چند فیلم جنایی بر اساس واقعیت: ده محله ریلینگتون

چند فیلم جنایی بر اساس واقعیت: ده محله ریلینگتون
زمان مطالعه: 4 دقیقه
5
(1)

فکر میکنید در روز چند قاتل از اطرافتان رد میشود؟ در میوه فروشی یا فروشگاه و یا خیابان خلوت خانه تان. وقتی به قتل یا هر اثر جنایی رنگ و بوی حقیقت میزنیم همه چیز عجیبتر، ترسناکتر و حیرت انگیز تر میشود. برای همین است که یکی از پرطرفدارترین جستجوهای روزمره درمورد داستان های جناییست. اگرچه جنایات واقعی به عنوان یک ژانر سال‌هاست که طیف وسیعی از رسانه‌ها را در بر می‌گیرد، اما هرگز به اندازه امروز تقاضای بالایی نداشته است. با توجه به گزینه‌های مختلف، از بودجه کلان، ویژگی‌های داستانی گرفته تا مجلل‌ترین مستندها، واضح است که هیچ جرم و جنایت یا قتلی به عنوان موضوعی برای فیلمسازان امروزی از روی میز حذف نمی‌شود. ماجرای این محبوبیت به خصوص در بریتانیا به سال 1971 بازمی گردد، زمانی که ریچارد فلیشر، کارگردان آمریکایی، جنایات قاتل زنجیره ای بریتانیایی جان کریستی را در مکان خیره کننده “ده محله ریلینگتون” را به نمایش گذاشت. بدون شک هنوز هم موفق ترین فیلم جنایی واقعی بریتانیا است که تا به حال ساخته شده است. یلووال مدیا در این مقاله به سراغ بررسی این اثر از فلیشر رفته است.

داستان چه میگوید؟

این فیلم با بازی ریچارد آتنبرو در نقش کریستی، جنایات او را در دهه‌های 1940 و اوایل دهه 1950 به تصویر می‌کشد، زمانی که تخمین زده می‌شود که حداقل هشت زن از جمله همسرش اتل را به قتل رسانده است. کریستی که در یورکشایر متولد شد، در جنگ جهانی اول جنگید و با جراحات، از جمله آسیب به گلویش جان سالم به در برد، که همین دلیل خش صدای او بود. کریستی در سال 1920 با اتل ازدواج کرد و طولی نکشید که از او جدا شد. در سال 1924 به لندن نقل مکان کرد، جایی که او یک سری محکومیت های کوتاه زندان را برای جرائمی از جمله دزدی و آسیب های شدید بدنی گذراند. با این حال، در سال 1934، این زوج دوباره به هم پیوستند – و سپس در سال 1938، به آپارتمانی در غرب لندن نقل مکان کردند که صحنه جنایات او شد. اکثر فیلم های فلیشر به قتل کریستی همسایه طبقه بالایش بریل ایوانز (با بازی جودی جیسون) و نوزادش در سال 1949 می پردازد که به خاطر آن تیموتی شوهر بریل (با بازی جان هرت) به اشتباه در مارس 1950 محکوم و اعدام شد.

جنایت بی دقت

در مارس 1953، پس از اینکه کریستی از آنجا نقل مکان کرد، یک مستأجر جدید، که سعی داشت یک بست روی دیوار بگذارد، برای اولین بار تعدادی اجساد را که در یک طاقچه کوچک پنهان شده بودند و با کاغذ دیواری پوشانده شده بودند، کشف کرد. طولی نکشید که پلیس از صحت اعمال کریستی مطلع شد. چندین جسد دیگر از جمله اتل در این ملک پیدا شد و مشخص نیست که آیا کریستی بیش از رقمی که امروز داریم مرتکب قتل شده است یا خیر. کریستی در پایان مارس 1953 دستگیر شد، در ژوئن محاکمه و در ژوئیه اعدام شد. محکومیت نادرست تیموتی ایوانز یکی از ناکامی‌های بزرگ عدالت بریتانیا و عاملی در لغو بعدی مجازات اعدام برای قتل در بریتانیا است که از طریق لایحه عضو خصوصی نماینده سیدنی سیلورمن در سال 1965 به دست آمد و در سال 1969 دائمی شد. ریچارد فلیشر، کارگردان، به تعادل فوق‌العاده دشواری بین ترسناک نشان دادن ماجرا یا تراژدی کردن داستان دست یافت.

