هرآنچه که لازم است در مورد تکنیک تدوین مچ کات بدانید

هرآنچه که لازم است در مورد تکنیک تدوین مچ کات بدانید
زمان مطالعه: 6 دقیقه
5
(1)

همه عاشق دیدن انتقال‌های عالی بین صحنه‌ها هستند، اما چگونه می‌توان صحنه‌ها را در سطحی عمیق‌تر به هم متصل کرد؟ یکی از بهترین روش های تدوین، مچ کات (match cut) است. با استفاده از رنگ‌ها، شکل‌ها، حرکات یا حتی دیالوگ‌های مشابه، مچ کات کمک می کند تا روایتی منسجم‌تر خلق شود. در این مقاله یلووال مدیا مچ کات را بررسی خواهیم کرد تا نه تنها نحوه‌ی کارکرد آن‌ را درک کنید، بلکه دلیل مؤثرتر بودن آن‌ نسبت به برش های معمولی نما را نیز بفهمید.

مبانی مچ‌ کات

تکنیک تدوین مچ کات

مچ کات در برخی از بزرگ‌ترین لحظات سینما حضور داشته است. برش از یک صحنه به صحنه‌ی بعدی یک کار ضروری در فیلم‌سازی است، اما این به معنای انجام آن بدون معنا یا هدف نیست.

تصاویر و صداها می‌توانند حاوی زیرمتن باشند. همین امر در مورد انتقال‌های شما نیز صدق می‌کند و هر انتقال فرصتی است برای ایجاد ارتباط، تقویت تم، افزایش سرعت روایت و موارد دیگر. انتقال‌هایی مانند تطابق گرافیکی (graphic match)، مچ کات همراه با حرکت (match on action cut) و پل صوتی (sound bridge) روش‌های عالی برای دستیابی به این مزایا هستند.

پس، اول باید بفهمیم مچ کات چیست و چه چیزی آن را خاص می کند؟

مچ کات چیست؟

مچ کات هر نوع انتقال صوتی و تصویری است که از عناصر صحنه‌ی قبلی استفاده می‌کند تا بیننده را به شکلی روان به صحنه‌ی بعدی ببرد. این نوع برش‌ها همچنین توانایی انجام این کار را با تأثیر و زیرمتن دارند. آن‌ها با برش‌های معمولی تفاوت دارند زیرا ارتباطی تماتیک بین دو رویداد یا مفهوم جداگانه ایجاد می‌کنند.

انواع مختلف مچ کات

  • مچ کات گرافیکی (Graphic Match Cuts که برای اشکال، رنگ‌ها، و ترکیب‌بندی‌ استفاده می شود.
  • مچ کات همراه با حرکت (Match on Action Cuts) برای استفاده در صحنه های اکشن و پر حرکت.
  • پل صوتی (Sound Bridge ) که در جلوه‌های صوتی، دیالوگ، و موسیقی کاربرد دارد.

انواع مچ کات‌های گرافیکی 

تکنیک تدوین مچ کات در همشهری کین

مچ کات های گرافیکی می‌توانند به عنوان استعاره‌های بصری استفاده شوند. آن‌ها این مفهوم را القا می‌کنند که اشیاء یکی هستند و این کار را از طریق یک تغییر شکل قابل مشاهده انجام می‌دهند. همچنین می‌توانید از مچ کات های گرافیکی برای انتقال نامحسوس در زمان استفاده کنید. این کار می‌تواند با dissolve یا یک برش مستقیم انجام شود.

میزان زمانی که واقعا در یک نما گذشته است به شما کمک می‌کند تا تصمیم بگیرید چگونه یکی از این برش‌ها را انجام دهید، اما همه‌چیز به احساسی که می‌خواهید ایجاد کنید بستگی دارد. شما می‌توانید مچ کات گرافیکی را در چندین انتقال انجام دهید و اجازه دهید یک شیء فیزیکی به عنوان یک خط بصری در صحنه‌ی شما عمل کند.

فیلم «همشهری کین» این کار را چندین بار در صحنه‌ی آغازین انجام می‌دهد و کل این سکانس با یک مچ کات گرافیکی بی‌نقص به پایان می‌رسد. نور خارج شده از اتاق کین در همان نقطه باقی می‌ماند تا پایان صحنه، و مدام از شما می‌پرسد: «آن بالا چیست؟»

مچ کات گرافیکی نمادین

تکنیک تدوین مچ کات در فیلم روانی

در مثال مطرح شده از همشهری کین، از همان شیء برای اتصال نماها استفاده شده است، اما وقتی بین دو شیء متفاوت برش می‌زنید چه اتفاقی می‌افتد؟ پاسخ فوری ذهن ما این است که به ارتباطی که بین آن‌ها ایجاد شده فکر کنیم. وقتی این کار با دقت انجام شود، ارتباط می‌تواند طنزآمیز، دراماتیک یا حتی وجودی باشد.

یک نمونه‌ی عالی از مچ کات نمادین در فیلم«روانی»، یکی از شاهکارهای هیچکاک، وجود دارد. کافی است به مچ کات گرافیکی پس از سقوط ماریون توجه کنید. هیچکاک با dissolve از تصویر آب‌هایی که به سمت فاضلاب حمام روان می شوند، به نمای نزدیک چشم ماریون منتقل می‌شود. چرا؟ بیشتر افراد این ارتباط را به معنای خروج زندگی از بدن ماریون تفسیر می‌کنند. این یک روش شاعرانه و تراژیک برای نشان دادن تمثیلی از مرگ و مردن است.

