من در مورد دیدن فیلم و سریال یک دیدگاه عجیب و تقریبا خرافی دارم و معتقد هستم که هیچ وقت من انتخاب نمی کنم چه فیلمی ببینم، بلکه با توجه به شرایط روحی و حال و هوایم، فیلم ها و سریال ها به سمت من می آیند. بنابر همین نظریه ی شخصی و خرافی ام، چند هفته قبل بدون هیچ پیش زمینه ی ذهنی شروع به دیدن سریال “خانم میزل شگفت انگیز” کردم. الان قصدم معرفی این سریال نیست، بلکه می خواهم به چیزی که در این فیلم به شدن توجه من را به خود جلب کرد اشاره کنم، طراحی لباس!
نظر شخصی من این است که در سینمای امروز ایران، طراحی لباس بسیار کمتر از قبل مورد توجه قرار می گیرد. حتی در فیلم های تاریخی که ساخته می شوند، شاهد نوعی اغراق در پوشش هستیم. در فیلم های مختلف تاریخی، اجتماعی، تخیلی و… لباس بازیگران معرف دوره زمانی و مکانی خاصی است که داستان در آن جریان دارد. به همین دلیل یکی از نکات اساسی در ساخت فیلم طراحی لباس است. لباس یک شخصیت از جمله عواملی است که نقش مهمی در معرفی او به بیننده دارد و گاهی چنان تاثیرگذار می شود که شخصیت بازیگر با آن لباس در ذهن مخاطب نقش می بندد.
اگر اهل فیلم و سریال باشید، که فکر میکنم چون در حال خواندن این مقاله هستید این مساله واضح است، حتما فیلم های دهه ی شصت و هفتاد ایرانی را دیده اید. در میان فیلم سازان معروف دهه های گذشته، بدون شک نام علی حاتمی بسیار پررنگ است. علی حاتمی کارگردان، فیلم نامه نویس، تهیه کننده، طراح لباس و صحنه تئاتر، سینما و تلویزیون بود. از او حداقل 15 فیلم و سریال به یادگار مانده که بسیاري از آنها جزو آثار برجسته در تاریخ هنری سینما و تلویزیون ایران به حساب می آیند. زنده یاد حاتمی همواره به مقوله هویت توجه زیادی داشت و از عناصر تاریخی و هویت ساز درخدمات طراحی صحنه و لباس بهره می برد.
در این مقاله ی یلووال مدیا، به بهانه ی سالروز تولد علی حاتمی، به سراغ یکی از درخشانترین آثار او، یعنی فیلم دلشدگان رفته ایم. این فیلم برجسته ی تاریخی-هنری، یک ویژگی برجسته ی دیگر هم دارد. طراحی لباسی بسیار دقیق و کم نظیر که کاملا بر اساس فرهنگ دوره ی قاجار و شخصیت پردازی فیلم انجام گرفته است. اگر شما هم علاقه مند هستید که در این زمینه بیشتر بدانید و لایه های زیرین این اثر فاخر سینمایی را بهتر بشناسید در ادامه ی مقاله با ما همراه باشید.
نگاهی اجمالی به پوشش در دوره ی دوم قاجار
روایت فیلم دلشدگان در دوره ی قاجار دوم و اوایل پهلوى اتفاق می افتد. لباس هنرمندان آن دوره انواع مختلفی داشت. پوشش سر اغلب مردان کلاه نمدین مدور یا بلند و استوانهاى بوده که روی سر بازیگران نقش موسیقیدان ها میبینیم. پیراهن مردان از آن پوشش هایی است که جاى بحث دارد. در نمونه های مرجع بافی مانده از این دوره های تاریخی، لباس هنرمندان اغلب به رنگ آبى و از جنس کرباس است. این در حالی است که فقط این رنگ و آن هم نه از جنس کرباس بلکه از جنس ابریشم بر تن فرامرز صدیقى در سکانسی که موسیقى مینوازد دیده می شود و اغلب پیراهن دیگر افراد به رنگ سفید با یقه مردانه و جنس نخى است.

در نمونه های مرجع دیده می شود که در لباس هنرمندان آن دوره خبرى از ارخالق یا جلیقه نیست ولى هنرمندان فیلم دلشدگان همگى از جلیقه هایی به رنگ قرمز و با برش خاصى به عنوان لباس فرم درکنسرت به تن دارند. البته در اواخر قاجار و اوایل پهلوى رفت و آمد به کشورهای خارجى زیاد بوده و می توان نتیجه گرفت که این نوع طراحى بعید نبوده است. على حاتمى از رنگ قرمز در طراحى جلیقه استفاده کرده که پشت این جسارت، آگاهى و قصدى بوده است.
هرچه از دوره قاجار به سمت پهلوى پیش می رود، کم کم نوع پوشش به سمت پوشش غربی گرایش پیداکرده و اجزاء لباس تغییر کرده و کمتر شده است. شال کمر یکى از آن نمونه هایی است که حداقل در بین لباس هاى هنرمندان کمتر دیده می شود. درنتیجه غالب پوشش در بین هنرمندان این فیلم پیراهن مردانه سفید، پاپیون، جلیقه و کت یا سردارى و شلوار است.
جزئیاتی که سینمای حاتمی را متمایز می کند
کت از نظر حاتمى بسیار حائز اهمیت بوده و جاى مانور فراوان داشته است، به طوریکه او در طراحى و رنگ و اکسسوارهای آن بسیار بازى کرده است. عبا نیز از جمله اجزایى است که در نمونه واقعى لباس هنرمندان آن دوره نقشى نداشته ولى اغلب هنرمندان حاتمى عبا به تن کرده اند. براى مثال، صدیقى عبایی سفید به تن داشت .
برای تحلیل این انتخاب، می توان گفت که با توجه به حالات روحى و شخصیت هاى فیلم قاعدتا طراحی لباس حاتمی شامل ابتکار و جسارت در انتخاب نوع اجزاء لباس و رنگ بوده است تا در شخصیت پردازى موفق تر باشد. زیرا عبا جزئى از لباس روحانیون است که غالباً نقش روحانیون در آن دوران مثبت و مورد اعتماد بوده . بنابراین با طراحى این جزء مخاطب به طور ناخودآگاه سریع تر این حس را از آن شخصیت می گیرد.

موضوع دیگرى که جاى بررسی دارد، جنس و رنگ جوراب ها است. در نمونه های مرجع، جوراب پشمى با نقش قالى و یا جوراب سفید دیده می شود، در حالیکه جوراب ها در فیلم به رنگهاى طوسى یا قهوهاى روشن و با طرح ساده و جنس نخ است. تنوع رنگ و جنس جوراب در این دوره ی زمانی به علت روابطى بوده که بنا به دلایل متعدد اقتصادى، اجتماعى، سیاسى و … باسایر کشورها خصوصاً کشورهاى توسعه یافته در صنعت پوشاك و نساجى اوجود داشته است. بنابراین کم کم تنوع کالاها بیشتر شده است.
ترکیب آرام بخش سفید و آبی
در ابتداي فیلم میبینیم که صدیقی بلوز و شلوار آبی بر تن دارد و البته عباي سفید رنگی نیز روی شانه هایش انداخته است. رنگ آبی رنگی مردانه است. از طرفی دیگر آرامش این شخصیت تاثیر مطلوبی روی دیگران گذاشته و احساس رضایت را القا میکند. همچنین نمایش یک شخصیت با این رنگ نشان دهنده روحیه عرفانی و معنوی آن کاراکتر است که به دیگران نیز احساس آرامش منتقل می کند . از طرف دیگر رنگ سفید عبایی که به دوش دارد به تنهایی به معنای پاکی و صلح است و سفید در ترکیب با آبی به معناي خلوص و آرامش عرفانی است.
وقتی که نقش این هنرمند در فیلم را بررسی می کنیم، میبینیم که استاد دلنواز (فرامرز صدیقی) نقش جمع آوری تیم موسیقی را را به عهده دارد و در واقع رهبر تیم است. وقتی هم که مشکلات مالی براي اینکار پیش می آید تمامی وسایل خود را می فروشد و هزینه این هدف را به عهده میگیرد. با مقایسه و مطابقت نقش بازیگر و روانشناسی رنگ لباس می توان نتیجه گرفت که که این انتخاب رنگ بسیار بجا وزیرکانه بوده است .

رنگهاي بکار رفته در لباس امین تارخ به طور میانگین سفید و آبی با نسبت سفید بیشتر باست که این خود نشانگر آرامش کامل، خوشنودی از ارتباط با دیگران و نیز روحیه عرفانی و خلوص است. این نیز دقیقا همان شخصیتی است که حاتمی براي تارخ در نظر گرفته بود. به نظر می آید علت سفیدي بیشتر لباس تارخ نسبت به صدیقی در این بوده که تارخ براي رسیدن به هدف جان خود را نیز از دست می دهد.