آنچه در واقعیت گذشت

 ده محله ریلینگتون

در سراسر اقیانوس اطلس، این ژانر در تعدادی از زمینه های مختلف در این زمان به رسمیت شناخته شده بود، به ویژه از طریق کتاب ترومن کاپوتی در سال 1966 در خون سرد (و اقتباس سینمایی بعدی آن توسط ریچارد بروکس در سال 1967) و کار خود فلیشر. ” ده محله ریلینگتون” چهارمین استفاده او از جنایات واقعی به عنوان موضوع بود که بعد از دختری در مخمل قرمز( 1955)، اجبار (1959) بوستون مخوف  (1968) که همگی بر اساس پرونده های ایالات متحده بودند، منتشر شد. در کریستی، فلیشر بالاخره یک سوژه بریتانیایی را به اندازه کافی تیره و تاریک پیدا کرد که با سوژه های بومی خود مطابقت داشته باشد. با این وجود، در بریتانیا، نمونه‌هایی از داستان‌های جنایی واقعی از زمان قتل جک چاک‌کن در اواخر قرن نوزدهم به‌طور پیوسته به چشم می‌خورد، از فیلم‌های ترسناک عصر ویکتوریا تا فیلم‌هایی مانند مادلین از دیوید لین (1950).

آدمکش برتر

با این حال، فیلم به همان اندازه که در مورد قتل است، زمانه را منعکس میکند. فراتر از کریستی، فلیشر از نوستالژی دوری می کند و پرتره ای از زمانه خلق می کند. با شروع بلیتز، “ده محله ریلینگتون” جرأت می‌کند سختی‌های دوران را نشان دهد، و لندن را به قلمروی غم‌انگیز و بایر تبدیل می‌کند که در آن چهره‌هایی مانند کریستی افراد آسیب‌پذیر را شکار می‌کنند، این همان دنیایی است که در نقاشی های هنری مور از زمانه و رمان ها و نمایشنامه های تاریک پاتریک همیلتون به تصویر کشیده شده است. یک پالت خاموش شهری ناامید را نشان می دهد که از رنگ خالی شده است.

اصالت مقدس فلیشر

صحنه‌ای از فیلم ده محله ریلینگتون

اصالت برای فلیشر حیاتی بود، بنابراین او در مراحل تولید خود را درست وسط دردسر های عظیم می انداخت. تخریب خیابان در حین فیلمبرداری یکی از کارهای شاید احمقانه ای بود که فلیشر در آن زمان انجام داد. از فضای داخلی آپارتمانی که کریستی در آن زندگی می‌کرد، استفاده آنچنانی نشد، به جز چند عکس که کریستی از پنجره به بیرون نگاه می‌کرد، به دلیل ترس از اینکه اجازه بازگشت دوباره به ساکنان قبل از خراب شدن ساختمان داده نشود. این انتخاب لوکیشن به خودی خود آزاردهنده است و نشان می‌دهد که کارگردان چقدر به جزئیات کمی نیاز داشته است. طبیعت فرسوده خیابان شبیه یک کپسول زمان است که در خشت ها و ملات تاریکش آسیب های سال های پس از جنگ را در خود جای داده است.

یک تفریح ​​تحریک آمیز

 ده محله ریلینگتون

توجه فلیشر به جزئیات در مکانها خلاصه نشد. در زمان فیلمبرداری، اطلاعات بسیار کمی در مورد یک اعدام دولتی با حلق آویز کردن وجود داشت. تحقیق در مورد آن مشکل بود زیرا موضوعی بود که عمداً از چشم عموم دور نگه داشته شد. فلیشر برای اینکه اعدام ایوانز را با دقت هر چه بیشتر بازسازی کند، کاری کرد که هم تحریک آمیز و هم بیمارگونه به نظر می رسد: او از یک جلاد واقعی مشاوره خواست. کسی که حکم اعدام را اجرا میکند.

 

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 1

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه