معرفی و نقد سریال صد سال تنهایی

معرفی و نقد سریال صد سال تنهایی
زمان مطالعه: 4 دقیقه
3
(2)

رمان صد سال تنهایی (1967) گابریل گارسیا مارکز، رمانی نیست که بتوان از آن ساده گذشت. صد سال تنهایی نه فقط یک رمان کلاسیک، بلکه به عنوان سمبل یک ژانر که در نقطه اوج رئالیسم جادویی و به طور کلی ادبیات اسپانیا ایستاده است، کتابی باشکوه است. نتفلیکس نیز با ساختن این اثر در زادگاه آن یعنی کلمبیا، تلاش کرده یک سریال تلویزیونی بسیار جذاب تولید کند. به بهانه آغاز پخش این سریال، در این مقاله یلووال مدیا به سراغ معرفی و بررسی آن رفته ایم. با ما همراه باشید.

منتقدان سریال

تصویری از سریال صد سال تنهایی

شاهکار مارکز، رمانی است که کاملا قابلیت تبدیل شدن به یک سریال را دارد. بیشتر داستان در یک مکان اتفاق می افتد و در طول زندگی چندین نسل از یک خانواده، به صورت اپیزودیک، روایت می شود. البته، یک دشواری برای تبدیل آن به فیلم وجود دارد و آن تبدیل گفتگوهای ذهنی و تخیلات شخصیت های کتاب به تصویر است. البته پس از اعلام آغاز ساخت سریال، دو گروه از منتقدین نسبت به آن به وجود آمدند. از طرفی برخی از علاقه‌مندان به کتاب صد سال تنهایی معتقد هستند که تصاویر روی پرده هرگز نخواهند توانست با نثر کتاب برابری کنند. از طرف دیگر، از آن جایی که بعد از انتشار کتاب «صد سال تنهایی» تعداد زیادی از نویسندگان در ژانر رئالیسم جادویی از آن تقلید کرده اند، برخی از خوانندگان به طور کل نسبت به این ژانر بدبین شده اند. این گروه نیز محبوبیت سریال را گذرا می دانند.

شروع داستان

اورسولا و خوزه آرکادیو در سریال صد سال تنهایی

داستان از اواسط قرن نوزدهم، در عروسی خوزه آرکادیو بوئندیا (مارکو گونزالس) و ارسولا ایگواران (سوسانا مورالس) شروع می شود. آنها پسر عمو ودخترعمو هستند و مادر اورسولا پیش‌بینی می‌کند فرزندانشان دم خوک خواهند داشت و با وصلت آن ها مخالفت می کند. از طرف دیگر، خوزه آرکادیو توسط روح مردی که در انتقام به یک توهین در جنگ خروس‌ها کشته بود، تسخیر شده است. تحت تاثیر این شرایط، تازه عروس و داماد تصمیم می گیرند زادگاه خود را ترک کنند. آن‌ها رویای خوزه آرکادیو برای تأسیس یک روستای جدید را دنبال می‌کنند. جایی به نام ماکوندو.

ماکوندو یک آرمان‌شهر منزوی است که در آن اتفاقات عجیبی رخ می‌دهد. کشیش‌ها و نوزادان در هوا معلق می‌شوند و مردگان می توانند دوباره به زندگی بازگردند. گروهی از کولی‌ها سالانه به آنجا می‌آیند و معجزاتی چون کیمیاگری، آهنربا، یخ و شربتی که شما را نامرئی می‌کند، عرضه می‌کنند. همه این‌ها به یک اندازه باورپذیر تلقی می‌شوند. همراه با تغییر و انحراف قوانین از واقعیت در ماکوندو، مردم شهر این فضای جنون آمیز را همراه با خصوصیات عجیب خود، با بی تفاوتی پذیرفته اند. دوربین به آرامی از اتاقی به اتاق دیگر و از خانه‌ای به خانه دیگر حرکت می‌کند، مطمئن از اینکه پشت هر در جدید چیزی خارق‌العاده پیدا خواهد کرد.

برتری فیلم بر کتاب

تصویری از سریال صد سال تنهایی

نفرینی که می‌گوید همخونی این زوج باعث تولید جانوران می‌شود، برای مدت طولانی محقق نمی‌شود، اما پسران و نوه‌های خوزه آرکادیو و اورسولا به گونه‌ای دیگر محکوم به فنا هستند. آنها قرار است اشتباهات خود و پیشینیان خود را تکرار کنند. مشکلی که توسط همه مردان خانواده که نام های مشابهی دارند برجسته شده است. هنگام خواندن کتاب شما مجبور می شوید مدام کتاب را ورق بزنید و سعی کنید به یاد بیاورید که آرکادیوها و اورلیانوس های مختلف چه کسانی هستند. اما در نسخه تلویزیونی راحت تر می توان با این موضوع کنارآمد، زیرا شما می توانید چهره های آنها را ببینید.

همچنین سریال در بخش‌هایی که سیاست وارد ماکوندو می‌شود و فساد، جنگ داخلی و فرصت‌های بی‌شماری برای آشکار شدن بزدلی یا شجاعت پنهان شخصیت ها را به همراه می‌آورد، بهتر عمل می‌کند. داستان در این زمینه‌ها عمق و انسجام بیشتری پیدا می‌کند. البته هنوز زمان آن نرسیده که ماکوندو به استعاره‌ای از ویرانی‌های امپریالیسم و سرمایه‌داری تبدیل شود. داستان به دو بخش تقسیم شده و هشت قسمت دوم سال آینده پخش خواهد شد. اما در بخش پایانی فصل اول، خشونت خونین صحنه‌های جنگ تغییری به ‌موقع در لحن ایجاد می‌کند، درست وقتی که ممکن بود داستان احساسی، خانوادگی و بیش از حد تکراری شود.

سخن آخر

شما با دیدن این سریال قطعا شگفت زده می شوید. دیدن تصاویر بی‌نظیری که بیش از نیم‌قرن در ذهن خوانندگان تصویرسازی شده اند حیرت انگیز است. مانند صحنه بارش گل‌های زرد که مرگ خوزه آرکادیو را اعلام می‌کند و رد خونی که از شهر عبور می کند و به پای اورسولا می‌رسد تا به او بگوید پسرش مرده. هردو صحنه با دقت و زیبایی خیره‌کننده‌ای به تصویر کشیده شده‌اند. در این داستان شگفتی‌های عجیب و غریبی وجود دارد که به تصویر کشیدن ماکوندو را ارزشمند می‌کند.

در نهایت، ما با اقتباسی ساده و مستقیم از رمان بزرگ «صد سال تنهایی» روبه‌رو هستیم. فیلم‌سازان لورا مورا و الکس گارسیا لوپز آشکارا احترام زیادی برای این اثر قائل‌ هستند و این تبدیل وفادارانه به فیلم، چیزی بود که این شاهکار نیاز داشت.

منبع: وبسایت گاردین

 

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 3 / 5. تعداد آرا: 2

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه