شمشيربازي سينما و تئاتر
سينما و تئاتر پيوند خوني دارند و ما چه اعتراف بكنيم چه نكنيم، يكي از اين دو برادر را به ديگري ترجيح مي دهيم. من دست تئاتر را بالا مي برم و اين جريان زنده و روان را شيرين تر از سينما ميدانم. البته هر كسي داوري اين بازي را براي خودش انجام مي دهد و دلايل خودش را دارد. يكي از دلايل محكم من، ارتباط قوي و نزديك با بازيگر است. خصوصا زماني كه تجربه رديف اول تئاتر نشستن را براي اولين بار در سالن سه پرديس تئاتر شهرزاد گذراندم و بازيگر در دو وجبي من ايستاده بود و نفس هايش قابل تشخيص بود و صدايش رسا تر از هميشه.
تير و كمان نوراني كارگردان نمايش مونوپلِژي
روي كارتي كه دستم داده بودند به نقل از داستان دفتر يادداشت ويليام ملدينگ ميرغضب بازنشسته، نوشته گوستاو هرلينگ گروجسكي نوشته شده بود: ” تا قبل از چاپ اين كتاب من تقريبا خوشبخت بودم، گم بودم. اما حالا همه مردم خبر دارن.. ازت خواهش ميكنم تمومش كن. من رو از اين عذاب نجات بده.” گردنم را كمي بالا گرفتم و نور زرد روي صورت شش تصوير را روشن كرد. روي صحنه، سرجمع ده وسيله ديگر بود ولي با خطي كه داستان تماشاچي را با خودش ميكشاند، تصاوير وسط نمايش سيلي محكمي ميزدند. اين تيري بود كه كارگردان به سمت مركز سيبل نشانه رفته بود. نوري كه درست به هدف نشسته بود. حالا براي دنبال كردن اين نور سرنوشت ساز در اين مقاله از يلووال مديا به سراغ نورپردازي در تئاتر رفتيم.

سقف و ديوار، پله اي براي پيشرفت نورپردازي
در روزگار يونانيان باستان تا عصر رنسانس صرفا هدف از نورپردازي، ديده شدن بازيگرها بود و به همين دليل نمايش ها در فضاي باز و ساعات روشني روز اجرا ميشدند و منبع نورشان تنها خورشيد بود. درست پس از انتقال صحنه تئاتر به فضاي سربسته بود كه تلنگري به كارگردانان و صحنه پردازان زده شد. اولين راه حل، شمع و چراغ هاي نفتي بود كه براي روشن نگه داشتن خانه ها و ساختمان ها نيز از آنها استفاده ميكردند. همچنين در ايتاليا هنرمندان روش هايي براي رنگين كردن نور، انعكاس آن از طريق سطوح صيقل داده شده و حتي تار كردن آن ابداع كردند. اوايل سده نوزدهم، تئاتر لندن شيوه جديدتر و مطمئن تري را به جهان معرفي كرد و آن استفاده از چراغ گاز بود. چراغ گاز علاوه بر اينكه بي خطرتر و ايمن بود، نور بيشتري نيز به صحنه مي بخشيد. اين نوع چراغ در حدود سال 1818 اختراع شد و با سرعت بسياري در ميادين فرهنگي و غير فرهنگي عموميت يافت. به طوري كه در دهه 1840 استفاده از اين منبع نوري در سراسر اروپا و آمريكا معمول شده بود.
هنگامي كه اديسون لامپ برق را مي ساخت در سوييس چه خبر بود؟
نزديك به اواخر همان سده بود كه چراغ عظيمي در سر تا سر جهان روشن شد. كليد روشنايي دنيا را اديسون زده بود. لامپ برق توسط آلوا اديسون اختراع شد و نور برق ايمن و بسيار مطمئن تر از چراغ گاز، هنر جديد نورپردازي تئاتر را به وجود آورد. حالا ديگر مقصود نهايي از نورپردازي صرفا ديده شدن بازيگر نبود و زمينه پپيشرفت براي مقاصد ديگر هم به كار آمده بود. در همان سالها كه اديسون سرگرم ساخت لامپ برق خود بود، آدولف آپيا، معمار و طراح سوييسي در حال كار كردن بر راه اندازي نورپردازي مدرن تئاتر بود. آپيا به تنظيم صحنه اپراهاي آهنگساز و نظريه پرداز آلماني، ريچارد واگنر علاقه مند بود و سبب شد تا ايده جديدي را در ذهن آپيا روشن گردد چرا كه واگنر ضمن طرح ريزي اپراهاي خود يك كار وحداني هنري كه در آن موسيقي و همه هنر هاي تئاتري ميتواند در يك كل موزون تاليف شوند، پيش بيني كرده بود.