مچ کات گرافیکی رنگ

تکنیک تدوین مچ کات در لورنس عربستان

نوع دیگر مچ کات گرافیکی، برش بین رنگ‌های مشابه است. اگر قرار باشد در مورد این تکنیک صحبت کنیم، تنها یک مثال وجود دارد که باید نشان داده شود: برش از شعله به طلوع آفتاب در فیلم «لورنس عربستان». احتمالا این مثال را صدها بار دیده‌اید، اما یک بار دیگر هم ضرری ندارد، چون این برش واقعا عالی است! این برش، تعریف واقعی مچ کات است، متوجه شدید؟! همچنین این مثال یادآوری خوبی است از اینکه چگونه رنگ در فیلم می‌تواند تصاویر را به ساده‌ترین و در عین حال زیباترین شکل تحت تأثیر قرار دهد.

پرش در زمان

تکنیک تدوین مچ کات در تایتانیک

اگر می‌خواهید بین نقاط مختلف خط زمانی روایت خود انتقال ایجاد کنید، مچ کات گرافیکی نیز می‌تواند به شما کمک کند تا این پرش را انجام دهید. این کار می‌تواند با یک برش مستقیم یا dissolve انجام شود، بسته به اینکه می‌خواهید انتقال چقدر ناگهانی یا روان باشد.

در یکی از بهترین فیلم‌های جیمز کامرون، «تایتانیک»، رز داستان خود را درباره‌ی اتفاقاتی که ۸۴ سال پیش رخ داده است، آغاز می‌کند. جایی که پشت سر او، تصویر کشتی غرق‌شده به کشتی معروف تایتانیک در خاطرات او منتقل می‌شود.

شاید بزرگ‌ترین پرش زمانی با استفاده از تطابق گرافیکی، یکی از معروف‌ترین برش‌های تاریخ نیز باشد. درست حدس زدید: انتقال «استخوان به ماهواره» در یکی از بهترین فیلم‌های استنلی کوبریک، یعنی «۲۰۰۱: ادیسه فضایی».

برخلاف صحنه ای که در مثال تایتانیک دیدیم، کوبریک و تدوینگرش، ری لاوجوی، ما را در یک چشم به هم زدن به میلیون‌ها سال بعد می‌برند.  شما متوجه خواهید شد که این انتقال نه تنها شکل استخوان و ماهواره را تطابق داده، بلکه در وسط چرخش استخوان نیز برش خورده است. این یک مثال عالی نه تنها از نبوغ سبک کارگردانی استنلی کوبریک، بلکه از چیزی است که به آن «مچ کات با حرکت» می‌گویند، که در بخش بعدی به آن می پردازیم.

انتقال با مچ کات با حرکت

وقتی از مچ کات با حرکت استفاده می‌کنید، یک ارتباط بصری و روانی مستقیم بین اقدامات در دو صحنه ایجاد می‌شود. از نظر تکنیکی، «حرکت» خود به عنوان یک اقدام عمل می‌کند و اتصال دو شات یا صحنه که با یک انتقال سریع و روان به هم متصل شده‌اند، برای بیننده طبیعی‌تر و جذاب‌تر به نظر می‌رسد. این تکنیک به ویژه در صحنه‌هایی که نیاز به حفظ ریتم و پویایی دارند، بسیار مؤثر است.

باید توجه داشت که مچ کات با حرکت اغلب بین شات‌های یک صحنه خاص به کار می‌رود تا پیوستگی و جریان عمل را تقویت کند. برای مثال، در صحنه‌های اکشن پرتحرک، این تکنیک به طور مکرر استفاده می‌شود؛ مانند زمانی که یک مشت به سمت هدفی پرتاب می‌شود یا زمانی که اسلحه‌ای شلیک می‌کند. در این موارد، مچ کات با حرکت نه تنها اکشن را تشدید می‌کند، بلکه به بیننده کمک می‌کند تا به طور شهودی عمل را دنبال کند و در فضای صحنه غرق شود. این روش، قدرت و تأثیر بصری صحنه‌ها را به طور چشمگیری افزایش می‌دهد. همچنین از نظر داستانی، مچ کات با حرکت، شتاب روایی ایجاد می‌کنند که ارتباطات فیزیکی بین دو صحنه را برجسته می‌سازند.

انتقال با استفاده از پل صوتی 

هر زمان که از صدا در انتقال صحنه‌ها استفاده شود، تحت عنوان کلی «پل صوتی» قرار می‌گیرد. صدا شاید طبیعی‌ترین راه برای انتقال روان از یک صحنه به صحنه‌ی بعدی باشد. و چند روش برای انجام این کار وجود دارد.

صدای راوی (voice-over) نمونه‌ی عالی‌ای از پل صوتی است که ما را از صحنه‌ای به صحنه‌ی دیگر هدایت می‌کند. همچنین موسیقی، به ویژه در مونتاژ، روش مؤثر دیگری برای استفاده از صدا به منظور اتصال صحنه‌ها است.

همچنین دو انتقال صوتی بسیار رایج وجود دارد: برش J و برش L. در این تکنیک‌ها، صدای یک صحنه برای «همپوشانی» دو صحنه استفاده می‌شود. در برش J، صدای صحنه‌ی ۱ به صحنه‌ی ۲ ادامه می‌یابد. در برش L، صدای صحنه‌ی ۲ قبل از دیدن تصاویر شنیده می‌شود.

سخن آخر

مچ کات ها کاربردهای گسترده‌ای دارند و می‌توانند به اشکال مختلفی ظاهر شوند. اگر به دنبال اضافه کردن کمی جذابیت به پروژه‌ی خود هستید، قطعا این تکنیک برای شما کافی خواهد بود!

منبع: وبسایتstudiobinder

 

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 1

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه