مارتین مکدونا، فیلم بلند ساخته و این فیلمها از نظر نظر اعتبار هنری، تلاش، خلاقیت، استانداردهای فیلمسازی و تحسین منتقدان از بدترین تا بهترین رتبهبندی شدهاند. در این مقاله از یلووال مدیا، چهار فیلم بلند تحسینشده این کارگردان، نمایشنامهنویس و فیلمنامهنویس بریتانیایی-ایرلندی بررسی شده است.

ویژگی آثار مارتین مکدونا
مارتین مک دونا نمایشنامه نویس، فیلم نامه نویس و کارگردان فیلم بریتانیایی-ایرلندی، با جابجایی مرزها و قراردادهای معمول تئاتر و سینما، در طول زندگی حرفهای خود به شهرت خوبی رسیده است.
فهرست نسبتاً کوتاه 4 فیلم بلند او کلیشههای شخصیتی را به چالش میکشد و تمثالهای غیر معمولی از قهرمانی، عشق، مراقبت، همدردی و غیره را به تصویر می کشد. کار او روی پرده بهطور ساده به عنوان کمدی سیاه توصیف میشود، یعنی طنزآمیز نشان دادن یک موضوع تابو.
در کارنامه فیلمسازی نسبتا کوتاه مک دونا، او تمایل خود را برای بررسی سلامت روان و استعداد یافتن نور در تاریکترین مکانها را نشان داده است.
این کارگردان موفق و با استعداد در چهار فیلم خود یعنی در بروژ، هفت روانپزشک، سه بیلبورد خارج از ابینگ-میسوری، و بنشیهای اینی شرین با به تصویر کشیدن قاتلان کودکان، پدوفیلیای کلیسا، متجاوزین، و نژادپرستها توانسته است به تحسین فراوان منتقدان، 6 نامزدی اسکار، 8 نامزدی بفتا، یک جایزه اسکار (برای فیلم کوتاه شش تیرانداز در سال 2006) و 4 جایزه بفتا برسد. او یک فیلمنامه نویس هوشمند است که کمدی و تراژدی لایهای را تلفیق می کند.
هفت روانی (Seven Psychopaths)
محصول سال 2012
فیلم هفتروانی، فیلمی هوشمندانه و ساختار شکن است. همانطوری که میتوان از آثار او انتظار داشت. مک دونا در این فیلم ماشین فیلم سازی هالیوود، ساختار فیلم های هالیوو و زیرزمینی کثیف که همه آنها را پشتیبانی میکند هدف قرار میدهد.
در بررسی و رتبهبندی فیلمهای بلند مارتین مک دونا فیلم هفت روانی که اولین فیلم بلند اوست در انتهای فهرست قرار دارد. هفت روانی علیرغم همه هوشمندی و هدفی که دارد، از لحاظ احساسی تا حدودی از دیگر فیلمهای او فاصله دارد.
این فیلم کارگردان بریتانیایی-ایرلندی بهطور تماشایی مفرح است و برخی از سکانسهای آن کاملاً خندهدار است اما عمق کمتری در شخصیتها و لایههای کمتری در روایتهای آن وجود دارد.
بسیاری از منتقدان هفت روانی را تقریباً هممرتبه با فیلمهای درجه یک شین بلک مانند Kiss Kiss Bang Bang میدانند.
اما هفت روانی فیلمی است که به نظر می رسد در آن هسته عاطفی فیلم در مقایسه با هدف داستان، در اولویت دوم قرار دارد و سینما در آن اولویت کمتری نسبت به نوشتن دارد. شبیه یه یک مقاله خندهدار.
البته که هفت روانی به هیچ وجه فیلم بدی نیست. در واقع، این فیلم بسیار خندهدار و هوشمندانه است و بدون شک رتبه بالاتری نسبت به آثار بسیاری از فیلمسازان دارد. هفت روانی در واقع یک شروع بسیار خوب برای مک دونا جهت ورود به جمع فیلم سازان مطرح است.
سه بیلبورد خارج از ابینگ-میسوری (Three Billboards Outside Ebbing, Missouri)

محصول سال 2017
فیلم سه بیلبورد خارج از ابینگ-میسوری مسلما موفقترین فیلم زندگی حرفهای مارتین مک دونا است که تا به امروز نامزد ۲ جایزه اسکار و ۵ جایزه فیلم بفتا به علاوه ۹ نامزدی دیگر در هر دو مراسم دریافت کرده است. حتی به دلیل نمایش «آمریکای میانه» در طول دورهای خاص در تاریخ ایالات متحده، وارد خبرها شد.
سه بیلبورد خارج از ابینگ-میسوری فیلمی تلخ و درام است که در عین حال باعث خنده میشود. کارگردان دقیقاً میداند چه زمانی باید کمدی را متوقف و شما را با درامی ویرانگر مواجه کند.
نقش اصلی فیلم، فرانسیس مک دورمند در نقش مادری که هنوز از تروما و جراحات ناشی از کشته شدن وحشیانه دخترش رنج میبرد، صراحتاً شگفتانگیز است. او زنی سرسخت و قدرتمند است و به گونهای عمل میکند که گویی روحی انتقامجو آماده است تا به هر کسی که در راه یافتن عدالت او قرار میگیرد، آسیب وارد کند.
او مسلماً به طور طبیعی دلسوزترین شخصیت اصلی مک دونا است. کاراکتر و روایتی که هرکسی میتواند با آن همدلی کند. در عین حال او هنوز به شیوه خاص خودش دردسرساز است و در مناطق خاکستری اخلاقی عمل میکند. البته مک دونا با این مناطق خاکستری غریبه نیست و این فیلم با تسلط خاصی در آن قلمرو می گذرد.
سه بیلبورد خارج از ابینگ-میسوری نه به اندازه یکی از فیلمهای موجود در این فهرست خندهدار یا نقلقولکننده و نه به اندازه دیگری قدرتمند است اما با دقت تصور شده، به زیبایی ارائه شده و به حدی فوقالعاده اجرا میشود که بدون شک به همان اندازه غیرقابل چشم پوشی است.
این فیلم اثری از مکدونا است که توجه به جوایز آن سیگنالی به جهان است زیرا این فیلمساز برخلاف فیلمسازان دیگر سینمای انگلیسی زبان، فیلم تولید میکند.
در بروژ (In Bruges)
محصول سال 2008
فیلم در بروژ یکی از بهترین فیلمهای تاریخ در زمینه دیالوگهای پر مفهوم است. این فیلم محصول 2008 در واقع بسیار شبیه به فیلم کوتاه برنده اسکار مک دوناSix Shooters محصول 2004 است. در انتخاب بازیگر (برندان گلیسون)، داستانهای تاریک شخصیتهای فیلم، و روایت تقریباً اپرایی.؟!!!!
همانطور که در مورد هر فیلم مک دونا اتفاق میافتد، در بروژ به شکلی ظاهراً پیش پا افتاده شروع میشود. با شخصیتهایی که چندان تفاوتی با هیچ یک از ما ندارند. سپس حقایق تاریکی آشکار میشوند که ما را مجبور میکند وفاداریها و معیارهای اخلاقی خود را زیر سوال ببریم. این روش قطعا یک کار توطئهگرانه است زیرا به هر حال یک فیلم مکدونایی است. علیرغم اینکه لحظات غیر قابل باور کمی در این فیلم وجود دارد اما واقعاً شما را در هر مرحله درگیر خود میکند.
به نظر میرسد مکدونا در این فیلم مصمم بوده که حتی بیش از سه بیلبورد خود را با افراد افتضاح -در این مورد یک قاتل کودک و یک قاتل- به چالش بکشد. او در فیلم «در بروژ» موفق میشود این کار را به صورتی خندهدار، نقلقولکننده و بامزه انجام دهد. ممکن است این فیلم مکدونا از نظر بصری به اندازه برخی از آثار دیگر او پر زرق و برق نباشد اما همچنان یک کلاسیک مدرن بریتانیایی-ایرلندی و یکی از اولین فیلمهای برتر قرن بیست و یکم است.
بنشیهای اینیشرین (Banshees of Inisherin)

محصول سال 2022
بنشیهای اینیشرین اثر مارتین مک دونا یک شاهکار مدرن است. ارائهی نهایی مک دونا از تراژدی، طنز سیاه و مالیخولیا که توسط بازیگران برجستهای به تصویر کشیده شده است.
مک دونا با همکاری مجدد با بازیگران اولین فیلم خود در بروژ(کالین فارل و برندان گلیسون)، دیالوگهای پرمخاطب خود را با مکالمات روزمره ترکیب میکند و روایت را پیش میبرد.
هسته اصلی کار او، استعارهای زیبا از رنجهای مردانه و جنگهای ایرلندی است که هر کدام عمقی به هر ضربان داستان، تصمیمگیری شخصیتها و برخوردهای به ظاهر پیش پا افتاده میدهد.
فیلم بنشیهای اینیشرین موفق میشود از حقیقتی در مردان صحبت کند که به ندرت در صفحه نمایش دیده می شود، افسردگی و اضطراب. در این روایت ساده و سطحی از جدا شدن دو دوست، حقیقتی تاریک پنهان شده است. حقیقتی که نشان میدهد هر مردی برای زنده بودنش دلیلی دارد، دلیلی که عمیقاً به جسم او مرتبط است. همچنین در سکوتی عمیق رنج کشیدن مردان را نشان میدهد.
البته لحظات خندهداری در فیلم وجود دارد که مخصوص فیلمهای مارتین مک دونا است اما حقیقت غمانگیزی که بیان میکند این فیلم را به چیزی فراتر از محدودیتهای ژانر خود و آثار پیشین فیلمنامهنویسط آن تبدیل میکند تا به اثری کاملاً تکاندهندهتر تبدیل شود. بنشیهای اینیشرین به معنای واقعی کلمه دستاورد بزرگ زندگی حرفهای مارتین مک دونا در فیلمسازی است.
آثار مکدونا از نگاه شما
شما کدام فیلم مارتین مک دونا را بهترین فیلم او می دانید؟ کدام لحظات از فیلمشناسی او بیشتر در ذهن شما میماند؟ دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
منبع: سایت The film magazine
اشتراک گذاری