بنفشی که به دنبال خوش گذرانی است
لباس اکبر عبدی در فیلم سفید، بنفش و قهوه ای است که نسبت نگ قهوه ای به بنفش بیشتر است. روانشناسی شخصیتی با لباس بنفش- قهوه ای نشان دهنده ی این است که این کاراکتر دوست دارد در فضاهای پرتجمل حضور داشته باشد، اهل خوش گذرانی است و در زمینه هنر تلاش میکند تا با کسانی دوست شود که می توانند او را در این رشد هنری کمک کنند. بررسی نقش این هنرمند در فیلم نشان می دهد که دقیقا این تعبیر و تفسیر از انتخاب این رنگ درست است.

در لباس حمید جبلی و محمدعلی کشاورز بیشتر از ترکیب قهوه ای روشن و تیره و کمی سفید استفاده شده است. در روانشناسی رنگ قهوه ای می خوانیم که شخصی با این رنگ لباس در جستجوي رهایی از مشکلات و شرایط ناامن است تا ضمن آسایش جسمانی، فرصتی براي تسکین و بهبود خود داشته باشد . همچنین افرادی که خواستار جلب احترام از جانب دیگران هستند از این رنگ استفاده میکنند. با توجه به متانت و وقاری که این دو شخصیت در فیلم دارند انتخاب این رنگ به طور ناخودآگاه کمک بیشتري به االقا و باورپذیری نقششان کرده است.
البته محمدعلی کشاورز و جلال مقدم در سکانسی از فیلم که با جمعی از موسیقیدانان در حال معاشرت وگپ وگفت بودند لباسی که اکثر آن آبی بود بر تن داشتند. همانطور که قبلا نیز گفته شد این رنگ نشان از آن دارد که صاحبش دوست دارد در روابط با دوستان و نزدیکان خود احساس راحتی وآسایش کند.
پادشاه آرام و صلح طلب
کاراکتر احمدشاه که در اوایل فیلم دیده میشود همان ترکیب آبی روشن و سفید را بر تن کرده است. گذشته از تمامی مدال ها واکسسوارهایی که در طراحی لباس او دیده می شود و جایگاهش را براي بیننده مشخص میکند، می توان به این موضوع اشاره کرد که از نظر علی حاتمی، احمد شاه خواهان محیطی آرام و مسالمت آمیز بوده است. بررسی و تحلیل شرایط آن دوره نیز نشان می دهد که احمدشاه شخصیتی آرامش طلب داشته و ذاتا مشروطه خواه بوده که کار را بیشتر به وزرا و صدر اعظمش واگذار میکرده. این مساله خود تطبیق درست این رنگ و ظاهر را با این نقش نشان می دهد.
رنگ زنانگی
و در نهایت به رنگ لباس لیلی رشیدی به عنوان همسر اکبر عبدی در فیلم می رسیم. رنگ صورتی نشانگر انرژی مثبت آن شخصیت است که به اطرافیان خود محبت می کند، به دنبال آرامش و صلح است و ملایم بودن کاراکتر را نیز نشان می دهد. این در حالی است که لیلی رشیدی نیز در این فیلم همسری مهربان با شخصیتی آرام و ملایم (حتی با تن صدایی آرام) و ازخود گذشته است که برای رسیدن همسرخود به هدفش که همان پرکردن صفحه موسیقی ایران در خارج از کشور است از خود گذشتگی نشان میدهد.
اثر رنگ و جزئیات در طراحی کاراکتر
همانطور که در ابتدای این مقاله گفته شد، در فیلم های دهه های شصت و هفتاد و به خصوص در فیلم های زنده یاد علی حاتمی، شاهد طراحی لباس های حرفه ای و دقیقی هستیم. توجه حاتمی به فرهنگ و تاریخ ایران و دقت او در تک تک جرئیات مربوط به لباس ها و انتخاب هوشمندانه ی رنگ ها، باعث میشود که مخاطب درک بهتر و عمیق تری از فیلم پیدا کند. علی حاتمی در جزئیات لباس و پوشش حساسیت فراوان به خرج داده است، به طوریکه انگار تاریخ و اجتماع مورد نظرش را در تن شخصیتها بافت هاست. ریزه کاری های او در طراحی لباس، فضایی خلق کرده که میتوان گفت فیلم های او پر از شخصیت هایی است که در کالبد لباس فرو رفته اند.
اشتراک گذاری

