از میدان نبرد تا زندگی روزمره؛ بازنمایی جنگ‌های اخیر در سینما و تلویزیون

از میدان نبرد تا زندگی روزمره؛ بازنمایی جنگ‌های اخیر در سینما و تلویزیون
زمان مطالعه: 7 دقیقه
5
(1)

در سه دهه گذشته، فیلم ها و سریال های ژانر جنگ ایرانی همه روایتگر داستان های جنگ تحمیلی هشت ساله بوده اند. فیلم هایی که گاه در غالب درام، گاه مستند و حتی گاهی کمدی، راوی اتفاقاتی بودند که چه رزمندگان و چه مردم عادی، در طی هشت سال جنگ بین ایران و عراق از سر گذرانده اند. اما سال 1404، سال دردناکی برای همه مردم ایران بود. سالی که همه ما، با فاصله ای چند ماهه شاهد دو جنگ بودیم.

علاوه بر حافظه جمعی، سینما و تلویزیون نقش مهمی در روایتگری و انتقال اتفاقات دو جنگ تحمیلی دوم و سوم به نسل های آینده دارند. چه بعد از جنگ دوازده روزه و چه در بحبوحه آتش بس جنگ رمضان، تعدادی از کارگردانان نام آشنای سینمای ایران به سراغ این موضوع رفته اند. در ادامه این مقاله از یلووال مدیا، به بررسی و معرفی آثاری می پردازیم که راوی شجاعت و تاب آوری مردم ایران بوده اند. با ما همراه باشید.

فیلم سینمایی نیم شب

فیلم نیم شب، به کارگردانی محمد حسین مهدویان و نویسندگی مهدی یزدانی خرم، اولین واکنش سینمای ایران به جنگ دوازده روزه بود. در این فیلم، شاهد ماجرای واقعی یک موشک عمل نکرده در محله یوسف آباد تهران و تلاش برای خنثی سازی آن هستیم. مهدویان، به عنوان کارگردانی که بیشتر با بازسازی وقایع تاریخی معاصر و روایت‌های سیاسی–امنیتی شناخته می‌شود، دوباره دوربین خود را به قلب یک ماجرای واقعی و شرایط بحرانی برده است. اما بر خلاف جذابیت و اهمیت سوژه، نه از حیث کارگردانی نه از فیلم نامه، نیم شب نتوانست انتظار مخاطبان را برآورده کند.

فیلم سینمایی نیم شب

مهدی یزدانی خرم که به سبب نگارش رمان های تاریخی مانند سرخ و سفید و خون خورده معروف است، همان تکنیک داستان های چند پیرنگی و کنار هم قرار دادن چندین خرده پیرنگ برای ساخت یک روایت را در پیش گرفته است. غلیرغم جذابیت خرده داستان های فیلم، این تکه تکه بودن باعث چند پارگی روایت اصلی و عدم توجه به شرایط بحرانی و دراماتیکی شده است که فیلم قرار بوده به تصویر بکشد. عدم ایجاد التهاب و ناتوانی در انتقال حس اضطراب پاشنه آشیل مهم این فیلم بوده است. اما در کنار این ضعف ها، نباید از بازی بسیار خوب احسان منصوری در نقش مهدی (نقش اول مرد) گذشت. او در اولین تجربه خود به عنوان کاراکتر نقش اول، توانسته است به خوبی نقش خود را ایفا کند.

فیلم سینمایی کافه سلطان

فیلم کافه سلطان از جمله فیلم‌های راه‌یافته به بخش مسابقه چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر بود که به کارگردانی مصطفی رزاق‌کریمی و تهیه‌کنندگی مرتضی رزاق‌کریمی و  با سرمایه‌گذاری بنیاد فارابی ساخته شده است. در این فیلم بازیگران مطرحی از جمله آزیتا حاجیان، محمدرضا شریفی‌نیا و سیاوش طهمورث به ایفای نقش پرداخته‌اند. این فیلم روایتی از یک کافه، یک خانواده و مسافرانی ارائه می‌دهد که جنگ ۱۲ روزه، سرنوشتی تازه و پیش‌بینی‌ناپذیر برای همه آن‌ها رقم می‌زند.

