فیلم های غیر ایرانی که بر اساس یک تراژدی انسانی ساخته شده اند

فیلم های غیر ایرانی که بر اساس یک تراژدی انسانی ساخته شده اند
زمان مطالعه: 6 دقیقه
5
(1)

غصه ای به اندازه ی فاصله ی آبادان تا کلمبیا

 

آدم ها نظرات مختلفی در مورد اشیاء یا کارهایی که خاطرات را برایشان زنده می کنند دارند. بعضی می گویند شنیدن یک بوی خاص می تواند یک خاطره را با جزئیات کامل برایشان یادآوری کند. برای برخی دیگر، موسیقی همان ماشینی است که با آن به گذشته سفر می کنند. چیزهای دیگری هم البته هست، مثل آلبوم عکس، دفتر خاطرات یا یک دست نوشته ی قدیمی یا طعم یک خوراکی خاص.

اما همه ی این ها، یک ویژگی مشترک دارند. موسیقی، عطر، طعم یا عکس  فقط برای شخصی که آن رویداد، چه تلخ و چه شیرین، را تجربه کرده است گذشته را بازسازی می کنند. اما یک هنر منحصر به فرد وجود دارد، که اگر خوب از آب دربیاید، می تواند با شما کاری کند که احساس کنید واقعه ای را که حتی  سال ها پیش از تولد شما و یا شاید کیلومترها دورتر از محل زندگی شما رخ داده، واقعا تجربه کرده اید، فیلم.

قطعا همه ی ما حداقل یک فیلم در زندگیمان دیده ایم که بعد از تمام شدن آن، احساس کرده ایم پیشتر آن را زندگی کرده ایم. این همان جادوی سینما است. غیر از لذتبخش بودن این تجربه، این قابیلت منحصر به فرد فیلم در ثبت و انتقال اتفاقات و احساسات مردمی که درگیر آن بوده اند یکی از بهترین روش های انتقال حوادث تاریخی و طبیعی و انسانی به نسل های آینده است. اگرچه که در ثبت و انتقال تاریخ همیشه احتمال تحریف و تغییر وجود دارد، اما این را می توان به جذاب بودن سینما بخشید!

اتفاقات تلخی مانند سوختن و فروریختن پلاسکو، برخورد هواپیما به قله ی دنا، زلزله ی سرپل ذهاب و ده ها حادثه ی ناگوار دیگری که خانواده های زیادی را در ایران عزادار کرد، معمولا بلافاصله بعد از حادثه یا چند سال بعد سوژه ی یک فیلم تراژدی می شوند تا به نوعی این حادثه را در تاریخ ثبت کنند.

کارگردان آشنا با درد مردم یا کارگردان فرصت طلب

وقتی وقایع غم انگیز به فیلم تبدیل می شوند، تماشاگران به دو گروه تقسیم می شوند.  برخی طرفدار تبدیل این وقایع به فیلم هستند و کارگردان را تشویق می کنند به این امید که تاریخ خود را تکرار نکند و حوادث از یاد نروند.  با این حال، برخی دیگر از اینکه نویسنده و کارگردان فیلم زمان کافی روی داستان سرایی نگذاشته اند و به نوعی فیلم نامه را ازقبل داشته اند، اعتراض می کنند.

غالباً زمانی که یک فیلم با فاصله ی زمانی کمی پس از یک تراژدی اکران می شود، واکنش مخاطبان و منتقدان بستگی به این دارد که چگونه داستان و شخصیت ها را در آن رویداد به تصویر کشیده اند.  در این روزها که همه ی ما سوگوار حادثه ی تلخ متروپل آبادان هستیم، من امیدوارم یکی از کارگردان های خوب کشورمان به سراغ این سوژه برود و آن را به تصویر بکشد، تا قربانیان این فاجعه در غبار تاریخ فراموش نشوند.

به همین بهانه، در این مقاله ی یلووال مدیا به سراغ 13 تراژدی تاریخی که به فیلم تبدیل شده اند رفته ایم. اگر شماهم به دیدن فیلم های تراژدی که بر اساس واقعیت ساخته شده اند هستید، با ما همراه باشید.

