فیلم رویاها ساخته داگ یوهان هاگرود در سال ۲۰۲۴، یکی از آثار نروژی مهم در ژانر درام و روانشناختی است. این فیلم با تمرکز بر تجربههای نوجوانی و عشق نخست، به شکل ظریف و صریح به کاوش در ناخودآگاه انسان میپردازد و تماشاگر را به درون ذهن شخصیت اصلی، یوهان، میبرد.
داگ یوهان هاگرود در این فیلم، مانند آثار پیشین خود، به بررسی رابطه میان احساسات، هویت و رفتار انسانی علاقهمند است. اما در رویاها تمرکز ویژهای روی تجربهی عشق نخست، فانتزیها، و مواجهه با محدودیتهای اجتماعی و اخلاقی دارد. نگاه روانشناسانه به فیلم، در این نوشتار از یلووال مدیا آن را بیش از یک روایت سادهی عاشقانه میکند و آن را به یک کاوش عمیق در ذهن و روان نوجوانان و خانوادهها بدل میسازد.
ساختار روایت و تجربه ذهنی
یکی از ویژگیهای برجسته فیلم، ساختار غیرخطی و روایت درونی آن است. روایت فیلم عمدتا از دیدگاه یوهان، نوجوان ۱۷ ساله، ارائه میشود و با صدای درونی او همراه است. این نوع روایت باعث میشود تماشاگر بیش از آنکه داستان را به صورت عینی دنبال کند، به درون ذهن شخصیت اصلی نفوذ کند و با احساسات، اضطرابها و تخیلات او همراه شود.
در روانشناسی، چنین رویکردی مشابه تجربهی ناخودآگاه در تحلیل روانکاوی است؛ ذهن اطلاعات و احساساتی را بازگو میکند که پیش از آگاهی و کنترل کامل ما شکل گرفتهاند. این مونولوگهای ذهنی، تجربهی ذهن شخصیت را با واقعیت بیرونی ترکیب میکنند و تماشاگر را در یک فضای روانشناختی عمیق و شخصی قرار میدهند.
این سبک روایت هم ستایش شده، هم مورد نقد. ستایش از آنجاست که تماشاگر را وارد نقطه نظر شخصیت اصلی میکند و امکان درک عاطفی و روانشناختی عمیق را فراهم میآورد. اما برخی منتقدان معتقدند که طولانی بودن مونولوگها میتواند ریتم فیلم را کند کند و تجربهی سینمایی را برای برخی بینندگان دشوار نماید.
محور مرکزی: عشق نخست و شکلگیری هویت
فیلم بر محور عشق اولیه یوهان به معلم زبان فرانسویاش، یوهانا، میچرخد. این عشق، با شدت و وسواس خاص نوجوانانه، یک تجربهی عمیق هویتساز محسوب میشود. روانشناسی رشد و نظریههای اریک اریکسون نشان میدهند که عشق و دلبستگی در دوران نوجوانی نه فقط تجربهای رمانتیک، بلکه فرصتی برای کشف هویت، شناخت خود، و تمرین تعامل با دیگران است.

تجربهی یوهان نشان میدهد که نوجوانان از طریق تخیل و تمرکز بر فرد مورد علاقه، بخشهایی از خود را کشف میکنند که در تعاملات روزمره کمتر آشکار است. ترس از طرد، میل به دیده شدن، و نیاز به تأیید اجتماعی در این سن برجسته است. مونولوگهای فیلم، روایت و خاطرات او را ترکیب میکنند و تصویری کامل از یک ذهن نوجوان که در حال کشف عشق و هویت است، ارائه میدهند.
این نگاه روانشناسانه باعث میشود عشق اول یوهان بیش از یک داستان عاشقانه باشد؛ او از طریق این عشق، به ناخودآگاه خود نزدیک میشود و در مسیر بزرگسالی قدم میگذارد.
رابطه با خانواده: میان تابو و بازتعریف هنجارها
یکی از محورهای روانشناختی دیگر فیلم، رابطهی یوهان با مادر و مادربزرگش است. هنگامی که آنها به یادداشتها و خاطرات خصوصی یوهان دسترسی پیدا میکنند، نه فقط نسبت به عشق او واکنش نشان میدهند، بلکه سعی میکنند معنا و ارزش تجربه او را درک کنند و بازتعریف نمایند.

