بررسی روش های نورپردازی هیچکاک

بررسی روش های نورپردازی هیچکاک
زمان مطالعه: 4 دقیقه
0
(0)

خورشید آلفرد هیچکاک از کجا طلوع می کند؟

کمی از سرعت، تعقیب و گریز و هیجان فاصله بگیریم. دست از سر فیلم های پر اتفاق برداریم و دفتر سینمای کلاسیک را باز کنیم. تصویری که من در ذهنم از دهه چهل تا شصت سینما جهان دارم، جان فورد با یک کلاه کابوی نقش اولش را بازی میکند. در کنارش هاکس و کاپرا روی مبل لم دادند و سیگار برگ میکشند ولی آلفرد هیچکاک درست وسط یک پل معلق دستش را سمت من دراز کرده و به راحتی مرا سمت آثارش میکشاند. هیچکاک همه هنرش را به کار میگیرد که مخاطب همراهش، چشم هایش را ببندد و درگیر رویا یا کابوسی شود که خودش بیشتر از همه با آن زندگی کرده یا از آن میترسد. ولی تمام این ها چیزی بیشتر از یک تصویر است. به گفته خودش، تصویر سرشار از خط است و چیزی به عنوان خط وجود ندارد. همه چیز بازی خط و نور است. پس در این مقاله از یلووال مدیا همراه استاد تعلیق سینما می شویم و به بررسی نادیدنی های نورپردازی در سینما هیچکاک می پردازیم.

کلیدی که بدنام” را روشن کرد

در کارنامه هیچکاک فیلم هایی را میبینیم که قطعا یک کارگردان یا منتقد به نامی از آن به عنوان بهترین اثر هیچکاک یا سینما کلاسیک یاد میکند. اگر خط زمان را بگیریم و جلو بیاییم، در سال 1948 فیلم بدنام با بازی اینگرید برگمن و کری گرانت است که پر رنگتر از باقیست. البته بد نیست اشاره کنم که بازیگرانی که با هیچکاک همکاری میکردند اصولا حق دخالت در تصمیمی که او برای بازیشان میگرفت، نداشتند. مثلا اگر کلیفت در فیلم اعتراف میکنم رو به روی جمعی از آدم های حیران  ایستاده باشد، به گفته هیچکاک باید بی توجه جمعیت اطراف به هتل آن طرف خیابان نگاه کند. سکانسی از فیلم بدنام شما را آماده یک چالش بزرگ میکند، بی آنکه حتی در گوشی به شما چیزی بگوید. دوِلین (نقش اصلی مرد با بازی کری گرانت) از پله ها بالا می آید. سایه نرده ها روی دیوار افتاده و سایه او را در تو در تو برای ثانیه ای اسیر میکند. اما بین سیاهی و سفیدی ها لیوان شیر روی سینی ست که از تمام عناصر اطرافش روشن تر است. قطعا آن یک لیوان معمولی شیر نیست. آن شیر زهرآلود است پس درخشش شیر قرار است مثل برقی باشد که روی یک خنجر یا شمشیر می افتد. همانقدر برنده و خطرناک. حالا هیچکاک یک لامپ در لیوان کار میگذارد و مخاطب باید منتظر باشد تا  آرام آرام راز صحنه فاش شود.

 

فیلم بدنام
فیلم بدنام

چند پله بین “کریس” و “مرد عوضی”

هشت سال که جلوتر برویم، با فیلمی رو به می شویم که ایمان، شیطان، عشق و تعهد را در 105 دقیقه به تصویر میکشد. فیلم مرد عوضی هیچکاک، ثابت میکند شواهد به راحتی میتوانند برخلاف واقعیت جلوه کنند. در دقایق اول فیلم هیچکاک ما را به سمت راه پله خانه ی منی (شخصیت اصلی مرد با بازی هنری فوندا) میبرد تا با شخصیت خانواده دوست و صلح جو او آشنا شویم. در دیدار اول، همه چیز خوب پیش میرود. منی یک بطری شیر که از تمامی المان های دیگر آن صحنه درخشان تر است را برمیدارد و وارد خانه می شود. در دیدار دوم، همه چیز مثل قبل پیش نمیرود. سایه منی بلندتر از سکانس قبل شده است، راه پله خاکستری، سیاه شده است و این یعنی زاویه نور تغییر کرده است. کسی در ماشین پلیس، نام او را صدا می زند و نگرانی ما همراه با او شروع میشود. حالا او بین دو افسر پلیس گیر افتاده و راه فراری ندارد. در ماشین مینشیند و چراغ تمام خانه ها خاموش است. هرچه پیشتر میرود، شهر در تاریکی واضحتری فرو میرود و تاریکی و ناامیدی پیش رو در قالب تاریکی داستان را برای ما روایت میکنند.

نیمه ی تاریک “نورمنِ” روانی

وقتی حرف از وحشت شدید در فیلم های سیاه و سفید میشود، موسیقی متن های متحیر کننده اولین سلاح برنده ایست که به چشم می آید. اما اگر فیلمی مثل روانی را زیر ذره بین بگذاریم، متوجه میشویم که نورپردازی کمک به سزایی به تعلیق و وحشت میکند. حالا در این بخش از مقاله یلووال مدیا راز نورپردازی هیچکاک را در برخی از سکانس ها کشف میکنیم. در شروع فیلم، یک بعد از ظهر معمولی در یک شهر روشن این سوال را در ذهن ما ایجاد میکند که این فیلم واقعا ترسناک است؟ تا از سیاهی پنجره رد شویم و وارد اتاق شویم، انتظار شخصیت اصلی یا یک “روانی” را میکشیم. اولین مواجهه درست ما در شناخت شخصیتش اتاق کار نورمن (شخصیت اصلی مرد با بازی آنتونی پرکینز) است. دفتر، سالن و خانه نورمن همگی تاریک هستند با نور بسیار کمتر و سایه های برجسته. از نورپردازی برای پنهان کردن هویت قاتل نیز استفاده می شود. در خود اتاق، هیچکاک کار خود را آغاز می کند. اتاق کوچک است، به سختی برای دو صندلی، لامپ، میز قهوه‌خوری و صندوقی که آن را اشغال می‌کند، جا هست. روی میز یک لامپ وجود دارد که تنها منبع نور در اتاق و در نتیجه نور کلیدی در صحنه است. موقعیت شخصیت ها در اتاق و نحوه روشن شدن آنها توسط این منبع واحد، مخاطب را به شخصیت پردازی ها کلید می زند. به عنوان مثال، ماریون (شخصیت اصلی زن با بازی ژانت لِی)نزدیک و کمی پشت لامپ می نشیند. او گناهان کمتری مرتکب شده و به همین دلیل، چهره اش به خوبی روشن است. با این حال، نورمن در ابتدا بی گناه تلقی می شود، اما هنوز فضایی از رمز و راز و عدم اطمینان در مورد شخصیت او وجود دارد، و بنابراین نیمی از چهره او در سایه قرار می گیرد. این به این دلیل است که – همانطور که بعداً متوجه شدیم – او یک اختلال شخصیت دوگانه دارد. حالا یک سایه دارد که میتواند ثابت کند این فیلم، واقعا ترسناک است.

فوت و فن استاد خیمه شب بازی

ممکن است تا اینجای ماجرا دنبال یک تکنیک روتین نورپردازی بوده باشید اما شیوه ای که هیچکاک در نورپردازی آثارش به کار میگیرد، تکنیک های بصری هستند. هنگام تماشای یک فیلم هیچکاک، ما چیزها را به گونه ای می بینیم که به احتمال زیاد مانند آن را قبلا ندیده ایم. استفاده هیچکاک از نور و پرسپکتیو دوربین به‌ ویژه در متمایز ساختن فیلم‌ هایش از دیگران، قابل بحث است. ویژگی هایی مانند نور برای ایجاد خلق و خو، زوایای گوشه و تکنیک نورپردازی کلیدی عجیب دیدگاه ها، ما را به هدفمان میرساند. حالا هیچکاک موفق شده است که ما را میان پل معلق بکشاند و جهان های خیالیش را نشانمان دهد. در نهایت آنچه در این مقاله از یلووال مدیا خواندیم بررسی نورپردازی در سکانس هایی مهم از آثار ارزشمند آلفرد هیچکاک بود.

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه