اختلاف نظر زیادی بین علاقهمندان کتاب و فیلم سازان گتسبی بزرگ وجود دارد. باز لورمن فیلمی رویاگونه خلق کرد که در هر صحنه احساسات را به نمایش گذاشت. لورمن با افزودن طرح های رنگی مختلف و جلوه های ویژه، جان تازه ای به گتسبی بزرگ بخشید. کارگردان، دهه 20 و جامعه مدرن را با هم ترکیب کرد تا اقتباسی جدید از یک رمان قدیمی خلق کند تا مخاطب بتواند به آنچه که دهه 20 خروشان به نظر میرسید، در حالی که هنوز با آن ارتباط دارد، به اوج خود برسد. طرح های رنگی و موسیقی نه تنها فیلم را از نظر زیبایی شناختی دلپذیر می کند، اما در عمق شخصیت پردازی تفاوت قابل توجهی با نسخه کتاب دارد. اگر این اقتباس سینمایی مشهور را هنوز تماشا نکرده اید پس از خواندن این نوشتار یلووال مدیا فرصت مناسبی برای تماشای رویای ناکام آمریکایی است.
رنگها در گتسبی بزرگ
باز لورمن، کارگردان گتسبی بزرگ، به دلیل استفاده از طرحهای رنگی پر جنب و جوش در فیلمهایش برای تقویت و توصیف احساسات مختلف در طول داستان شهرت دارد. گتسبی بزرگ نیز از این امر مستثنی نیست. لورمن از چند نوع طرح رنگی برای دستیابی به فیلمی رویایی و فوق العاده استفاده می کند. استفاده او از طرحهای رنگی فیلمی را خلق میکند که مکانها و آدمها در آن زندهتر میشوند و هر طرح رنگی داستانی برای خود دارد.
رنگ زرد و قرمز

تمام صحنه هایی که از افراد ثروتمند گرفته می شود با رنگ های زرد روشن، قرمزهای پر جنب و جوش و طلایی مشخص می شوند که ولخرجی طرف ثروتمند بر فقرا را نشان می دهد. این رنگهای برجسته در هر صحنهای که مهمانیهایی را نشان میدهد که گتسبی به طور مداوم تلاش میکند تا توجه دیزی را جلب کند. این مهمانی ها شامل برج های شامپاین طلایی، رقصندگان عجیب و غریب با لباس های رنگارنگ و غیره است. اکثر صحنههای مهمانی توسط دوربینی گرفته میشود که بر فراز کل عمارت گتسبی پرواز میکند تا جلوه کاملی از شکوه و عظمت خانه او را به دست آورد. دوربین بر فراز عمارت گتسبی پرواز می کند و نورهای روشن و جمعیت عظیمی از مردم را که در داخل و خارج ساختمان جریان می یابند، ثبت کند.
رنگ سفید

سفید بارها در طول فیلم رخ می دهد و بیشتر اوقات، در مرکز با دیزی همراه است. رنگ سفید نمایانگر زیبایی بی آلایش، پاکی، نجابت و پاکی است. دیزی دائماً توسط سفید احاطه شده است. کارگردان با استفاده از نور سفید سرد به جای نور زرد گرم در تمام صحنه ها، ولخرجی دیزی را نمایش می دهد و حس تجمل و ظرافت را ایجاد می کند.
نمونهای از صحنهای سفید در فیلم است که نیک برای شام از دیزی و تام دیدن میکند. نور سفید سرد در این صحنه کل اتاق را درخشان می کند. همه چیز را در اتاق روشن می کند. نور همچنین تمام الماس ها و جواهراتی را که خانم ها می پوشند منعکس می کند که نشان از تجمل و غنا دارد. نیک دیزی را توصیف میکند و میگوید: «دیزی بوکانان، دختر طلایی». به خصوص در این صحنه، این ویژگی های دیزی با کمک نور روشن می شود. نور سفید سرد از “چشم های روشن” دیزی منعکس می شود.
رنگ خاکستری و سیاه

در مخالفت با رنگ های عجیب و غریب بخش ثروتمند نیویورک، سمت فقیر با رنگ های تیره مانند خاکستری و سیاه نشان داده می شود. دره خاکستر به این صورت توصیف می شود؛ مزرعه ای خارق العاده که در آن خاکستر مانند گندم به پشته ها و تپه ها و باغ های عجیب و غریب می روید. جایی که خاکستر به شکل خانهها و دودکشها و دود بلند میشود و در نهایت، با تلاشی بسیار، مردان خاکستری که در تاریکی حرکت میکنند.
در طول فیلم، هر زمان که دره خاکستر نمایش داده می شود، از طرح رنگ خاکستری برای اغراق در پوچی و فساد این قسمت از شهر استفاده می شود. کارگردان با استفاده از این رنگ ها گروتسک شخصیت هایی که در اینجا زندگی می کنند زندگی آنها را به تصویر می کشد. این یک تصویر واضح از یک “زمین بایر” واقعی ایجاد می کند که پر از افرادی است که احساس افسردگی، ناامیدی و رنج می کنند.
همانطور که در فیلم مشاهده می شود، حتی لباس شخصیت ها در دره خاکستر زندگی فقیرانه آنها را به نمایش می گذارد. شخصیت هایی مانند میرتل و جورج که در آنجا زندگی می کنند با لباس های کسل کننده و خاکستری پوشیده از خاک و خاکستر نشان داده می شوند. رنگ های تیره قرار است در مقایسه با احساس شادی زمانی که به ثروتمندان نشان داده می شود، مخاطب را در هنگام تماشای این صحنه ها ناامید و غمگین کند.
موسیقی در فیلم گتسبی بزرگ

