اگر درست وسط مشغله های زندگی، یک وقت مناسب برای استراحت پیدا کرده باشید و برای گذران وقت به دنبال یک سریال گشته باشید، حتما از یک خوره فیلم و سریال شنیده اید که ” بازی تاج و تخت طولانیست ولی ارزش دیدن دارد”. این روزها هم بازار اسپین آف ساختن حسابی داغ است و فیلمسازان روی داستان هایی دست میگذارند که نمیشود ازشان به راحتی گذشت. سریال خاندان اژدها که از تاریخ بیست و یکم آگوست منتشر شده نیز اسپین آف بازی تاج و تخت است و جنگ خاندان تارگرین ها بر سر حکمرانی را در172 سال قبل از تاریخ رویداد های بازی تاج و تخت نمایش داده است و مورد توجه بسیاری از دوستداران سریال بازی تاج و تخت قرار گرفته است. به بهانه انتشار این سریال، در این مقاله از یلووال مدیا به بررسی فیلمبرداری و پیدا کردن نقاط مشترک این سریال با سریال بازی تاج و تخت خواهیم پرداخت.
نکته اول:
دوربین، اژدها، حرکت
ما از اولین دقایق قسمت اول منتظر ورود اژدها هستیم و کارگردان هم به درستی نیازمان را فراهم میکند. در صحنه ای که برای اولین دفعه با شخصیت اصلی زن (رینیرا با بازی میلی الکاک) رو به رو میشویم، از اولین اژدها (سیراکس) نیز رونمایی میشود. ابهت اژدها قابل لمس است و دقت روی جزئیات آن به خوبی دیده میشود. هر شخصیت مالک یک اژدهاست و با توجه به اینکه داستان سریال برگرفته از کتاب آتش و خون جورج آر.آر. مارتین است، پیش بینی میشود که HBO از 17 اژدها رونمایی کند. در طول سریال با توجه به خط داستانی، از اژدها برای نمایش قدرت استفاده میشود پس باید انتظار یک گرافیک عالی و جلوه های ویژه خوب را بکشیم. در سه قسمتی که از این سریال منتشر شده، برخی معتقدند کیفیتی که در سریال بازی تاج و تخت از اژدها و جلوه های ویژه نمایش داده شده با این سریال تفاوت هایی اساسی دارد که البته با توجه به بودجه کمتر نسبت به بازی تاج و تخت قابل پیشبینی بوده است. این در حالیست که تیم جلوه های ویژه این دو سریال مشترک نیستند ولی تعداد نفرات و کارنامه تیم سریال خاندان اژدها (24 نفر برای یک فصل) قابل چشم پوشی نیست.

نکته دوم:
تکنولوژی ولوم، اثاث کارآمد خانه اژدها
در قسمت دوم سریال، صحنه ای شاهد رویارویی اتو (با بازی ریس ایفانز) و دیمون (با بازی مت اسمیت) روی پلی از دراگون استون هستیم. در اینجا از فناوری ولوم برای فیلمبرداری استفاده میشود که به علت کارآمد بودن آن در این مقاله از یلووال مدیا به شناختش میپردازیم. تکنیکی که کارگردان را آنقدر قدرتمند میکند که به خورشید فرمان بدهد چند ساعت از یکجا بتابد. کاری که به کمک فناوری ولوم با صحنه میکنیم، این است که تصویری زنده و طبیعی از پیش زمینه یک سکانس فیلمبرداری کرده و آن را در هنگام ضبط، در بک گراند بازیگران پخش میکنیم و در همان لحظه هم عناصر زنده پیش زمینه در حال حرکتند. در این سکانس باورپذیر بودن فرود رینیرا و اژدهایش بر روی پل، مهر حقیقت را پای کارنامه کار میزند. ایفانز همچنین در مورد این سکانس اضافه میکند: “ما آن صحنههای پل دراگون استون را در The Volume گرفتهایم. بنابراین 360 درجه از هر نوع منظرهای که دوست دارید. شما چند ساعت فرصت دارید تا آن نور را بگیرید.”

نکته سوم:
فناوری ولوم از دیزنی پلاس تا HBO
برای اولین بار این تکنیک در فیلم The Mandalorian (اسپین آف سری فیلم های جنگ ستارگان) به خدمات کارگردانی جان بارتنیکی اجرایی شد و آنقدر مورد توجه فیلمسازان قرار گرفت که آن را انقلابی در صنعت فیلمسازی دیجیتال دانستند. این اختراع تاریخی از نرمافزارها و فناوریهای مختلفی استفاده میکند تا به فیلمسازان اجازه دهد پسزمینه نمایشدهی شده در پشت بازیگران را در زمان واقعی تغییر دهند. همانطور که ریس آیفنز نیز توضیح داد، یک استفاده از این اجازه می دهد تا به خصوص شرایط نوری یا آب و هوایی حفظ شود، چیزی که از یک عکسبرداری طبیعی از مکان جلوگیری می کند. استودیو دیزنی همواره در نوآوری پیشگام بوده است و از زمان انتشار فیلم The Mandalorian که برای اولین بار از این متد استفاده شد، فیلم های The Batman، Guardians Of The Galaxy، Percy Jackson و The Book of Boba Fett نیز از این فناوری استفاده کردند.
نکته چهارم:
کشف صحنه های مشترک بازی تاج و تخت و خاندان اژدها
دراگون استون شهریست که سه قسمت گذشته سریال در آن سپری شده و این شهر در سریال بازی تاج و تخت نیز در Downhill Strand واقع در ایرلند فیلمبرداری شده است. یا مثلا اگر سری به قسمت دوم سریال بزنید، لوکیشنی میبینید که در آن رینیرا برای انتخاب شوالیه ها می رود و آنجا همان جایی است که سرسی لنیستر (با بازی لینا هیدی) نقشه بزرگی روی آن داشت. یا در اوپنینگ سریال جایی که ما همراه یک ارابه از کنار مجسمه ای از اژدها میگذریم و وارد قصر میشویم، از کنار همان میدانی گذر میکنیم که سر ادارد استارک را در آنجا بریدند. در عین حال که ماجرا از دید ما پیچیده جلوه میکند اما به خوبی به خط داستانی و زمان وقوع اتفاقات دقت شده است. مثلا عبادتگاهی که تا به اینجا چهار سکانس از آن دیدیم که شمع های روشن زیاد و یک استخوان جمجه اژدها دارد، همان مکانی است که بیش از دویست سال در بعد نابود خواهد شد. همچنین گودال اژدها که آن مکان نیز در سریال بازی تاج و تخت توسط سرسی نابود میشود، کاملا سالم است.

نکته پنجم:
سفری با اژدها از انگلستان تا پرتغال
قطعا کیفیتی که فیلمبرداری از یک لوکیشن طبیعی ارائه میدهد قابل مقایسه با فیلمبرداری با جلوه های ویژه نیست و نباید از زیبایی های حیرت آوری که برای هر دو سریال بازی تاج و تخت و خاندان اژدها برگزیدند بگذریم. مرکز اصلی ساخت این مجموعه ده قسمتی از سریال در استودیو “برادران وارنر” (سریال هری پاتر نیز در این استودیو فیلمبرداری شده) در واتفورد انگلستان بوده است که دکورهای داخلی مثل قصر دست سازه شاه ویسریس و تختی که از شمشیر ساخته شده نیز در همانجا ساخته و فیلمبرداری شده اند.

فیلمبردار و کارگردان خاندان اژدها ترجیح دادند از زیبایی های حماسی انگلستان دور نشوند پس به سمت شمال انگلستان حرکت کردند تا به قله های منطقه پیک برسند. جایی که شخصیت “کرب فیدر” که از اواخر قسمت دوم وارد سریال شده است در آن پنهان شده. با اینکه این منطقه شرایط مساعد آب و هوایی ندارد اما زیبایی دشت ها، دامنه و دره های سرسبز ارزش هزینه های بیشتر را دارد. اتفاقات سریال ایجاب میکند که شاهد تعداد زیادی از لوکیشن ها باشیم و هیچ غیر منتظره نیست که سر از مونسانتو پرتغال دربیاوریم. خصوصا اگر لوکیشن محل اقامت اجدادی خانه تارگرین ها در دراگون استون، قلعه کاستلو باشد. به علت قدمت این قله قابل حدس است که فیلمبردار ها آن دیوارهای فروریخته را محلی مناسب برای پرواز اژدها بر آن بدانند. در انتها با اینکه تنها سه قسمت از این سریال منتشر شده، انتخاب های درست و جزئیات متحیرکننده مخاطب را میخکوب سریال میکند و شاید در آینده در رقابتی تناتنگ با سریال بازی تاج و تخت قرار بگیرد.
اشتراک گذاری