فیلم ممنوعه و محبوب دهه ی هفتاد

در دوران کودکی نوجوانی من، تایتانیک جز فیلم هایی به حساب می آمد که همه دیده بوند ولی تظاهرمی کردند که ندیده اند. چیزی شبیه کتاب های گام به گام که همه در مدرسه  داشتند و انکار می کردند. با اینکه الان  بیست و چهار سال از ساخته شدن این فیلم میگذرد، هنوز جز فیلم های محبوب کلاسیک به شمار می آید. و حتی بسیاری از کسانی که چندان اهل سینما نیستند، همچنان لئوناردو دی کاپریو را به نام جک می شناسند.

از همان روزهای اولیه ی اکران این فیلم محبوب در سال 1997، سوال تعداد زیادی از تماشاگران این بود که آیا تایتانیک بر اساس واقعیت ساخته شده است؟ پاسخ این سوال هم بله و هم خیر است. قسمتی که پایان غم انگیز کشتی را نشان می دهد،  یک داستان واقعی است که از ماجرای غرق شدن کشتی آر.ام.اس تایتانیک گرفته شده است.  آراِم‌اس تایتانیک کشتی بخار بزرگی بود که در ۱۵ آوریل ۱۹۱۲، در هنگام سفر از بندر ساوت‌همپتون انگلستان به نیویورک آمریکا،  به علت برخورد با کوه یخ  غرق شد و ۱۵۱۴ نفر از مسافران و خدمه ی آن جان خود را از دست دادند. جک تایر نام یک بازمانده کشتی تایتانیک بود که بعداً جیمز کامرون از نام وی برای شخصیت جک در فیلم استفاده کرد.

تایتانیک
تایتانیک

آن زمان کشتی تایتانیک به عنوان یک دستاورد بزرگ به حساب می آمد، زیرا گفته می شد این کشتی دارای برخی از ماشین آلات پیشرفته ی زمان خود بوده است. به این ترتیب می توان گفت که  وقایع منجر به غرق شدن کشتی با دقت به تصویر کشیده شده است. با این حال، شخصیت های نشان داده شده در این کشتی ماهیتی تخیلی دارند. هیچ سابقه ای وجود ندارد که مسافرانی را با نام های جک داوسون و رز دیویت بوکاتر نشان دهد و داستان عشق آنها توسط نویسندگان ساخته شده است. لئوناردو و کیت، در حالی که از آن زمان تاکنون فیلم های متعدد دیگری بازی کرده اند، هنوز هم به خاطر نقش هایشان در این فیلم شناخته می شوند.

فیلم درام جنایی که کمتر دیده و شناخته شد

اگر جز آن آدم هایی باشید که از دیدن فیلم های ترسناک در مورد قاتل های سریالی لذت می برید و بعد از دیدن فیلم حداقل یک هفته از تنها ماندن وحشت دارید، فیلم سینمایی قتل های اسنوتاون را به شما پیشنهاد می کنم!این فیلم  یک بیوگرافی- درام-جنایی  استرالیایی است که در سال 2011 توسط جاستین کورزل کارگردانی شد. این فیلم بر اساس یک ماجرای واقعی ساخته شده است.

قتل‌های اسنوتاون (همچنین به عنوان قتل‌های اجساد در بشکه نیز شناخته می‌شود) مجموعه‌ای از قتل‌هایی بود که توسط جان جاستین بانتینگ ، رابرت جو واگنر و جیمز اسپیریدون ولاساکیس بین اوت 1992 و مه 1999 در آدلاید ، استرالیای جنوبی و اطراف آن انجام شد. شخص چهارم، مارک هایدون، به دلیل کمک به دفع اجساد محکوم شد. این محاکمه یکی از طولانی ترین محاکمه ها در تاریخ حقوقی استرالیا بود که بیشترین میزان انتشار در روزنامه ها و نشریات را نیز داشت.

اکثر اجساد در بشکه‌هایی در یک انبار متروکه در اسنوتاون، استرالیای جنوبی پیدا شده‌اند ، از این رو در مطبوعات به این ن نام شناخته شد. تنها یکی از قربانیان در خود شهر اسنو، که تقریباً 140 کیلومتری (87 مایلی) شمال آدلاید است، کشته شد و دوازده قربانی دیگر و سه عامل جنایت اهل شهر نبودند.  انگیزه قتل‌ها هنوز نامشخص است. در مورد برخی از قربانیان، قتل‌ها با شکنجه انجام شده و تلاش های زیادی برای شناسایی هویت قربانیان انجام گرفته است.

