آلزایمر، یکی از عجیب ترین بیماری هایی است که تا کنون گریبان انسان ها را گرفته است. آلزایمر شبیه به یک ویروس که وارد کامپیوتر می شود و تمام اطلاعات شما را پاک می کند، شروع به از بین بردن حافظه بیمار می شود، تا جایی که حتی نمی تواند به یاد بیاورد که چه کسی است. در مورد انسان های عادی، این بیماری دردناک است، اما اگر یک قاتل سریالی دچار آلزایمر شود، شرایط عجیب تر و ترسناک تر هم می شود.
کیم یونگ ها، نویسنده و مترجم کره ای، در سال 2013 رمانی دلهره آور و بسیار جذاب به نام خاطرات یک آدمکش نوشت و سراغ همین موضوع رفت. در سال 2017، یک فیلم سینمایی با همین نام و بر اساس داستان کتاب در کره جنوبی ساخته شد که به اندازه کتاب جذاب بود و توانست نظر مخاطبان و منتقدان را به خود جلب کند. و حالا، جدیدترین اقتباس از این داستان پرکشش سریالی با همین نام است که در ابتدای سال 2026 از شبکه Fox پخش شده است. در این مقاله یلووال مدیا، به سراغ بررسی این مینی سریال جدید و مقایسه آن با کتاب اصلی و فیلم رفتهایم. اگر شما نیز به ژانر دلهره آور و معمایی علاقمند هستید، با ما همراه باشید.
داستان اصلی خاطرات یک آدمکش

کیم بیونگسو، پیرمردی است که مانند بسیاری از همسالانش در سرتاسر دنیا دچار آلزایمر شده است. اما او فرق بزرگی با سایر مردم دارد. کیم، یک قاتل حرفه ای است که در طول زندگی اش انسان های زیادی را به قتل رسانده است. آخرین قتل او 17 سال پیش بوده، ولی حالا تصمیم گرفته تا برای آخرین بار این کار را انجام دهد. ولی اینبار هدفش متفاوت است. او میخواهد دخترش، اون-هی را از دست قاتل سریالی جدیدی که وارد شهر شده نجات دهد. اما برنامه ریزی برای قتل در حالیکه آلزایمر هر روز بیشتر از روز قبل نوانایی های او را تحت تاثیر قرار می دهد، بسیار سخت است.
در کتاب و فیلم خاطرات یک آدمکش، ما درون ذهن کیم هستیم و وقایع را از چشم او می بینیم. ابتکار نویسنده برای نگارش داستان به صورت واگویه های ذهن یک بیمار مبتلا به آلزایمر، باعث می شود خواننده کاملا خود را در فضای داستان حس کند. ما شاهدیم که کیم چه چیزهایی می بیند، می شنود، و بعد از یاد می برد. پیچش های داستان و پایان کاملا غیر قابل انتظار، خاطرات یک آدمکش را به یک داستان دلهره آور-جنایی بی نظیر تبدیل کرده است.
سریال خاطرات یک آدمکش در مورد چیست؟

مینی سریال ده قسمتی خاطرات یک آدمکش (Memory of a Killer) به تازگی از شبکه Fox پخش شده و توانسته امتیاز 9/6 را در وبسایت IMDb به دست بیاورد. در این سریال معمایی-جنایی، با یک قاتل قراردادی به نام آنجلو طرف هستیم که بیش از 40 سال است که یک زندگی دوگانه دارد. در یک زندگی، یک پدر مسئولیت پذیر و یک شهروند عادی از طبقه متوسط است که چند سال قبل همسرش را در یک صانحه تصادف از دست داده و حالا تنها کسی که دارد، تنها دخترش ماریا است که قرار است به زودی مادر شود. در طرف دیگر، آنجلو یک قاتل قراردادی حرفه ای است که سال هاست با دوست قدیمی اش داچ، در قبال دریافت پول های هنگفت، آدم می کشد. آنجلو در طی این سال های به راحتی و با هوش بالایی که دارد، زندگی خصوصی اش را از داچ و زندگی حرفه ای اش را از خانواده اش پنهان کرده است. اما حالا به دو چالش جدی رو به رو شده است. از یک طرف، آلزایمر زودرسی که پیشتر در برادرش نیز خود را نشان داده و از طرف دیگر، شخصی مرموز به نام فری من که در تلاش است اعضای خانواده آنجلو را به قتل برساند.
شباهت ها و تفاوت های اصلی سریال و کتاب
شباهت اصلی این مینی سریال جدید و کتاب، تنها در یک چیز است؛ یک آدمکش حرفه ای که دچار آلزایمر شده است. همچنین اولین قتل هردو، کشتن پدرشان برای حفاظت از مادر و برادرشان بوده است. اما کیم و آنجلو تفاوت های بسیار زیادی دارند. علیرغم اینکه در طول داستان هردو می خواهند از دختر خود محافظت کنند، اما ریشه این محافظت متفاوت است. در کتاب، ما عملا با یک هیولا مواجه هستیم، کسی که سال های زیادی بدون دلیل آدم های زیادی را کشته است و و حتی در مکالمات ذهنی اش شاهدیم که دنبال یک لذت خاص بوده است. اما آنجلو، به عنوان یک انسان خوب نشان داده می شود که یک شغل غیر اخلاقی و غیر انسانی دارد. بزرگترین قدرت کتاب استفاده از راوی غیرقابلاعتماد است. چون شخصیت اصلی زوال عقل دارد، نه او و نه مخاطب نمیتوانند به خاطراتش اعتماد کنند. این یک بازی حدس و گمان درخشان و پرتعلیق را در طول فیلم ایجاد میکند. در سریال، از دست دادن حافظه صرفا یک نقطه از طرح داستان است (مثلا فراموش کردن رمز عبور)، اما روایت سریال قابلاعتماد است. شما میدانید که تهدید واقعی است، و همین موضوع آن را به یک تریلر سنتیتر تبدیل میکند.
سخن نهایی
اگر طرفدار پروپاقرص پاتریک دمپسی یا مایکل ایمپریولی هستید، این سریال در درجه اول ویترینی برای نمایش قدرت بازیگری این دو نفر است و تماشای تعامل آنها، مهمترین پاداش دیدن اثر محسوب میشود. همچنین اگر به داستانهای اکشن-جنایی کلیشهای با حالوهوای تریلرهای تلویزیونی معمولی علاقه دارید، این سریال ناامیدتان نمیکند.
اما اگر به دنبال یک سریال خوشساخت و منسجم هستید، منتقدان متفقالقول هستند که فیلمنامه، ریتم و ساختار داستانی سریال ضعیف است. همچنین اگر به دنبال درامی هستید که به شکلی جدی، اخلاقی یا روانشناختی با زوال عقل دستوپنجه نرم کند، از تماشای این سریال ناامید خواهید شد، چون سریال از این ایده تنها به عنوان یک ابزار داستانی سطحی استفاده کرده است.
اشتراک گذاری

