موردی که قرار بود در موردشان مستند ساخته شود، به شخصیتهای «رم، شهر بیدفاع» شکل دادند.
هر چند قصه ی فیلم ترکیبی از واقعیت و تخیل روسلینی و جمع فیلمنامه نویسان اوست، اما بارها از فیلمهای خبری تاثیرگذارتر و واقعی تر دیده می شود.
از نبود امکانات تا جنبشی سینمایی
در آن ایتالیای جنگ زده که از صنعت سینما و استودیو چینهچیتای معظم آن ویرانهای باقی مانده بود، سرمایه شخصی اولیه کفاف همه هزینههای فیلم را نمیداد.
روسلینی از سر ناچاری و برای تامین هزینههای فیلم روشی را به کار گرفت که به الفبای سینمای نئورئالیستی بدل شد؛ بهکارگیری نابازیگران، استفاده از امکانات و لوکیشن موجود و استفاده از فیلم خام نامرغوب. گرچه در لحظه لحظهی فیلم می توان ویژگی های نئورئالیسم را مشاهده کرد اما بعضی از منتقدین معتقدند ذات ملودراماتیک داستان و شخصیتهای فیلم سبب شده این فیلم بر خلاف آنچه پنداشته می شود، در مکتب نئورئالیسم ایتالیا نگنجد.
افتخارات کارگردانی
فیلم در سپتامبر 1945 در ایتالیا به روی پرده رفت و بعد از نمایش در سایر کشورها (گرچه در چند کشور مانند آلمان غربی و آرژانتین نمایش آن برای سالها ممنوع بود) ازجمله در آمریکا، توجه منتقدان و مردم را در سراسر دنیا به سینمای ایتالیا جلب کرد و به همان علت بیش از پیش در وطنش مورد استقبال قرار گرفت.
منتقدان بینالمللی فیلم را تحسین کردند و «رم شهر بیدفاع» برنده جایزه بزرگ جشنواره کن 1946، جایزه اسکار بهترین فیلمنامه (برای آمیدئی و فلینی در سال 1947)، بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان هیئت ملی نقد فیلم آمریکا و همچنین منتقدان فیلم نیویورک و بهترین فیلم سندیکای ملی روزنامهنگاران سینمایی ایتالیا در سال 1946 شد.
جهان بینی روسلینی کارگردان
روسلینی اگرچه مذهبی معتقدی نبود، اما حس شیفتگی خاصی به نمادهای کاتولیکی داشت که بارها در فیلمهای او پدیدار شد.
همکاری او با آمیدئی کمونیست زمینهساز بروز دیدگاهی شد که اگرچه او بهتنهایی پدیدآورندهاش نبود، اما در تقویتش نقش داشت؛ دیدگاهی رمانتیک با رنگوبوی ملودراماتیک که همه چیز را در دو طیف متضاد خوبها و بدها طبقهبندی میکرد و مرگ را بهعنوان عاملی رهاییبخش و سبب پیروزی معنوی معرفی میکرد.
این تصویر اگرچه در نیمه دوم قرن بیستم الهامبخش بسیاری از جریانهای ضداستعماری و پیدایش شمایلهایی همچون چهگوارا بود، اما با گذشت چند دهه، در آغاز قرن جدید معنای مثبت و زیبای ابتدایی را از دست داد و به ضد خود بدل شد.
وقتی فقط مرگاندیشی ماند، زمینه پیدایش تکفیریها و انتحاریها پدید آمد و نیروهایی در مخالفت همان جریان اولیه از آن بهره بردند. شاید بهتر بود در این جمله دون پیترو بیشتر دقت میشد که «خوب مردن کار سختی نیست. این خوب زندگی کردن است که سخت است»
مصائب کارگردانی در دوران جنگ
نئورئالیسم شیوه مشخصی در سبک فیلم به بار آورد . در سال 1945 جنگ قسمت عمده چینه چیتا را ویران کرده بود ، از این رو پلاتو محدود و تجهیزات صوتی کمیاب بود. در نتیجه میزانسن نئورئالیستی متکی به محلهای واقعی شد و فیلمبرداری آن خامی و زمختی فیلمهای مستند را به خود گرفت . روسلینی گفته است که مقداری از نگاتیوها را از عکاسان خیابانی خریده است ، از این رو رم شهر بی دفاع با فیلمهای دارای کیفیتهای متفاوت فیلمبرداری شد.
نقش ها و بازیگران
اگرچه از برخی بازیگران نامآشنا در فیلم استفاده میشود، اما با استفاده از بسیاری نابازیگر و آدمهای عادی و از طریق رفتن به قلب جامعه جنگزده ایتالیا در شهر رم- در میانه دهه ۴۰ میلادی – کاری پرکشش و تماشایی خلق میشود که به نوعی پیشگامی روبرتو روسلینی را بهعنوان یکی از موثرترین فیلمسازان این سبک از فیلمسازی به اثبات میرساند. شاید به همین دلیل بوده که بسیار کسان، بهویژه پس از تماشای فیلم رم، شهر بیدفاع عنوان پدرخوانده موج نوی سینمای فرانسه را نیز به روبرتو روسلینی دادهاند و بسیاری از کارهای او را ستودهاند.
خدمات بازیگری بازیگرانی چون آلدو فابریتزی که گذشته از بازیگری تجربه کارگردانی در سینمای ایتالیا را نیز دارد و مثل همیشه بازی بهیادماندنی آنا مانیانی تماشایی است و فیلم با وجودی که پایانی تلخ و گزنده دارد میزان بر انگیختنِ حس همذاتپنداری مخاطب در همراهی با آدمهای اصلی داستان فیلم، به اندازهای است که بیننده فیلم، بسیاری از لحظههای گرم و گیرای چنین اثری را تا همیشه به ذهن میسپارد و با همه تلخیهایی که در فیلم میبیند، آن را به خاطرهای فراموشناشدنی تبدیل میکند.
ادای دین روسلینی به نیروهای مقاومت
فیلم رم، شهر بیدفاع را باید نوعی ادای دین به مبارزان و نیروهای مقاومت ایتالیایی دانست که در برابر نیروهای اشغالگر نازی و تجاوز و ویرانگریهایشان ایستادگی کردند و بسیاری نیز با فداکردن جانشان به پیروزی دست یافتند.
فیلم روسلینی در سال ۱۹۴۵ یعنی درست در زمانی که در ایتالیا از آن با عنوان بهار رم یاد میکنند، همزمان با اعدام موسولینی ساخته شده است و از این زاویه نیز برای ایتالیاییها کاری شاخص به شمار میآید. از این جهت می توان با اطمینان گفت نامی که برای فیلم برگزیده شده بسیار هوشمندانه و درست است، نامی که به وضوح در طول فیلم می توان مشاهده اش کرد.
اشتراک گذاری