نظريه نورپردازي تئاتر مدرن آدولف آپيا
آپيا هنر نورپردازي صحنه را عامل بزرگ و وحدت بخش مي دانست. دست اندركاران تئاتر نيز به پيروي از رهنمود وي، پنج كاركرد براي نورپردازي قائل شدند: قابل ديدنْ ساختن، كمك به تصوير كردن زمان و مكان، ايجاد حالت، سه بعدي نشان دادن بازيگران و صحنه و جهت دادن به مسير توجه. قواعدي كه امروزه در نورپردازي رعايت ميكنيم اساسا همان نكاتي است كه آپيا در نظر داشت كه در اين مقاله از يلووال مديا به بررسي مثال هايي از آن مي پردازيم. فرمول اول اپيا شامل تركيبي بود از نور براي روشنايي كلي و نوري كه بر محل خاصي متمركز ميشد. اين منظور با استفاده از چراغ لكه اي، نور افشان و باريكه نور حاصل مي شد. همچنين اين فرمول شامل كنترل مقدار، رنگ، جهت و شدت نور مي شد. در واقع نور مي توانست تاريك يا روشن شود، به رنگ هاي گرم يا سرد درآيد تا تصور نور خورشيد، ماه، آتش و مانند آن را ايجاد كرده، زمان را در روز و در سال بگويد و يا حالات شاد و نا خوش بيافريند. نكته بعدي كه در تئاتر مونوپلژي هم به آن اشاره شده و روي آن توجه ويژه اي شده بود، اينچنين بود كه قسمتي از صحنه را كه تماشاچي مي بايستي بيش از همه متوجه آن باشد روشنتر بوده و ساير قسمتها را تاريك تعبيه مي كردند.

نور، احساس و پايان ماجرا كه روشنايي اين روزها باشد
از نظر آپيا نور نه تنها آنچه را كه در صحنه اتفاق مي افتاد روشن مي كرد، بلكه حالت هاي احساسي يك صحنه را نيز لحظه به لحظه به نمايش در مي آورد. انگار كه نور براي او يك نقاشي كننده عالي صحنه بود و هنوز هم به تنهايي پاسخ درستي به احساس ما ميدهد و به آن تعريف و معنا مي بخشد و اين قابل انكار نيست. چه در آن زمان كه پردازش و كنترل آن نيازمند برنامه ريزي هاي پيچيده بوده و چه حالا كه آن دستگاه ها و چراغ هاي دردسر ساز تبديل به چند دكمه شدند و با برنامه اي كه از طرف تكنسين مي گيرند، در هر اجرا كار خودشان را به درستي انجام مي دهند. ابزارهايي كه امروزه در نورپردازي صحنه به كار مي روند تركيبي از خلاقيت و فناوري هستند كه به طراحان این امکان را می دهند که به تخیل خود اجازه پرواز دهند. ابزار طراحان نورپردازی امروزی که نیاز به واژگان خاص خود دارند، همگی یک هدف را انجام میدهند – نورپردازی زیبا برای اکت روی صحنه. برخی از رايج ترین ابزارهای نورپردازی امروزه شامل پایه های اصلی زیر هستند كه ما در اين مقاله از يلووال مديا به بررسي جزئي آن ها خواهيم پرداخت. اولين و محبوب ترين اين نورافكن ها فرنسل است. نام اصلی این نورافکن از نوع لنز آن گرفته شده است. نورپردازی فرسنل که همراه با ژلهای نورپردازی برای ایجاد رنگها و فضاهای بیشمار روی صحنه استفاده میشود، ملایم و غنی است و بیشترین نورپردازی صحنه را فراهم میکند. در پله دوم پركاربرد ترين ها هم ميتوان نورافكن هاي بيضي شكل يا لِكو را جاي داد. این لامپ ها همه کاره هستند و می توانند به شدت کنترل شوند. نوری با لبههای سختتر و قویتر ارائه میدهد که پرتو های آن را میتوان به راحتی با دریچه ها، گوبو ها (اشکال و الگوهای بریده شده) و موارد دیگر دستکاری یا تغییر داد. تنظیم اولیه نور صحنه معمولاً با مخلوطی از لکه های فرنل و بیضی انجام می شود. همچنين نقطه فالو كه نورافکن های بزرگ، مجزا و گران قیمت هستند. آنها عموماً توسط یک اپراتور نقطه ای اداره می شوند که تنها وظیفه آن حفظ، اشاره و متمرکز کردن نورافکن است. از ديگر نورافكن ها ميتوان به لامپ هاي “پي اي آر”، پروژكتور بيم يا استريپ لايت ها نيز اشاره كرد.

اشتراک گذاری

