دیدن سینمای کلاسیک مثل خواندن تاریخ فعلی ارزشمند است که فاصله ی زیادی تا ایجاد سرگرمی دارد، از همین رو به واسطهی سینما می توان در سرزمین و تاریخی قدم زد که نبوده ایم، ویتوریو دسیکا یکی از همان کارگردان هایی است که می تواند تصویری واقعی از تاریخ اجتماعی کشورش به نظر بیننده برساند. در این نوشتار یلووال مدیا نگاهی داریم به زندگی ویتوریو دسیکا.

کودکی ویتوریو دسیکا
ویتوریو دسیکا در ابتدای صدهی نهصد میلادی یعنی ژانویه 1902 به دنیا آمد، کودکی اش در زادگاه پدری اش ناپل گذشت، در دوران نوجوانی در نمایش های مذهبی کلیسا و همچنین در نمایش های کمدی نقش بازی کرد.
تحصیلش را در مدرسهی هنرهای دراماتیک رم ادامه داد و در اوایل دههی 1920 بازی در تئاتر را به طور جدی پیگیری کرد. تا اینکه به واسطهی دوستی خانوادگی بازی در یک فیلم صامت را تجربه کرد.
آغاز زندگی هنری دسیکا
سال 1931 بازیگری را به طور رسمی و بیشتر در نقش کمدی به کارگردانی ماریو کامرینی ظاهر شد و در کوتاه مدت به چهرهی دوست داشتنی و جذاب سینمای ایتالیا تبدیل شد و تا پایان زندگی اش در بیش از صد فیلم نقش آفرینی کرد.
در فیلم گل های ارغوانی اولین بار در مقام کارگردان نشست و با فیلم بچه ها نگاهمان می کنند برای نخستین بار به موضوعات جدی اجتماعی پرداخت، پس از پایان جنگ جهانی دوم فیلم هایی ساخت که از پایه گذاران سینمای نئورئالیسم شد، اما پس از افول نئورئالیسم در ایتالیا فيلمهاي او يا در زمينه ي آثار طنزآميز پيشين او هستند يا تلاش او را در بازگشت به فیلمهای نئورئاليستيی به نمايش ميگذارند.
او تا پایان عمرش فعال بود، در فیلم ها بازی می کرد تا بتواند هزینهی ساخت فیلم های بعدی اش را تامین کند.

نگاهی به سه فیلم ویتوریو دسیکا
دزدان دوچرخه
فیلم دزدان دوچرخه داستان مردی بیکار است به نام آنتونیو که در جستجوی کار سر انجام به عنوان اعلامیه چسبان استخدام می شود و برای کار نیاز به دوچرخه ای دارد، به زحمت دوچرخه را تهیه می کند. روزی در حین انجام کار دوچرخهاش را می دزدند، بنابراین آنتونیو و پسرش شروع به جستجو برای دوچرخه می کنند.
دزدان دوچرخه یک فیلم خوب نیست یک اثر تاریخ ساز است، اثری که توانست هنر هفتم را وارد مسیر دیگری کند. داستانی که در اوج سادگی محکوم به واقعگرایی صرف است و کارگردان درست در جایی می ایستد که جامعه قرار دارد.
سبک خدمات فیلمبرداری ویتوریو دسیکا با آن دوربینی که انگار دارد لحظه ای را شکار می کند چنان کارکرد روایی و فرمیک به خود گرفته که گویی اصلا دوربینی در کار نیست. دزدان دوچرخه در هر زمان دیده شود هوادار دارد، زیرا کاراکتر آنتونیو هیچ وقت منقرض نمی شود و این اسیری همچنان ادامه دارد حال می خواهد در اسیری ظلمت مدرنیته باشد یا پست مدرنیته.

