ادوارد دست قیچی تیم برتون را به خاطر دارید؟ شخصیتی که جای دست، قیچیهایی با تیغههای بلند داشت.
او یکی از ماندگارترین شخصیتهای سینمای فانتزی است و اصلیترین دلیل ماندگاری آن باورپذیر بودن در عین تفاوتش بود.
شاید با شنیدن طراحی صحنه و لباس یک فیلم فانتزی در وهلهی اول یاد ضرب المثل پارچهی زیاد و دستِ باز خیاط بیفتید و فکر کنید کار طراح بسیار راحت است چرا که مختار است همه چیز را مطابق دلخواه و دنیای خودش طراحی کند.
اما یک نکتهی بسیار مهم است که غفلت از آن ممکن است به قیمت از دست رفتن زحمات تمام عوامل تمام شود؛ آن هم باورپذیری است.
طراح صحنه برای خدمات طراحی صحنه باید بداند در عین حال که میتواند دنیایی دور از دنیای واقعی را طراحی کند اما حواسش جمع باشد که دنیای تازه برای بیننده قابل قبول باشد. و این همان لبهی تیغِ طراحی صحنهی فیلمهای فانتزی است.
در این مطلب یلووال مدیا نگاهی انداختیم به طراحی صحنهی سریال خاندان اژدها، برای بررسی دقیقتر نیمنگاهی به سریال بازی تاج و تخت انداختیم و در نهایت سعی کردیم نکاتی را که باعث باورپذیری و موفقیت طراحی صحنهی این سریال شده است برشماریم.

طراح صحنه و کشتن گربه دم در حجله
در نخستین سکانس از اولین قسمت از سریال خاندان اژدها، دوربین روی ستونهای بلند تأکیدی دارد که هر بینندهای را متوجه فضای اشرافی کاخ میکند. همچنین اولین نقطهی اشتراک صحنهپردازی بین این سریال و سریال بازی تاج و تخت را میشود مشاهده کرد: نورپردازی تاریک و شبیه به تاج و تخت.
یکی از عوامل مؤثر در طراحی صحنه، نورپردازی است. در این سریال هم با نورپردازیِ اغلب تیره، بیننده متوجه میشود زمان روایت داستان به قرون وسطی و حتی قبل از آن برمیگردد.

کشاندن یک مفهوم از دل تخت پادشاهی
یکی از اهدافی که طراح صحنه دنبال میکند نشان دادن یک مفهوم کلیدی از قصه است. کافی است کمی به تخت سلطنتی که دیمون تارگرین آرزوی به دست آوردنش را دارد نگاه کنید. تختی درست شده از شمشیرهای مشکی؛
طراح پا را کمی فراتر گذاشته و نه تنها خود تخت، که دو طرف مسیر منتهی به تخت را از شمشیرهای بلند و برّان مشکی پوشانده است.

نورهای پشت پرده به افتخار مادر
یکی از معدود صحنههایی که نوری روشن از پشت پردههای بلند و سفید پنجرههای بلند کاخ، به چشم میخورد نخستین حضور همسر پادشاه ویسریس تارگرین و مادر رینیرا است که باردار است و مبارزهی خودش را فرزندآوری میداند.
این طور به نظر میآید که طراح صحنه، برای القاء حس بیشتر، نور پشت پرده را به افتخار مادر تابانده است.
دنیای بیرون کاخ پادشاه ویسریس
طراح صحنه حوصلهی مخاطب لطیفش را هم در نظر گرفته و فضای بیرون از کاخ را با پوشش گیاهی سبز و زیبایی به نمایش درآورده؛ آن هم در سکانسی که رینیرا با رهایی هرچه تمامتر روی چمنهای سبز دراز کشیده است و به تنها چیزی که فکر نمیکند دختر یا پسر بودن فرزندِ در راه و وارث بعدی تخت سلطنت است.
سویههای پنهان شخصیتپردازی باشد برای طراح صحنه
بهترین شخصیتها بدون کمک طراحی صحنه، مهجور باقی خواهند ماند. صحنهپردازی کمکی شایان در آشکار شدن زوایای پنهان شخصیت دارد.
اثبات این ادعا را در نخستین برخوردتان با رینیرا جستجو کنید؛ آنجا که سوار بر اژدها بر زمین فرود میآید و همه از بازگشت سالم او نفس راحتی میکشند.
تکنولوژی دست راست طراح صحنه
چنین طراحیهایی به پیشرفت تکنولوژی دین زیادی دارند. اینجاست که کمک از تکنولوژی به باورپذیری دنیای فانتزی صحنه کمک میکند و در عین حال شخصیتپردازی هم مسیر خودش را روی دوش صحنه پیش میبرد.
کمک از حافظهی تصویری مخاطب
یکی از دلایل موفقیت طراحی صحنه در سریال بازی تاج و تخت، خلق فضاهایی شبیه به معماریهای معروف و شناختهشدهی دنیا بود.
طراح صحنه با این ایده، حس آشنایی با فضاها را به بیننده القا و در نهایت به باورپذیری بناها کمک کرد.
چیزی که در طراحی صحنهی سریال خاندان اژدها هم میشود دید؛ در همین چند قسمت ابتدایی طراحی بلوک نساجی که ایدهای از فرانک لویدرایت است به چشم میخورد؛
سازههایی بتنی که دارای نقش و نگار هستند و چشم بیننده با آن حس غریبگی ندارد.
المانهای غیرواقعی در موقعیتهای واقعی
تا اینجا دیدیم که تنها وظیفهی طراح صحنهی یک کار فانتزی خلق یک دنیای جدید نیست، که خلق فضایی آشنا و باورپذیر است.
در انتهای این مطلب از یلووال مدیا و به عنوان آخرین نکته سری به میدان تروبار زدیم. جایی که در قسمت اول وسط میدان مجسمهی اژدهایی بزرگ بین جعبههای میوه و خرید و فروش مردم آن قدر عادی به نظر میرسد که اگر دقت نکنید شاید متوجه حضور آن حجم عظیم الجثه نشوید.
شاید یکی از ترفندهای هر طراح صحنهای برای عادیسازی فضاهای غیرواقعی، کنار هم قرار دادن نمادهای تخیلی در کنار المانهای واقعی و روزمره است.
اشتراک گذاری