فیلم سینمایی کافه سلطان

برادران رزاق کریمی در چند سال گذشته در عرصه مستند سازی کارنامه خوبی داشته اند و با ساختن کارهایی همچون «بانوی قدس ایران» و «حس پنهان» خود را به مخاطبان شناسانده اند. با توجه به کارهای مستند پیشین آن ها، انتظار می رفت که فیلم کافه سلطان نیز نگاهی واقع گرایانه داشته باشد و یک بازسازی باور پذیر از وقایع برای مخاطب صورت گیرد. اما متاسفانه هیچ اثری از تجربیات پیشین برداران رزاق کریمی در این کار دیده نمی شود. کافه سلطان شروع بسیار خوبی دارد و در دقایق آغازین فیلم شخصیت ها، جایگاه آن ها و رابطه آن ها با یکدیگر به خوبی به مخاطب نشان داده می شود. اما در ادامه، با ضعف در شخصیت پردازی روبرو می شویم. به غیر ار کاراکتری که سیاوش طهمورث به عنوان یک فرد شیاد ارائه می کند، سایر کاراکترها، به خصوص آزیتا حاجیان در نقش مادر خانواده نتوانسته اند با مخاطبان ارتباط برقرار کنند و احساسات بینندگان را تحریک کنند.

فیلم سینمایی سقف

یکی دیگر از فیلم های راه یافته به جشنواره فجر 1404، فیلم سقف ساخته ابراهیم امینی بود. این فیلم روایتی از مواجهه یک خانواده معمولی با جنگی ناگهانی و غیرمنتظره است، جنگی که در میانه یک مراسم عروسی ساده آغاز می‌شود و زندگی شخصیت‌ها را به‌سرعت از حالت عادی خارج می‌کند. فیلم به‌جای تمرکز بر میدان نبرد یا روایت‌های قهرمانانه، توجه خود را بر تجربه زیسته آدم‌های عادی در دل بحران می‌گذارد. در این روایت، جنگ نه صرفا یک رویداد بیرونی، بلکه نیرویی است که ساختار روابط خانوادگی را متزلزل می‌کند و آدم‌ها را در وضعیتی از آوارگی، تحقیر و بی‌ثباتی قرار می‌دهد. به همین دلیل، بخش مهمی از فیلم بر تلاش شخصیت‌ها برای ادامه دادن زندگی در شرایطی نابرابر و مبهم متمرکز است. شرایطی که در آن آینده روشن نیست و حتی مفهوم مقاومت یا فرار نیز به پرسشی پیچیده تبدیل می‌شود.

فیلم سینمایی سقف

بر خلاف سوژه ای که می توانست جذاب باشد،  فیلم در پرداخت دراماتیک و شخصیت‌پردازی با مشکلات متعددی روبه‌رو است. شخصیت‌ها در بسیاری از لحظات فاقد عمق لازم هستند و روابط میان آن‌ها به‌خوبی شکل نمی‌گیرد، به‌گونه‌ای که مخاطب گاهی نمی‌تواند منطق رفتارها و واکنش‌ها را درک کند. استفاده مکرر از اسلوموشن و برخی انتخاب‌های فرمی نیز به‌جای تقویت فضای دراماتیک، ریتم روایت را کند کرده و به تکرارهای بصری منجر شده است. در نهایت سقف با وجود ایده‌ای قابل‌توجه درباره تأثیر جنگ بر زندگی مردم عادی، در اجرا نتوانسته به اثری کاملا منسجم و اثرگذار تبدیل شود و بیش از هر چیز ضعف‌های فیلمنامه و کارگردانی را آشکار می‌کند.

