اول از همه “نشویل” یک شهر است در تنسی. نام این فیلم هم به واسطه اتفاقاتی که در این شهر میافتد انتخاب شده است. اما در این مقاله از یلووال مدیا نشویل یک پروژه همه فن حریف است. یک کمدی-درام موزیکال که با تمام لطافتش دارد یک سیاست خشن و پرفراز و نشیب را به نمایش میگذارد.فیلم پنج روز را شرح میدهد که قرار است یک خارجی پوپولیست با بلیت حزب جایگزین برای ریاست جمهوری نامزد شود و این کنسرت به عنوان سکویی برای کمپین او عمل می کند. پس تمام اتفاقات در پس زمینه یک کمپین سیاسی رخ میدهد ولی در اینجا زمینه حضور شخصیت های مهم موسیقی کشور فراهم میشود. کشوری که به سبک موسیقی کانتری و گاسپل می پردازد و دیوانگی یک فرهنگ بنیادگرا را به تصویر می کشد که در آن عملاً همه به یک گروه واحد تبدیل شده اند و تصاویر و صحنه های فوقالعاده ای را روایت میکنند.
در دل نشویل

نشویل، زندگی شخصیتهای مختلف در صحنه موسیقی کانتری را در طول پنج روز پرهیاهوی منتهی به کنسرت گالا به هم میپیوندد. بدانید که شما مخاطب یک اثر موزیکال هستید. اثری که در آن ممکن است آنطور که باید تمامی کاراکتر ها را نشناسید. کاراکترها یا خوانندهاند یا نوازندهاند و یا مدیران برنامه ریزی. هرکدام به چالش های حرفه ای و شخصیشان گرفتارند که چالشی بزرگتر سر راهشان قرار میگیرد. برگزاری سک کمپین سیاسی برای یک خارجی پوپولیست که نامزد ریاست جمهوری شده و میخواهد از طریق این تریبون خودش را به دید عموم بگذارد و از این کنسرت گالا برای خودش سکویی برای پرتاب بسازد. در پس پرده برخی نوازندگان جوان و مشتاقی هستند که تجربه جدیدی را کسب میکنند در حالی که برخی دیگر ستاره های ثابت شده و باتجربه هستند. روابط آنها، چه عاشقانه و چه حرفه ای، در میان هرج و مرج پیش می رود. رابرت آلتمن از طنز برای نقد فرهنگ، سیاست و صنعت سرگرمی آمریکا استفاده می کند. بررسی مضامین شهرت، هویت و جستجوی موفقیت نیز در اهداف آلتمن بوده و این در برخی دیالوگ ها و اجراها کاملا مشخص است. از نکات قابل تحسین این فیلم انتخاب بسیار هوشمندانه و درست ترانه هاست که با ظرافت و وسواس به خصوصی نوشته و پرداخته شده. به طور خلاصه، «نشویل» یک نقاشی غنی از زندگی های به هم پیوسته است که در پس زمینه پر جنب و جوش پایتخت موسیقی کانتری قرار دارد.
از نت دو تا سی

اسکار بهترین موسیقی اولین دستاورد نشویل شد. کیت کارادین با آهنگ i’m easy توانست بهترین موسیقی فیلم را در اسکار به نام خود کند.این تنها دستاورد موسیقی در این اثر نبود. میتوان گفت بهترین و خاطره انگیز ترین سکانس این فیلم نیز حاصل کار و اجرای یک ترانه بی نظیر از باربارا ژان بود. یک سالن کنسرت شلوغ در نشویل را تصور کنید. درحالی که هواداران مشتاقانه انتظار ورودش را میکشند. ژان که در آسیب پذیر ترین حال خودش قرار دارد، ورودی شکوهمندانه را تقدیم مخاطبانش میکند و با صدایی که ترکیبی از درد و زیباییست ترانه ای به نام It Don’t Worry Me را اجرا میکند که تمام ماهیت فیلم را به تصویر میکشد. شعر منعکس کننده مبارزات، ترس ها و امیدی ست که در طول فیلم همراه شخصیت ها بودهاست. وقتی او اجرا می کند، ما تصویرهایی کوتاه از شخصیت های دیگر را در بین تماشاگران می بینیم که برخی اشک می ریزند و برخی دیگر در افکار خود گم شدند. باربارا ژان در این سکانس به نمادی از خود نشویل تبدیل می شود. درد دل، رویاها و تضادهای شهر. و بله، این سکانس آنطور که باید ماندگار می شود و اثری غیرقابل باور هم بر شخصیت ها و هم بر مخاطب بر جای می گذارد. در این لحظه، موسیقی از سرگرمی صرف فراتر رفته و به آینه ای برای زندگی شخصیت ها تبدیل می شود.
منتقدان چه میگویند؟

منتقدان «نشویل» را به دلیل داستان سرایی چندوجهی اش، در هم آمیختن عناصری از موسیقی، درام مستند، تمثیل سیاسی و طنز تحسین کرده اند. این فیلم که در طول شمارش معکوس اولیه ریاست جمهوری در نشویل می گذرد، ما را با مجموعه ای غنی از شخصیت ها آشنا می کند، از زن خانه دار لیلی تاملین گرفته تا یک سرباز تنها و یک خواننده سبک کانتری. نبوغ رابرت آلتمن در حالی که انسانیت را از طریق لنز دوربینش به تصویر می کشد، درخشان میشود.
اشتراک گذاری

