روبرتو روسلینی، فیلمساز نئورئالیسمی است که سینمای او را نمیتوان سینمای جمعه بعد از ظهر دانست که بنشینیم پایمان را روی پایمان بگذاریم و همزمان هنگام تماشا، تخمه بشکنیم.

سینمای روسلینی آینه تمام قدی از واقعیت است که تا همین سالی که در آن زندگی میکنیم نسلهای بعدی کارگردانی از روی دستش یاد گرفته و فیلم ها ساختهاند. سینمای پدرخوانده نئورالیسم را باید در خلوت دید و همراه آدمهایش جنگید و امیدوار ماند.
در این نوشتار یلووال مدیا کمی با زندگی شخصی و سبک فیلمسازی روبرتو روسلینی آشنا میشویم.
نگاهی به زندگی خصوصی روبرتو روسلینی
آنجیولو جوزپه، پدر روبرتو روسلینی اولین کسی بود که در شهر رم تالار سینما ساخت. احتمالا در همان سالن سینما بوده که روبرتوی کوچک برای نخستین بار به تماشای فیلم در سینما نشسته است.
دوران جوانی روبرتو تحت سیطره حکومت فاشیستی موسولینی و در زندگی شخصی با خوشگذرانی و ولخرجی گذشت و وقتی پدرش از دنیا رفت به صرافت افتاد که ثروت به ارث بردهاش رو به اتمام است و باید برای زندگیاش کاری کند. دو سال بعد به عنوان تدوینگر، دوبلور و فیلمنامه نویس در عرصه سینما شروع به کار کرد.

ایزابلا، دختر روبرتو روسلینی در مورد پدرش میگوید: آنچه از پدرم در ذهن دارم این است که او فوقالعاده تنبل بود. گاهی چندین روز در تخت خواب میماند. وقتی به او فکر میکنم، تصویر او را میبینم که با لباس خواب در تختش نشسته در حالی که اطرافش پر از کتاب است و مشغول تلفن کردن به دوستانش.
کارگردانی روبرتو روسلینی در دوره فاشیسم
اولین فیلمی که روبرتو روسلینی بخشهایی از آن را کارگردانی کرد و در نوشتن فیلمنامهاش به گوفردو آلساندرینی کمک کرد فیلم «خلبان، لوچیانو سرا» بود.
بعد از آن، روبرتو روسلینی اولین سهگانه خود را به نامهای «ناو سپید»، «خلبانی بازمیگردد» و «مردی بر چلیپا» را کارگردانی کرد.
فیلم ناو سپید روسلینی پیش از آن که در ژانر درام دستهبندی شود میتواند در ژانر مستند گنجانده شود. این فلیم به لحاظ درون مایه فیلمی سیاسی، اندیشهگرا و انسانی است. ناو سفید اولین فیلم روسلینی است که او از نا بازیگر استفاده کرده است. بعدها در مصاحبهای که روسلینی با «مجله کایه دو سینما» داشت از اضافه کردن این فیلمها در کارنامه خود سر باز زد.
نگاهی به سه فیلم روبرتو روسلینی
رم، شهر بی دفاع
پیش از ظهور نئورئالیسم ایتالیا، پیش از دهه چهل میلادی در فرانسه اشخاصی مانند رنوار فیلمهای رئالیستی تولید میکردند. در روسیه هم آثاری از این دست تولید می شد اما نئورئالیسم با رئالیسم تفاوت اساسی داشت.