فیلم سینمایی قمارباز

فیلم  قمارباز به کارگردانی محسن بهاری، نخستین تجربه بلند این فیلمساز است که در بستر جنگ دوازده‌روزه روایت می‌شود و به یکی از ابعاد کمتر دیده‌شده این جنگ، یعنی نبردهای سایبری و امنیتی می‌پردازد. داستان درباره برنامه‌نویسی در بانک مرکزی است که در شبی به ظاهر معمولی، با ورود یک مأمور امنیتی به خانه‌اش درگیر ماجرایی پیچیده می‌شود؛ ماجرایی که به تدریج ابعاد نفوذ و همکاری با شبکه‌ای برای دسترسی به اطلاعات بانکی را آشکار می‌کند. روایت فیلم عمدتا در یک لوکیشن محدود و در طول یک شب شکل می‌گیرد و از طریق گفت‌وگوهای فشرده میان شخصیت‌ها پیش می‌رود. همین محدودیت زمانی و مکانی باعث شده فیلم بیشتر بر بازی‌های روانی و آشکار شدن تدریجی حقیقت تکیه کند و تلاش کند تصویری متفاوت از مواجهه امنیتی در شرایط بحرانی ارائه دهد.

فیلم سینمایی قمار باز

از نظر ساختاری، مهم‌ترین نقطه قوت قمارباز فیلمنامه نسبتا منسجم آن است که با پرهیز از خرده‌داستان‌های اضافی و با گره‌افکنی تدریجی، تعلیقی قابل‌قبول ایجاد می‌کند. با این حال، اتکای زیاد فیلم به دیالوگ و محدود بودن کنش‌های بصری باعث می‌شود در برخی لحظات ریتم اثر کند شود و فضای آن به یک درام گفت‌وگومحور نزدیک شود. همچنین در نیمه دوم فیلم، میزان غافلگیری‌های داستانی کاهش می‌یابد و مسیر روایت تا حدی قابل پیش‌بینی‌تر می‌شود. با وجود این کاستی‌ها، قمارباز را می‌توان تلاشی قابل توجه برای ورود به ژانر تریلر امنیتی در سینمای ایران دانست، فیلمی که با موضوعی به‌روز و اجرای نسبتا کنترل‌شده، تلاش می‌کند از خلال یک موقعیت محدود، تنش‌های پیچیده جنگ‌های مدرن را به تصویر بکشد.

سریال اهل ایران

اولین سریال ساخته شده در مورد جنگ تحمیلی سوم، سریال اهل ایران به کارگردانی محمدحسین مهدویان است که از پلتفرم شیدا منتشر شده است. این سریال مجموعه‌ای اپیزودیک است که در بستر یک موقعیت جنگی معاصر، تلاش می‌کند روایت‌هایی انسانی از زندگی مردم عادی ارائه دهد. هر قسمت به واقعه‌ای مشخص یا گروهی از شخصیت‌ها می‌پردازد و از زاویه دیدی محدود و شخصی به بحران نگاه می‌کند؛ از حمله به بیمارستان گاندی در «رستگاری در گاندی» تا روایت بازماندگان یک حادثه در «شانه‌ها». این رویکرد باعث شده سریال به‌جای تمرکز صرف بر صحنه‌های بزرگ جنگی، بیشتر بر تجربه‌های فردی، ترس‌ها، مسئولیت‌ها و روابط انسانی در دل بحران تأکید کند. انتخاب لوکیشن‌هایی مثل بیمارستان یا فضاهای شهری، همراه با حضور شخصیت‌هایی از میان مردم عادی مانند پرستاران، کارکنان خدماتی یا نوجوانان، به سریال حال‌وهوایی انسانی و ملموس می‌دهد.

سریال اهل ایران

با این حال نقدهایی که درباره قسمت‌های مختلف سریال نوشته شده، نشان می‌دهد «اهل ایران» در کنار ظرفیت‌های روایی قابل توجه، با برخی ضعف‌های اجرایی هم روبه‌روست. مهم‌ترین ایرادها به مصنوعی بودن بخشی از دیالوگ‌ها، نوسان در کیفیت بازی‌ها و گاهی شتاب‌زدگی در جمع‌بندی داستان‌ها برمی‌گردد؛ مسائلی که باعث می‌شود برخی لحظات دراماتیک به اندازه ظرفیتشان اثرگذار نشوند. در مقابل، منتقدان از ایده‌های روایی، تلاش برای روایت‌های انسانی به‌جای اغراق عاطفی، و پایان‌بندی‌هایی که بر ارزش جان انسان‌ها و ادامه زندگی تأکید می‌کنند به‌عنوان نقاط قوت یاد کرده‌اند. در مجموع اهل ایران مجموعه‌ای است که با وجود برخی کاستی‌های اجرایی، به دلیل انتخاب سوژه‌های انسانی و زاویه نگاه متفاوت به وقایع جنگی، اثری قابل توجه و نسبتا موفق ارزیابی می‌شود.

