تجربهای عجیب، گیرا و خسته کننده
وقتی میخواهم فیلمی را نقد و بررسی کنم، یک چیز وجود دارد که هیچ وقت نگران آن نیستم. اینکه بفهمم از آن فیلم لذت برده ام یا نه. این ساده ترین بخش این کار است. وقتی از سالن سینما خارج می شوم، مانند اکثر مردم، معمولا می دانم نسبت به چیزی که دیدم چه احساسی دارم. بیان اینکه چرا چنین احساسی دارم نقطه ای است که کار نقد شروع می شود. اما امروز نه. امروز یک استثناست! زیرا من نمی دانم که آیا از انواع مهربانی خوشم می آید یا واقعا از آن متنفرم. این فیلم به سبک گلچین یک آشفتگی گیرا پر از بازی های بی نظیر در سطح جهانی و در پلان های کاملا عجیب است. همچنین بهطور عمدی و ناامیدکننده، بینندگان را در بیرون نگه میدارد تا اینکه به آنها اجازه دهد کاملا وارد این دنیای عجیب این افراد غیرعادی و پدیدههای ماوراء طبیعی شوند. انواع مهربانی فیلمی است که به شما جرات می دهد آن را دوست داشته باشید در حالی که برایتان مهم نیست. به نظر میرسد این دقیقا همان چیزی است که کارگردان یورگوس لانتیموس میخواست. فیلم او علاقه ای به ایجاد واکنش های معمولی، چه احساسی و چه آکادمیک ندارد. فقط علاقه مند است کاری را که می خواهد با سرعت خودش و به روش خودش انجام دهد. در ادامه این مقاله از یلووال مدیا به سراغ بررسی دقیق تر این فیلم پر سر و صدا رفته ایم. با ما همراه باشید.
خلاصه داستان

تقریبا غیرممکن است که سه بخش مختلف انواع مهربانی را بدون وارد شدن به اسپویلرهای بزرگ و ویرانگر فیلم توصیف کنیم. حتی برای اشاره به چیستی آن، به چند توصیف اساسی نیاز داریم. مثل اینکه فرود نیل آرمسترانگ روی ماه را با گفتن این جمله که «مردی برای قدم زدن بیرون رفت» تعریف کنیم! آیا این جمله درست است؟ بله و خیر!
انواع مهربانی افسانهای سهگانه است که مردی به که اجبار سعی میکند کنترل زندگیاش را در دست بگیرد. پلیسی که نگران است همسرش که در دریا مفقود شده بود و بازگشته است فرد دیگری باشد. و زنی که مصمم است فردی خاص با توانایی ویژه را پیدا کند که قرار است به یک رهبر معنوی شگفت انگیز تبدیل شود. همه آنها شبیه داستان های عادی به نظر می رسند، اما هیچ چیز در مورد انواع مهربانی عادی نیست. این یک فیلم کاملا عجیب است. گاهی اوقات، به خصوص در بخش اول، احساس می کند عجیب بودن تنها چیزی است که می خواهد باشد. هر سه مینی فیلم مرتبط پر از افراد غیرعادی، حتی موجودات ماوراء طبیعی، روابط عجیب و غریب و فرقههای جنسی هستند.
پیرنگ عجیب
این سه فیلم کوتاه (که همگی نزدیک به بلند هستند) یک خط اتصال دارند. معنای آن از طریق این خط آنقدر مبهم است که اگر در اینترنت جستجو کنید بیشتر از 500 «توضیحدهنده» مختلف می بینید که همه ادعای معانی متفاوتی دارند. برخی از بینندگان آن نوع ابهام را جذاب و شایسته کاوش عمیق خواهند یافت. برخی دیگر آن را ناامید کننده و آنقدر گسترده خواهند یافت که بیهوده به نظر می رسد. فقط کسانی که ادعا می کنند به طور قطعی منظور لانتیموس را می دانند اشتباه می کنند.
انواع مهربانی پاسخ های زیادی را ارائه نمی دهد، زیرا پاسخ اصلی وجود ندارد. این فیلم کمتر یک فیلم است و بیشتر تجربه ای است که با ایده ها تعریف می شود. حتی ایده های آن قابل بحث است. وقتی فیلم به پایان رسید، از بغل دستی هایم در سینما پرسیدم که به نظر او موضوع اصلی چه بود. من کاملا با چیزی که آنها گفتند مخالف نبودم، با این حال آنها حتی پررنگترین نظر من را که فکر می کنم به وضوح بزرگترین موضوع است را در نظر نگرفته بودند. برخی از مردم این نوع آزادی را برای یافتن معنای خود دوست خواهند داشت، همانطور که برخی افراد نقاشی را دوست دارند که قابل تفسیرهای بیشمار است. بعضی دیگر آن را ادعایی و بیهوده می یابند. من، به نوعی، هر دو طرف را احساس می کنم، که دلیل بزرگی است که نمی دانم این فیلم را دوست دارم یا نه. جالب و در عین حال خشمگین کننده است. مسحور کننده، در عین حال خسته کننده. جذاب و در عین حال غیرقابل دسترس.
بازیهای شگفتانگیز

