از سبیل قجری تا چارقد
برای فیلمنامهنویسان و کارگردانان ایرانی، نقش ناصرالدین شاه همیشه جزو وسوسهبرانگیزترین نقش و سوژههای تاریخی است.
پنجاه سال سابقهی سلطنت پرماجرا، به تنهایی میتواند دلیل خوبی باشد برای این انتخاب.
اما اگر این را در نظر بگیریم که فیلمنامهنویسها و کارگردانان هر بار سراغ دوره و ماجرای خاصی از دوران سلطنت او رفتهاند و با این فرض، بهانهی قصهی تکراری را از بیننده گرفته باشند، باز طراحی لباس و صحنههای یکنواخت میتواند در ذهن مخاطب سؤال برانگیزد.
مرحوم جمشید مشایخی باشد یا بهرام رادان فرقی ندارد، وقتی قرار است نقش ناصرالدین شاه را بازی کنند باید در راهروهای آینهکاری شدهی کاخ گلستان قدم بزنند و لباس و کلاه مشکی سنگین و پر زرق و برق را تحمل کنند.
درست است، در این مورد لوکیشن و تا حتی طراحی کلی لباس وصحنه شباهتهای ناگزیری دارد که با نادیده گرفتن آنها کارگردان از خلق اثری تاریخی دور میماند.
اما اگر تنها دو مجموعه از آثاری را دیده باشید که به دوران زندگی ناصرالدین شاه اختصاص داده شده باشد، حتما متوجه تفاوتهایی شدهاید که در این مطلب از یلووال مدیا با هم به آن میپردازیم.
کاخ گلستان پای ثابت لوکیشنهای تاریخی
کاخ گلستان که از بخشهای مختلفی مثل ايوان تخت مرمر، تالار سلام، تالار آينه، تالار سفرهخانه، خلوت كريمخانی، تالار برليان، عمارت بادگير، كاخ شمسالعماره، تالار الماس و كاخ ابيض تشکیل شده است از اصلیترین لوکیشنهای فیلم و سریالهای تاریخی ایرانی است.
در فیلم کمالالملک که ساختهی مرحوم علی حاتمی است،بیشتر از هر بخش دیگری شاهد تالار آینه هستیم، جایی که در واقعیت نیز کمالالملک در آن تالار به نقاشی ناصرالدین شاه مشغول بوده است.
اما در سریال جیران تالار آینه را در صحنههایی مربوط به مراسم سلام میبینیم. مراسمی که طی آن ناصرالدین شاه با همسران خود دیدار داشته است.
یا برای دیدارهای مادر ناصرالدین شاه ( مهد علیا) و سلطان از کاخ شمسالعماره استفاده شده است ،جایی که در حقیقت به دستور ناصرالدین شاه و به منظور تسلط سلطان بر تمام تهران ساخته شده است.

کوهسار فعلی، تجریش سابق
از کاخ گلستان و سرراستترین لوکیشن سریال جیران که بگذریم، به خانهی جیران یا همان خدیجه خانم تجریشی میرسیم که باید برای نمایش محل زندگی او به مسائل متفاوتی از جمله نمایش یک روستا در زمان قاجار و نمایش همزمان وضع زندگی رعیت در آن زمان پرداخته شود.
برای نمایش خانهی جیران سراغ روستایی بین شمیران و کوهسار رفتند و با استفاده از خانههای کاهگلی تلاش کردند تا بافت روستایی و اختلاف رعیت و شاه نمایش داده شود.
تفاوت در گریم
تفاوتی که بین سریال جیران با باقی مجموعههایی از این دست قابل توجه است گریم و چهرههای بانوان حرم است.
همانطور که در مطلب دیگری از یلووال مدیا به تفصیل به نوع آرایش بانوان در آن زمان پرداختیم، با استناد به کتاب “یادداشتهایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه قاجار” نوشتهی دوستعلی معیری، زنان در آن زمان ابروهای پیوسته و پهن داشتند و تا حتی گاهی بر پشت لب سبیلی باریک میکشیدند.
هر چند قابل درک است که دیگر خیلی از این رسوم امروزه غیرقابل باور و تا حتی خندهدار است اما در سریال سلطان صاحبقران، چهرهی مهدعلیا با ابروهایی پیوسته به این تصویر کمی نزدیکتر بود تا بانوان حرم بهرام رادان در سریال جیران.
یکی از نقدهایی که در مورد سریال جیران زیاد به گوش خورد همین ظاهر امروزی زنان قاجار بود.
تفاوت در طراحی لباس
یکی دیگر از تفاوتهای سریال جیران با باقی مجموعهها، روسریهای بانوان است.

در این سریال نه تنها از روسریهای کوچک استفاده شده، که در تمام سکانسها شاهد هستیم که روسریها قرینه نیستند و یک طرف روسری بانوان، روی شانه انداخته شده است.
هرچند در فضای مجازی دربارهی علت این کار مطالبی از این دست آمده که این کار راهی برای نشان دادن زیورآلات بازیگران یا تمیزدادن بانوان متأهل از مجرد بوده است، اما هیچ کدام برای ادعای خود منبعی دقیق ذکر نکرده و ار این رو قابل اطمینان نیستند.
آنچه که ما بین کتب مختلف در مورد روسری یا چارقد در آن زمان به دست آوردیم چند خطی است از کتاب “یادداشتهایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه قاجار” که در پایان این مطلب عینا از زبان دوستعلی خان معیرالممالک میآوریم:
« چارقدها معمولا از زری و گارس و مشمش بود و چارقد قالبی از ابتکارات اندرون به شمار میرفت. بدین معنا که سر چارقدها را به دقت بسیار و با آدابی خاص با نشاسته آهار زده و قالب میکردند و مرغوبترین نوع آن را آفتابگردانی میخواندند.»
اشتراک گذاری