در گتسبی بزرگ، جاز عمدتاً با ترومپتهایی که با آهنگهای مدرن ترکیب شدهاند استفاده میشود تا محیط فیلم را نشان دهد. آهنگ خانم لانا دل ری، به نام “جوان و زیبا” در کل فیلم استفاده شده است. در بسیاری از صحنه ها با تمپوهای مختلف گنجانده شده است. تمپوهای مختلف می توانند احساسات متضاد را بسته به صحنه به تصویر بکشند. اشعار این آهنگ بر غم و اندوه داستان عشق گتسبی و دیزی تأکید دارد. عنوان “جوان و زیبا” دیزی را توصیف می کند. این آهنگ از دیدگاه دیزی نوشته شده است و در حالی که او می خواند، “آیا هنوز هم مرا دوست خواهی داشت وقتی دیگر جوان و زیبا نباشم؟”، او از گتسبی می پرسد که آیا وقتی بزرگ شوند او را دوست خواهد داشت یا خیر. پس از اینکه گتسبی و دیزی در نیکز چای می نوشند، گتسبی آنها را به خانه خود می برد و در این صحنه خاص، آهنگ به آرامی پخش می شود و سپس سرعت آن ادامه می یابد زیرا گتسبی به دیزی گشتی در خانه اش می دهد. دیزی دور عمارت می چرخد و خورشید به او می تابد. در حالی که دیزی این کار را انجام می دهد، به نظر می رسد بی خیال و بی گناه است. این آهنگ در پسزمینه پخش میشود و نشان میدهد که دیزی وقتی با گتسبی است، به یک دختر بیگناه تبدیل میشود.
فیلم مانند یک رویا فیلمبرداری می شود که در آن رنگ ها محو به نظر می رسند و دوربین دور شخصیت ها می چرخد. دنیایی که آدمهایش احساس آزادی و بی قاعدگی می کنند. وقتی گتسبی و دیزی با هم هستند، فیلم حتی بیشتر شبیه یک رویا است، انگار میخواهد بگوید روزی باید از این دنیا بیدار شوند و به واقعیتی برگردند که نمیتوانند با هم باشند.
زوال رویای آمریکایی

رمان فیتزجرالد که در آمریکای دهه 1920 اتفاق میافتد، بدبینی را به تصویر میکشد که پس از جنگ جهانی اول، فلسفههای بسیاری از مردم را احاطه کرده بود. بخشی از این بدبینی به موقعیت متزلزل “رویای آمریکایی” مربوط می شد. علیرغم این واقعیت که پایان جنگ منجر به افزایش ثروت ملی و افزایش مادی گرایی شد، رویای آمریکایی به عنوان یک مفهوم، در این دوره بیش از پیش دچار انحراف شد، تا حد زیادی به دلیل نابرابری های ثروت عظیمی که بسیار رایج بود. در حالی که این رویا در اصل در مورد جستجوی خوشبختی و فردگرایی بود، آمریکای نشان داده شده در رمان، و در واقع در فیلم لورمن به تصویر کشیده شده است، چیزی است که در آن افراد بسیار کمی پیشروی می کنند و دیگران برای ادامه دادن تلاش می کنند. فیلم با نشان دادن دغدغه تقریباً جهانی به مادی گرایی و رضایت آنی، راه هایی را نشان می دهد که رویای آمریکایی در دهه 1920 توسط اشتهای منحط اداره می شد، نه به دنبال آزادی شخصی.
شخصیت جی گتسبی که توسط لئوناردو دی کاپریو به تصویر کشیده شده است بینشی جذاب از مردم آمریکا در آن دهه دیوانه وار ایجاد میکند. هدف آنها در دهه 1920، ثروتمند شدن و سپس ثروتمندتر شدن بود. این وسواس برای مردم آمریکا سمی بود که به سقوط نهایی آنها دامن زد. درست شبیه گتسبی بزرگ ماست.
علاوه بر این، بیهودگی رویای آمریکایی بیشتر در مبارزه گتسبی برای بودن با دیزی و تبدیل شدن به یک مرد تأثیرگذار نشان داده می شود. او به تام میگوید که او هم مثل او قابل احترام است و ادعا میکند: “حالا من هم به اندازه تو هستم. این یعنی ما برابریم.” در این لحظه، گتسبی وعده «رویای آمریکایی» و سرمایه داری آمریکایی را با پیشنهاد این که چون او به اندازه تام پول دارد، این دو مرد با هم برابرند، طرح می کند. تام بوکانان، مردی «نجیبزاده» – که در چارچوب آمریکایی، بهجای بهدستآوردن آن، به معنای به دنیا آمدن در پول است – به سرعت به ساده لوحی گتسبی میخندد و به گتسبی اطمینان میدهد که تفاوت آنها در «خون» آنهاست.
برای تهیه این مطلب از ای منبع ها استفاده شده است.
https://www.filmispics.com/articles/article-gatsby-analysis
https://www.filmispics.com/articles/article-gatsby-analysis
https://medium.com/@maddypnovak/the-great-gatsby-film-analysis-96e11221bdc3
اشتراک گذاری