سریال سرو سپید سرخ

سریال سرو، سپید، سرخ به تهیه‌کنندگی محمدرضا شفاه و با کارگردانی جمعی از فیلمسازان سینمای ایران، یکی از نخستین واکنش‌های تلویزیون به جنگ تحمیلی سوم به شمار می‌آید. این مجموعه که در قالبی اپیزودیک و با مشارکت چندین کارگردان تولید شده و از آنتن سراسری صداوسیما پخش شد، تلاش دارد تجربه‌های گوناگون جامعه ایران در شرایط جنگ را روایت کند. هر قسمت داستانی مستقل با شخصیت‌ها و موقعیت‌های متفاوت دارد و موضوعاتی مانند اختلافات خانوادگی، مواجهه کودکان با بحران، مهاجرت، جاسوسی، خیانت، ایثار و همبستگی اجتماعی را در بستر جنگ به تصویر می‌کشد. همین تنوع نگاه‌ها و زاویه‌های روایی باعث شده سریال تصویری چندوجهی از تأثیر جنگ بر زندگی روزمره مردم ارائه دهد و از روایت صرفاً نظامی فاصله بگیرد.

سریال سرو سپید سرخ

با این حال، مجموعه سرو، سپید، سرخ با نقدهای فنی نیز همراه بوده است. منتقدان ضمن تحسین سرعت تولید و واکنش سریع تلویزیون به رخدادهای جنگ، به برخی ضعف‌های ساختاری اشاره کرده‌اند؛ از جمله نبود یک نخ‌تسبیح روایی که اپیزودهای مستقل را به شکلی منسجم به یکدیگر پیوند دهد و همچنین نابرابری کیفی میان قسمت‌های مختلف. در برخی اپیزودها، تمرکز بر پیام‌های اخلاقی یا اجتماعی بر پرداخت دراماتیک و شخصیت‌پردازی غلبه کرده و همین مسئله باعث شده اثر در مجموع به سطح یک مجموعه کاملا یکدست یا کلاسیک نرسد. با این حال، مهم‌ترین دستاورد سریال را می‌توان تلاش برای نمایش چهره انسانی جنگ دانست؛ جایی که بحران بیرونی بستری برای آشکار شدن تنش‌ها، بازسازی روابط خانوادگی و بازتاب تجربه‌های متفاوت جامعه در شرایط بحرانی می‌شود.

جمع بندی

در مجموع، آثار سینمایی و تلویزیونی ساخته‌شده درباره جنگ‌های اخیر ایران نشان می‌دهند که روایت جنگ در رسانه‌های تصویری به‌تدریج از تمرکز صرف بر میدان نبرد فاصله گرفته و بیشتر به تجربه‌های انسانی، اجتماعی و روانی مردم در دل بحران توجه کرده است. فیلم‌هایی مانند «نیم‌شب»، «کافه سلطان»، «سقف» و «قمارباز» هرکدام تلاش کرده‌اند از زاویه‌ای متفاوت به این واقعیت بپردازند؛ از روایت یک حادثه واقعی در دل شهر تا بازنمایی تنش‌های خانوادگی یا نبردهای امنیتی و سایبری. در کنار این آثار، سریال‌هایی مانند «اهل ایران» و «سرو، سپید، سرخ» نیز کوشیده‌اند با استفاده از ساختار اپیزودیک، روایت‌های متنوعی از زندگی مردم عادی در شرایط جنگی ارائه دهند. با این حال، مرور این آثار نشان می‌دهد که بسیاری از آن‌ها با وجود سوژه‌های مهم و ظرفیت‌های روایی قابل توجه، در سطح اجرا با مشکلاتی مانند ضعف در شخصیت‌پردازی، چندپارگی روایت یا شتاب در تولید مواجه بوده‌اند.

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 1

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه