اگر می خواهید درباره تدوین در سینما بدانید این مقاله را از دست ندهید.
شاید بسیاری از علاقه مندان سینما را دیده باشید که به محض تمام شدن فیلم از روی صندلی سینما بلند می شوند، یا دکمه خاموش دستگاه پخش فیلم را می زنند و کاری به تیتراژ و دیدن اسم های حاشیه ای فیلم ندارند.
خدمات تدوین و پستولید، ممکن است از نگاه مخاطب غیر حرفه ای سینما، حاشیه ای و کم اهمیت به نظر بیاید اما آن را با کار معماری مقایسه می کنند.
تدوینگر، آجرهای بنای یک فیلم را یکی یکی روی هم می گذارد تا سازه ای محکم و زیبا به مخاطب تحویل دهد.
تدوین خوب در فیلم، مثل هر بخش دیگری که هنرمندانه انجام شده باشد، چنان به خورد سایر جزئیات فیلم می رود که به چشم نمی آید.
قرار نیست بیننده متوجه شود که تدوینگر در هر صحنه حضور دارد و کات مناسبی زده یا پلان خوبی را انتخاب کرده است. اما دست پنهان تدوینگر در هر صحنه ای وجود دارد و حتی در بعضی فیلم ها، تدوینگر توانسته تعریف تازه ای از نگاه هنری یا توانایی های حرفه ای تدوین ارائه دهد.
عجیب نیست وقتی می بینیم برای بسیاری از کارگردان های معروف سینما، یکی از مهمترین مسائل ساخت فیلم این است که با تدوینگر مورد نظرشان کار کنند.
و باز عجیب نیست که به تدوینگر می گویند کارگردان دوم فیلم. هر چه باشد، سر و شکل گرفتن فیلم به عهده تدوینگر است.
اگر دوست دارید بدانید این همه ارج و قرب تدوینگر به چه دلیل است، ادامه این مطلب یلووال مدیا را بخوانید.

تدوین چطور و از کجا شروع شد
اولین فیلم های ثبت شده در تاریخ سینما تدوین و تدوینگر نداشته اند. طبیعی است که موجود تازه متولد شده ای به نام سینما، هنوز زبان باز نکرده باشد. دوربین روشن می شد و تصویری را ضبط می کرد و همان را بی هیچ تغییری نمایش می دادند.
اولین بار، یک فیلمساز بریتانیایی به نام پاول رابرت در سال 1898 در فیلمی یک دقیقه ای، بیشتر از یک نما استفاده کرد و به این ترتیب تدوین به سینما اضافه شد.
دو سال بعد جیمز ویلیامسون اسکاتلندی برای اولین بار از تکنیک نمای مقابل یا «ریورس شات» استفاده کرد. فیلم، ماجرای حمله به یک دروازه را نشان می دهد.
در نمای اول، دروازه ای که به آن حمله شده، از خارج نشان داده می شود و در نمای بعدی، همان دروازه را از داخل می بینیم و از زاویه مقابل.
ژرژ ملیس فرانسوی با ساختن فیلم «سفر به ماه» کار مهمی در گسترش زبان سینمایی انجام داد. او گذشت زمان و همچنین غیب شدن آدم ها یا ظاهر شدن موشک بر ماه را با استفاده از تدوین وارد سینما کرد.
اما ادوین پورتر آمریکایی بود که با ساختن فیلم «سرقت بزرگ قطار» قدمی بزرگ در شکل گیری زبان امروزی سینما و فن تدوین برداشت.
پورتر با استفاده از تقطیع نماها و پیوند آنها یک داستان سینمایی ساخته و برای اولین بار از مونتاژ موازی برای نشان دادن اتفاقات دو اتاق دور از هم استفاده کرده است.
فیلمسازان شوروی مسیر متفاوتی در کار تدوین پیش گرفتند.