به همان اندازه که انواع مهربانی عجیب و غریب است، هنوز هم فیلمی با عناصر اساسی است که به راحتی قابل ارزیابی هستند. لانتیموس کارگردانی درخشان است که می داند چگونه حس مکان و زمان را ایجاد کند. در اینجا او حال و هوای منحصربهفردی ایجاد میکند که کاملا با ماهیت غیرمعمول داستان/داستانهای او مطابقت دارد. همه چیز با هم هماهنگ است، حتی زمانی که او مدام از نت های پیانو ناسازگار به عنوان موسیقی خود استفاده می کند.
همچنین عجیب نیست که بازیگران چقدر باورنکردنی هستند. داشتن جس پلمونز و اما استون به عنوان نقش های اصلی و اجازه دادن به آنها برای بازی به عنوان چندین شخصیت در عمل حتی بهتر از آن چیزی است که در تئوری به نظر می رسد. هر دو سه شخصیت متمایز و پویا (گاهی به عنوان یک شخصیت اصلی و گاهی به عنوان یک شخصیت مکمل) خلق می کنند. این فیلم گواهی بر استعدادهای بینظیر آنهاست و بدون بازیهایشان، من با احساساتم نسبت به این فیلم دست و پنجه نرم نمیکردم. در مورد بقیه بازیگران هم همینطور است: ویلم دفو، مارگارت کوالی، هانگ چاو، جو آلوین و مامودو آتی. همه آنها عالی هستند.
هیجان انگیز یا کسل کننده؟

به همان اندازه که من عاشق بازیگران و زیباییشناسی فیلم انواع مهربانی بودم، گذر زمان در مدت تماشای فیلم اغلب شبیه شکنجه بود. دو ساعت و 45 دقیقه طولانی که بیش از 17 ساعت به نظر می رسد. خوشبختانه این سه داستان هرچه پیش میروند جذابتر میشوند و کمی به گذر زمان کمک می کنند. قسمت اول بیشتر یک ایده جالب است تا یک داستان واقعی و واقعا طولانی است (همچنین کمترین دسترس/ مرموزترین است.) دومی شبیه یک فیلم کوتاه با داستانی آشنا است که خیلی طولانی میشود. بخش سوم نزدیکترین بخش به یک روایت معمولی است، و جای تعجب نیست که به راحتی از نظر احساسی رضایتبخشترین بخش است. این یک پویایی و قلاب مورد نیاز است که به شدت در بقیه فیلم گم شده است.
چیزی که خیلی دیر ظاهر نمی شود کمدی است. نزدیکترین ژانر به انواع مهربانی احتمالا کمدی سیاه است و وقتی که هست واقعا جذاب است. بخش اول فقط در چند نقطه خنده دار است، اما در قسمت دوم با صدای بلند می خندید! سومی هم خنده دار است، اگرچه شخصی ترین و انسانی ترین بخش است.
سخن آخر
در پایان، احساس میشود که همه چیز دقیقا همانطور که یورگوس لانتیموس میخواست شده است. از جمله واکنش غیرعادی که در من ایجاد کرد. من مطمئن هستم که او امیدوار است همه این فیلم را دوست داشته باشند، اما برایش مهم نیست که ما از آن متنفر باشیم. انواع مهربانی به هیچ چیز خیلی ابتدایی مربوط نمی شود. این فیلم در فرکانس عجیب و غریب خود عمل می کند و اینکه چگونه آن را می شنوید، و آنچه که در هنگام انجام آن از آن می گیرید، کاملا به شما بستگی دارد. نتیجه فیلمی است که به همان اندازه جذاب و خسته کننده است.
منبع: وبسایت nerdist
اشتراک گذاری