در آغاز دوران موسوم به بهار ایتالیا و پس از اعدام موسیلینی، در رم پول و سرمایه بسیار کمیاب بود. پیدا کردن فیلم خام برای فیلمبرداری آسان نبود. تمام شهر پر ازخرابهها و ویرانههای پس از جنگ بود در این شرایط سخت روبرتو روسلینی به نویسندگی فدریکو فلینی شروع به ساخت فیلمی به نام رم شهر بیدفاع کرد.
موضوع فیلم درباره یکی از رهبران جبهه مقاومت در برابر نازیهاست. با توجه به موضوع، کارگردان از خرابههای شهری پس از جنگ برای فیلمبرداری در شهر رم سود جست. این فیلم با محتوای آرزوی آزادی، ایمان به مقاومت، خودآگاهی و اعتقاد به رشد اخلاقی مژده امید و زندگی را به مخاطب القا میکند. رم، شهر دفاعی فیلمی است که مکتب نئورئالیسم ایتالیا را به جهانیان معرفی کرد.
پاییزا
پاییزا، فیلمی است که روسلینی آن را در سال 1946 جلوی دوربین برد. به سیاق فیلم قبلیاش، فیلمنامه پاییزا را هم فدریکو فلینی نوشت.
ساختار فیلم مستندگونه است و در شش اپیزود نمایش داده میشود. فیلم درباره نیروهای متفقین در ایتالیاست که با نمایش دقیقی از رنج و خشونت و آزار غاصبین، مصیبت وارد از جنگ را همیشه زنده نگه داشت.
آلمان سال صفر
«آلمان، سال صفر» سومین فیلم سه گانه جنگ روبرتو روسلینی است. منتقدان به این فیلم عنوان نئورئالیسم تاریخی دادهاند. این فیلم درباره آلمان است که هنوز از دست نازیها نجات پیدا نکرده و خانوادههای عزادار و جوانانی که هنوز درگیر ایدوئولوژی هیتلر هستند مکررا در فیلم دیده میشوند.

روبرتو روسلینی در فیلم آلمان سال صفر هم شیوه مستندوار را برای نمایش انتخاب کرده است. ویرانههای شهر برلین بعد از جنگ، پایان تراژیک فیلم به علاوه نگاه تلخ کارگردان در کل فیلم بیان کننده دیدگاه او درباره جنگ است.
ویژگیهای سینمای روبرتو روسلینی
روبرتو روسلینی از هیجان و نقطههای اوج میپرهیزد و بیش از هر چیز روی رفتار کاراکترها تامل دارد و روی لحظههای تنهایی انسان مکث میکند.
او یک عدسی زوم اختراع کرد که در فیلمهایش به وفور از آن استفاده کرد. پس از آن سهگانه جنگ روسلینی از توجه مستقیم به جنگ دست میکشد.
نخستین همکاری روسلینی و اینگرید برگمان در سال 1949 برای فیلم استرومبولی بود که منجر به ازدواجشان شد. تمام فیلمهایی که روسلینی و برگمان در آن با هم همکاری داشتند درباره بحران هویت زنان بود.
روسلینی در جایی گفته بود اگر به اشتباه نمای زیبایی گرفته باشم آن را در تدوین حذف میکنم. از همین رو او را دشمن چشم انداز زیبا میدانند و آثار روسلینی را رئالیسم سرد میدانند.
از دیگر مولفه های آثار روسلینی اپیزودهای جداگانه و پایانبندیهای باز است که توانسته به فیلمهای او قوت ببخشد. در فیلمهای روسلینی آدمها را در زمانی طولانی در حال نشستن، گریستن یا راه رفتن میبینیم.
روسلینی با فیلمنامههای از پیش تعیین شده مخالف است. او در یکی از مصاحبههایش درباره نقش فیلمنامه میگوید: اگر بخواهیم یک فیلم سرگرم کننده و تفننی بسازیم باید فیلمنامه آهنین داشته باشیم. اما در یک فیلم نئورئالیستی که پرسش طرح میکند و در جستوجوی حقیقت است نمیتوان به همان روشها اعتماد کرد. در اینجا الهامات، نقش تعیین کنندهای ایفا میکنند.
نویسندهی یک بخش، یک صفحه مینویسد ولی بعد به اقتضای اتفاقی در صحنه هر آنچه نوشته است را پاک میکند.
اشتراک گذاری