این فیلم به دلیل اینکه اولین کار کورزل می باشد و بازیگران معروفی در آن حضور نداشتند، چندان مورد استقبال قرار نگرفت. اما قتل‌های اسنوتاون ارزش تماشا کردن را دارد چرا که بازیگران نقش خود را به خوبی اجرا کرده اند . خود فیلم نیز صحنه‌های از زندگی واقعی را دارد که خشونت خانگی، اعتیاد، آزار و نابودی را به تصویر می‌کشد.

نخل طلایی برای دانش آموزان کشته شده

این روزها که بحث جشنواره ی کن و حضور بازیگران ایرانی و فیلم برادران لیلا در این جشنواره داغ است، بهتر است بدانید که فیلم برنده ی جایزه ی نخل طلایی جشنواره ی کن در سال 2003 بر اساس یک ماجرای واقعی ساخته شده است. فیلم “فیل” ، فیلمی آمریکایی به کارگردانی گاس ون سنت و  یادآور ماجرای کشتار در دبیرستان کلمباین در سال ۱۹۹۹ است.  فیل دومین فیلم از سه‌گانهٔ گاس ون سنت در مورد مرگ پس از جری و پیش از آخرین روزها است. گاس ون سنت نامِ این فیلم را با ارجاع به فیلمِ آلن کلارک در سال ۱۹۸۹ فیل گذاشته است.

کشتار دبیرستان کلمباین حادثه ی تیراندازی بود که در ۲۰ آوریل ۱۹۹۹ در دبیرستان کلمباین، اتفاق افتاد. علاوه بر تیراندازی، حمله‌های پیچیده و به شدت برنامه‌ریزی شده شامل یک بمب آتش‌زا برای منحرف کردن آتش نشانان، مخزن‌های پروپان تبدیل شده به بمب که در کافه تریا قرار داده شده بود، ۹۹ عدد مواد منفجره و بمب‌های جای‌گذاری شده در اتومبیل، صورت گرفته بود.

برادران لیلا
برادران لیلا

این عملیات مرگبار توسط دو دانش‌آموز دبیرستانی، اریک هریس و دیلن کلبولد برنامه ریزی و انجام شد و در نهایت ۱۲ دانش‌آموز و یک معلم را به قتل رساندند. آن‌ها ۲۴ دانش‌آموز دیگر را زخمی‌ کردند که سه نفر از آن افراد، زمانی زخمی شدند که در حال فرار از مدرسه بودند. اریک و دیلن، سپس اقدام به خودکشی کردند.  اگرچه انگیزه آن‌ها نامعلوم باقی‌مانده‌است، یادداشت‌های شخصی عاملان این کشتار، تمایل آن‌ها را به انجام کاری شبیه انفجار اکلاهماسیتی نشان می‌دهد. کشتار دبیرستان کلمباین، مرگبارترین قتل‌عام انجام شده در یک دبیرستان آمریکایی است. با توجه به تأثیر بسیار بالای این اتفاق بر جامعه، این حادثه در شمار یکی از اولین و جدی‌ترین موارد قانون‌شکنی در تیراندازی سطح بالا که تا کنون اتفاق افتاده‌است، قرار گرفته است.

فیلم به مثابه یک تاریخ نگاری مصور

حوادث تلخ و فاجعه های انسانی جزئی از تاریخ و بخشی از زندگی ما هستند. بسیاری از ما، اگر در یک حادثه عزیزی از دست ندهیم نمی توانیم عمق آن را درک کنیم. غالبا از بیرون گود شاهد سوگواری ها هستیم. مخصوصا اگر بین محل زندگی ما و محل حادثه فاصله باشد. نهایتا چند روزی عکس ها و خبرها را دنبال می کنیم و همدردی می کنیم و بعد به زندگی عادی بازمی گردیم.

اما یک فیلم خوب می تواند کاری کند که حس کنیم در میان آن هرج مرج و غصه و نگرانی هستیم. اگرچه هیچ کس علاقه ای به رنج کشیدن و غصه خوردن ندارد، اما این فیلم ها کمک می کنند که تاریخ را فراموش نکنیم. فرقی نمی کند دانش آموزی که به مدرسه رفته و ظهر خبر کشته شدنش را به مادرش می دهند، نوجوانی آمریکایی در کلمبیا باشد که توسط همکلاسی اش به قتل رسیده یا دختربچه ای که در زاهدان میان شعله های آتش گیر می افتد و می سوزد. رنج همیشه رنج است، هر کجای دنیا که باشد.

 

 

 

 

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 1

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه