در سال 1946 روبرتو روسلینی دومین ضلع سه گانهی جنگاش یعنی فیلم پاییزا یا از خودیها را ساخت. پاییزا اصطلاحی بود که توسط ایتالیایی ها و نظامیان آمریکایی در جریان آزاد سازی ایتالیا به اشخاص خودی و ایتالیایی اطلاق می شد به عبارت دیگر پاییزا یعنی دوست، رفیق.
این فیلم در ژانر درام جنگی از جنبش نئورئالیست هی ایتالیا است. فیلم روایت آزادی ایتالیا توسط نیروهای متفقین در اواخر جنگ جهانی دوم است که در شش اپیزود نمایش داده می شود. این فیلم برای اولین بار در جشنواره بین المللی فیلم ونیز به نمایش درآمد و جوایز ملی و بین المللی متعددی از جمله نامزدی در بیست و دومین دوره جوایز اسکار برای بهترین داستان و فیلمنامه دریافت کرد. در این نوشتار یلووال مدیا نگاهی داریم به فیلم پاییزا ساختهی روبرتو روسلینی.

داستان فیلم
در داستان اول می بینیم که در طول تهاجم متفقین به سیسیل، یک گشت آمریکایی شبانه راهی روستایی می شود. فقط یکی از آمریکایی ها ایتالیایی صحبت می کند. دختر محلی به نام کارملا، می خواهد به قصد یافتن برادر و پدرش با گشت آمریکایی همراه می شود تا آن ها را راهنمایی کند که درگیر اتفاق های ناگوار می شوند.
داستان دوم روایتگر وقتی است که متفقین به سرزمین ایتالیا حمله و بندر ناپل را تصرف می کنند. پسر یتیمی به نام پاسکال آواره خیابان است او با مردی به نام جو که یک سرباز آفریقایی-آمریکایی است درگیر یک ماجرای سرقت می شود.
در اپیزود سوم از فیلم پاییزا وارد زندگی فردی به نام فرد می شویم؛ فِرِد سربازی آمریکایی است که در جستجوی زنی است که پس از آزادسازی رم با او ملاقات کرده، او زن را می بیند اما نمی شناسد و زن در تلاش است که خود را به فرد معرفی کند.
در داستان بعد شاهد زمانی تاریخی هستیم که نیمه جنوبی فلورانس آزاد می شود، اما نبردهای شدید در نیمه دیگر، در آن سوی رودخانه آرنو، بین پارتیزان های ایتالیایی و آلمانی ها و متحدان فاشیست آنها ادامه دارد. تمام پل ها به جز پونته وکیو منفجر شده اند و پیشروی متفقین را متوقف کرده است. پرستاری به نام هریت متوجه می شود که رهبر پارتیزان ها، مردی به نام “لوپو” هنرمندی است که او را قبل از جنگ در فلورانس می شناخت. او با پارتیزان ماسیمو، مردی که ناامید از اخبار خانواده اش است، متحد می شود و از طریق راهرو وازاری وارد شهر درگیری شده می شود. ماسیمو پس از درگیری با اسلحه، به جستجو برای یافتن خانواده اش ادامه می دهد.
از سه کشیش نظامی آمریکایی استقبال می شود که شب را در یک صومعه کاتولیک رومی در کوه های آپنین در غرب ریمینی بمانند. کاپیتان بیل مارتین، که تنها کشیشانی است که ایتالیایی صحبت می کند، به عنوان مترجم عمل می کند. راهبان از اینکه مارتین یک کاتولیک است و اوست که واسطه ی بین آن ها ودیگران است نگران می شوند و در ارتباط با یکدیگر چالش هایی را از سر می گذرانند.
اپیزود نهائی فیلم پاییزا در دسامبر 1944 می گذرد؛ یک افسر آلمانی انگیزه های کشورش برای جنگ را برای اسرا بازگو می کند و این که جنگ قبل از دستیابی آلمان به تسلط بر جهان متوقف نخواهد شد؛ روز بعد پارتیزان ها اعدام می شوند و اسرای متفقین زمانی که می خواهند مداخله کنند تیراندازی می شود.
سینما و جنگ جهانی دوم
سینمای ایتالیا که با برادران لومیر شناخته شد بارسیدن به ابتدای قرن بیستم ساخت فیلم های هنری در آن آغاز شده بود، فیلم های حماسی ای که از ادبیات غنی اروپایی اقتباس شده بود، مانند اتتلو، کابیریا و دیگر ساخته های کازرینی. با رسیدن به اوایل دهه سی و با ظهور فاشیسم و ناآرامی های فرانسه رشد سینمای این کشور نیز متوقف شد.
در این شرایط کارگردان های انگشت شماری به زحمت توانستند هنر و خدمات فیلمسازی و کارگردانی ایتالیا را زنده نگه دارند کارگردان هایی چون پازولینی، فلینی، روسلینی و ویسکونتی …روکوو برادرانش، جاده، دزد دوچرخه، زمین می لرزد، وسوسه همگی از میان آتش فاشیسم سربرآوردند.
از تولید تا افتخار
پس از موفقیت فیلم رم، شهر بی دفاع ، تهیه کنندهای به نام گایگر روسلینی را تشویق به ساخت فیلم دیگری درباره جنبش مقاومت ایتالیا کرد، به او پیشنهاد داد از سرمایه گذاران ایتالیایی و آمریکایی کمک مالی دریافت کند. فیلمنامه شش اپیزود داشت که بر اساس داستانهایی از کلاوس مان، مارچلو پاگلیرو، سرجیو آمیدی، فدریکو فلینی، آلفرد هیز و واسکو پراتولینی نوشته شده بودند. فیلم از خودی ها در سطح بینالمللی، مورد تحسین متفقین منتقدان قرار گرفت. منتقد فرانسوی آندره بازن آن را به عنوان فیلم کلیدی برای نشان دادن اهمیت نئورئالیسم ایتالیایی انتخاب کرد.
سال ها بعد مورخان و منتقدان سینما به اهمیت فیلم در آن سال ها پی بردند، مثلا خوزه لوئیس گوارنر آن را شاهکاری از نئورئالیسم و همچنین یکی از قلههای تاریخ فیلم نامید، مارتین اسکورسیزی آن را در میان “39 فیلم خارجی ضروری برای یک فیلمساز جوان” فهرست کرد، و گیلو پونتکوروو، پایسان یا از خودی ها را به عنوان فیلمی معرفی کرد که او را متقاعد کرد که خودش کارگردان شود.
اشتراک گذاری