تدوینگر قرار است چه کند
کارگردان بعد از خدمات فیلمبرداری تمام آنچه را که حاصل شده، همراه با یادداشت های منشی صحنه به تدوینگر تحویل می دهد. حالا او باید از میان راش ها، بهترین ها را انتخاب کند و به بهترین شکل به هم کات بزند.
اما از کجا باید بداند بهترین انتخاب کدام است؟ بله خب، کار سختی است. تفاوت یک تدوینگر حرفه ای و درجه یک با تدوینگری معمولی در همین انتخاب ها و درکی است که هر کدام از فیلم دارند.
تدوینگر است که ریتم فیلم را می سازد و احساس هر صحنه را به مخاطب منتقل می کند.
پس یک تدوینگر، غیر از تسلط به نرم افزارهای تدوین و داشتن اطلاعات کامل و جامع از سبک های تدوین، داشتن آگاهی جامع از دانش سینمایی و حوزه های مختلف آن، آشنایی کافی با موسیقی و صدا و جلوه های بصری، باید در مسائل دیگری نیز خبره باشد.
برای مثال از تأثیر احساسی و عاطفی هر صحنه ای آگاه باشد و بتواند انگیزه دراماتیک درستی برای تدوین انتخاب کند. این کار ممکن است حتی با تغییر دادن یا حذف دیالوگ ها یا حتی حذف یک صحنه اتفاق بیفتد.

تدوین های معروف تاریخ سینما
مکاتب اصلی تدوین در تاریخ سینما و تاثیر آن بر روی سینمای امروزی موضوع بسیار گسترده ای است اما برخی از مهم ترین اثار آن در ادامه آورده شده است.
– گاو خشمگین (مارتین اسکورسیزی)
تلما شون میکر، تدوینگر فیلم گاو خشمگین و تعدادی دیگر از فیلم های مارتین اسکورسیزی است.
او با سبک خاص تدوین سریع و استادانه خود، نقش قابل توجهی در موفقیت فیلم های این فیلمساز داشته است. شون میکر در فیلم گاو خشمگین تدوینی خلاقانه و خارق العاده اجرا کرد و توانست جایزه اسکار بهترین تدوین را در سال 1980 دریافت کند.
در کنار بهترین تدوین سال، نام این فیلم را به عنوان یکی از بهترین تدوین های تاریخ سینما نیز ثبت کرد.
– طناب (آلفرد هیچکاک)
یکی از فیلم های مهم تاریخ سینما – حتی از نظر تدوین هم – فیلم «طناب» است که آلفرد هیچکاک آن را در سال 1948 ساخته.
اگر طناب را دیده باشید، شاید تعجب کنید که فیلمی با این شیوه حرکت دوربین و به ظاهر بدون تقطیع نماها، چطور ممکن است در این فهرست قرار بگیرد.
در این فیلم 10 برداشت و 10 کات وجود دارد اما به چشم نمی آید. یعنی با توجه به امکانات فیلمبرداری و محدودیت نگاتیو در سال ساخت فیلم، هیچکاک مجبور شده به جای یک برداشت بلند، از 10 برداشت استفاده کند.
بیشتر برش ها در این فیلم پنهان هستند. یعنی طبق طراحی کارگردان، لحظه هایی برای برش انتخاب شده که تصویر سیاهی مثل کت بازیگر یا مبلی سیاه جلوی لنز را پوشانده باشد و چشم مخاطب متوجه نقطه کات نشود.
به این شکل بود که هیچکاک رویکرد جدیدی نسبت به تدوین در پیش گرفت و بیننده را در کار تدوین شریک کرد. تأثیر این نگاه هیچکاک را در برخی فیلمسازان بعد از او می توان مشاهده کرد.
راش و قیچی دست شماست
تا اینجا با خواندن این مطلب یلووال، به این نتیجه رسیدید که تدوینگری کار بسیار سختی است؟ نتیجه درستی گرفته اید.
اما به این معنی نیست که شما نمی توانید تدوینگر خوبی باشید.
می توانید تمام مراحلی را که از آن صحبت کردیم، با تلاش و تمرین و پشتکار، مثل موم در دست بگیرید. اگر از همین حالا شروع کنید و خوب کار کنید، طولی نخواهد کشید که اسم شما را بین تدوینگران شاخص و خوش نام سینما ببینیم.
اشتراک گذاری