روانشناسی بیننسلی نشان میدهد که تجربیات فردی همیشه در بستر خانوادگی معنا مییابند. مادر و مادربزرگ، با تفسیر تجربهی یوهان، به نوعی تاریخچهی زندگی خود و آرزوهای ازدسترفتهشان را نیز بازتعریف میکنند. این تعامل، ابعاد پیچیدهای از تجربهی نوجوان را آشکار میکند: ترسها، میلها و تابوهای اجتماعی که همهی آنها در ذهن خانواده به شکل دیگری تعبیر میشوند.
فیلم به این ترتیب مرز میان تجربهی واقعی، اخلاق اجتماعی، و نیازهای روانشناختی فرد را به چالش میکشد و از تماشاگر میخواهد درگیر پرسشهای اخلاقی و روانشناختی شود.
واقعیت و فانتزی: بازنمایی ناخودآگاه
یکی از مهمترین لایههای روانشناختی، تقابل میان واقعیت عینی و فانتزی ذهنی است. روایتهای ذهنی یوهان، مخلوطی از خاطره، فانتزی و تلاش برای فهم تجربه است. در روانکاوی، این فرآیند مشابه ساخت واقعیت ذهنی بر اساس تجربههای عاطفی و ناخودآگاه است.
فیلم نشان میدهد که ذهن انسان چگونه خاطرات و احساسات را بازنمایی و معنا میکند، و چگونه این فرآیند بر رفتار و ادراک تأثیر میگذارد. تجربهی یوهان با یوهانا، نه فقط یک اتفاق واقعی، بلکه یک تجربهی روانشناختی نمادین است که به بازنمایی درونی او معنا میدهد.
این نگاه باعث میشود فیلم از یک روایت ساده عاشقانه فراتر برود و به نوعی تحلیل روانشناسانه سینمایی ذهن شخصیت اصلی تبدیل شود. تماشاگر با هر صحنه، به نوعی وارد جلسات روانکاوی غیررسمی شده و با پرسشهای ناخودآگاه شخصیت همراه میشود.
نقدها و واکنشها: تنش میان روانشناسی و سینما
واکنش منتقدان به فیلم متنوع است. گروهی آن را به دلیل بیان دقیق احساسات، روایت درونی و کاوش روانشناختی شخصیتها ستایش کردهاند و آن را یک فیلم دربارهی کشمکشهای درونی عشق، فانتزی و واقعیت دانستهاند.
گروهی دیگر معتقدند که مونولوگهای طولانی و ریتم آرام فیلم ممکن است تجربهی سینمایی را کاهش دهد، زیرا به جای حرکت روایی کلاسیک، مخاطب را در فضای ذهنی شخصیت نگه میدارد.
این دوگانگی دقیقا همان چالشی است که فیلم درون خود دارد: آیا میتوان تجربهی روانشناختی عمیق را با ابزارهای سینمایی منتقل کرد یا باید از ساختارهای مرسوم فاصله گرفت؟ فیلم رویاها نشان میدهد که برای ورود به ذهن یک شخصیت، گاهی باید ابزارهای نوین و روایت درونی را به کار گرفت، حتی اگر نتیجه برای برخی مخاطبان سنگین و غیرمعمول باشد.
پاسخهای روانشناختی مخاطب
یکی از جنبههای جذاب فیلم این است که تماشاگر با تجربههای یوهان همذاتپنداری میکند. احساسات، فانتزیها و روابط او، نه فقط نتایج عینی، بلکه نمادهایی از درونیترین آرزوها و ترسهای انسان هستند.
فیلم به مخاطب اجازه میدهد که تجربهی نوجوانانه را نه فقط به عنوان یک داستان عاشقانه، بلکه به عنوان ابزاری برای خودشناسی و درک بهتر احساسات و انگیزههای درونی خود تجربه کند. در واقع، رویاها یک فیلم درباره نوجوانان نیست، بلکه یک فیلم درباره ذهن انسان و تجربههای روانشناختی است که همهی ما با آنها آشنا هستیم.
یک تجربه روانشناسانه و سینمایی

فیلم رویاها ساخته داگ یوهان هاگرود، یک اثر سینمایی است که از منظر روانشناسی دارای اهمیت فراوانی است:
- کاوش در عشق نخست به عنوان تجربهای هویتساز: عشق نوجوانانه نه فقط رومانتیک، بلکه مسیر کشف خود و ناخودآگاه است.
- تقابل واقعیت و فانتزی ذهنی: ذهن چگونه خاطرات و احساسات را بازنمایی و معنا میدهد.
- تاثیر خانواده در شکلدهی معنا و ارزش تجربههای عاطفی: نسلهای مختلف تلاش میکنند تجربه فرد را تفسیر و بازتعریف کنند.
- ابتکار روایی در بازنمایی ذهن شخصیت: استفاده از روایت درونی و مونولوگهای ذهنی به جای ساختارهای مرسوم سینمایی.
رویاها فیلمی است که فراتر از روایت عاشقانه، به عمق ذهن و روان انسان نفوذ میکند و تجربهای متفاوت، دقیق و جذاب از زندگی درونی نوجوان و رابطهاش با جهان پیرامون ارائه میدهد. این فیلم برای علاقهمندان به سینما، روانشناسی و ادبیات، اثری قابل تأمل و بحثبرانگیز است، اثری که حتی پس از پایان نمایش، ذهن مخاطب را درگیر میکند و پرسشهای اخلاقی، روانشناختی و انسانی زیادی را پیش روی او میگذارد.
برای تهیه این مطلب از این منابع استفاده شده است:
اشتراک گذاری