آمبرتو دی
آمبرتو دی، یکی از کامل ترین و بهترین تجربه های همکاری زاواتینی و روبرتو دسیکا در سینماست. فیلم با سیاهی آغاز می شود و در میان یک تظاهرات و شلوغی، دسیکا به زیبایی هر چه تمام تر سوژه اصلی فیلمش را پیدا می کند؛ آمبرتو دومینیکو فراری یا همان آمبرتو دی پیرمردی شیک و آرام است که پس از گذشت دقایقی از فیلم بیننده متوجه می شود که او تنهاست و همیشه با صاحبخانه خود درگیر است، تنها سگ کوچک او، فلایک و خدمتکار خانه همراهانش هستند.
دسیکا و زاواتینی، برهه ای خاص را از زندگی آمبرتو دی به تصویر می کشند، این که آمبرتو تنهاست و تنها چیزی که بیننده از او می داند این است که 30 سال کارمند بیمه بوده است، این که ایتالیا می خواهد وارد جنگی بشود که نیامده تاثیرش را گذاشته است و این که مردم و جامعه بی رحم شدهاند.
به قول زاواتینی، آمبرتو دی داستان زندگی کسی است که هیچ اتفاق خاصی برایش نمی افتد و این موضوع با ظرافت و زیبایی تمام در فیلم به تصویر کشیده شده است.
از زاویه ای دیگر، آمبرتو دی را می توان زندگی پدر خود روبرتو دسیکا دانست، او که کارمند بوده و زندگی بسیار سختی داشته است و نامش نیز آمبرتو دسیکا یا آمبرتو دی بوده است و احتمالا فیلم را می توان ادای دین دسیکا به پدرش دانست.
آمبرتو دی یکی از شاهکاری تمام و کمال سلاطین نئورئالیسم است فیلمی که سردی روابط انسان ها و بی رحمی جامعه و تنگنای زندگی را بیش از پیش نمایان می کند.
آمبرتو دی پیرمردی بازنشسته است که در دوران رکود اقتصادی ایتالیا زندگی سختی را می گذراند، او با فقر دست و پنجه نرم می کند و در حال بی خانمان شدن است، و در این شرایط آمبرتو حاضر نیست که غرور و انسانیت خود را زیر پا بگذارد.

معجزه در میلان
یکی از دیگر از همکاریهای درخشان زوج دسیکا زاواتینی بر اساس رمانی از زاواتینی شکل میگیرد. فیلمی ساخته شده در سالهای پایانی نئورئالیسم و برآمده از همان مکتب که نگاه به زندگی فرودستان جامعهی پس از جنگ ایتالیا را هدف خود قرار داده، اما زاواتینی و دسیکا به عنوان سردمداران نئورئالیسم در این فیلم تصمیم میگیرند تا نگاهی جدید را با حفظ همان المانها و چارچوبهای سینمای نئورئالیسم وارد این مکتب نمایند.
نگاهی که با حفظ واقعیت در نمایش زندگی این افراد، کمی وارد ذهن و تخیل آنها (و البته ما) میشود و با ظرافت و دقت دسیکا زاواتینی در نگارش فیلمنامه، جغرافیایی را برای ما ترسیم میکند که در عین آشنا بودن، ناآشنا به نظر میرسد (با توجه به تعلق فیلم به نئورئالیسم) و با گسترش و حفظ همان ظرافتها و ایجاد زیرمتنهای فراوان و دقیق در فیلمنامه، تبدیل به اثری طناز، لطیف و دوستداشتنی خواهد شد که میتوان آن را در عین سادگی همچون آثار چاپلین دوست داشت و همزمان روح سینمای پس از جنگ ایتالیا را در آن دید (اشارات فیلم به ویژگیهای سبکی نئورئالیسم شاهد این مدعاست) و با شخصیتها و فضای زندگیشان همراه بود و دغدغهی فیلمساز برای تلاش در رهایی از غم و غصه را باور نمود.

فیلم لحظاتی دارد که فراموش کردن آنها کار بسیار سختی خواهد بود ، لحظاتی که به بهترین شکل ممکن از متن به اجرا رسیدهاند (مانند خواندن سرود دستهجمعی، رفتن به زیر نور آفتاب و یا پایانبندی شاهکار فیلم) و در کلیت فیلم نیز نقش مهمی دارند.
طی طریق توتو از زمان کودکی تا رسیدن به معشوقش و قرار گرفتن در موضع یک منجی برای همنوعان خود دقیقا همانند یک کتاب داستان برای ما تعریف میشود و لحظه لحظهی آن را میتوان حس نمود. از این رو «معجزه در میلان» فیلم لحظات بدیع و سرخوش است که از دل فقر و بدبختی و فلاکت بیرون آمده اما همهی اینها نتوانستهاند انسانیت را از بین ببرند و آن را مغلوب نمایند.
اشتراک گذاری

