فیلم بادبادک باز درامی به یاد ماندنی و تکان دهنده درباره درد دوستی از دست رفته، اشتیاق برای بخشش و احساس آزادی ناشی از جبران کردن است. به جرات میتوان گفت بادبادک باز یکی از بهترین فیلمهای اقتباسی است که هم دردناک است هم شکوهمند؛ زیرا هرآن چه که مخاطب دور از فرهنگ شرق در خیالش نمیگنجد، از فرهنگ و تاریخ غنی و مصائب سیاسی افغانستان را با نمایش مراسمها، لباسها، موسیقی و مناظر طبیعی؛ نمایش داده است. در این نوشتار یلووال مدیا به بررسی مختصری از این فیلم پرداخته ایم.
آغاز دوستی

در کابل، افغانستان، در سال 1978، امیر 12 ساله به لطف جایگاه ممتازش در جامعه دوستان زیادی ندارد. مادرش با به دنیا آمدن او درگذشت و پدر ثروتمند و سلطهگرش بابا در محوطهای مجلل زندگی میکند که خدمتگزار دیرینهاش، علی به همه نیازهای او رسیدگی میکند. حسن، پسر خردسال علی، تمام اوقات فراغت خود را با امیر می گذراند. دوستی آنها از شکاف قومی و مذهبی بین اکثریت مرفه پشتون شهر و اقلیت هزاره عبور می کند. با این حال پیوند بین پسران قوی است. وقتی اراذل محله به امیر قلدری میکنند، این صلابت حسن است که از او حمایت میکند. امیر هم با خواندن داستان های عامیانه افغانی و خواندن گاه گاه داستانی که خودش نوشته از حسن، قدردانی میکند.
شکاف در دوستی
بالاترین شکل ماجراجویی برای این دو پسر مسابقه سالانه بادبادکبازی است که در آن برنده کسی است که رشته بادبادکهایش که با ذرات شیشه پوشانده شده است، بتواند تمام بادبادکهای دیگر را در آسمان قطع کند. بابا زمانی قهرمان محلی بود و امیر بیش از هر چیز دیگری میخواهد او را تحت تأثیر قرار دهد، احساس میکند که این باعث میشود فاصله بین آنها بسته شود. او وقتی برنده می شود به وجد می آید. حسن هم که به همان اندازه هیجان زده بود، پیشنهاد می دهد که دنبال بادبادک فرود آمده نهایی بدود و آن را به عنوان یک جام برای امیر بیاورد.
اما روز پیروزی پسران به تراژدی تبدیل می شود. حسن بادبادک را به دست می آورد اما توسط قلدری به نام آصف و دوستانش نیز در گوشه ای قرار می گیرد. امیر از فاصله کوتاهی شاهد ضرب و شتم آصف و سپس تجاوز به حسن است. ترس امیر او را از انجام هر کاری برای جلوگیری از حمله باز می دارد. بعداً احساس گناه او را از ادامه ارتباط با حسن باز می دارد. دوستی آنها به شدت آسیب دیده است، امیر با متهم کردن حسن به دزدی اوضاع را بدتر می کند. با اینکه بابا به سرعت حسن را می بخشد، اما علی تصمیم می گیرد که او و حسن از آنجا بروند.
پایان دوستی
هنگامی که روسها به افغانستان حمله می کنند، بابا و یک ضدکمونیست سرشناس همراه با امیر به پاکستان می گریزند. در یک ایست بازرسی، بابا جان خود را به خطر می اندازد که از یک زن در مهمانی آنها در برابر یک سرباز محافظت کند. وقتی خانواده به کالیفرنیا نقل مکان می کنند، چنین قهرمانی اهمیت چندانی ندارد. بهترین کاری که بابا می تواند انجام دهد این است که در یک پمپ بنزین کار کند و آخر هفته ها کالاهای دست دوم را در بازار دست دوم بفروشد. امیر (خالد عبدالله) که می خواهد نویسنده شود، در کالج اجتماعی شرکت می کند. در بازار کثیف فروشی که سایر مهاجران افغان در آن رفت و آمد می کنند، او با یک ژنرال از کابل و دخترش ثریا آشنا می شود. او عاشق ثریا می شود و با پیروی از سنت، میخواهد از ثریا خواستگاری کنند.
روزی تماسی با امیر گرفته میشود و از او میخواهد به کابل برگردد. این برگشت برای امیر شاید فرصتی باشد تا بتواند به احساس گناه و بزدلی که تمام عمر او را آزار داده، پایان دهد. اما این مستلزم بازگشت او به افغانستان است که اکنون در کنترل طالبان است…
اقتباسی به یادماندنی از پرفروشترین کتاب خالد حسینی

بادبادک باز با داستان طنین اندازش یکی از بهترین فیلم های سال 2007 است. مارک فورستر، کارگردان، کار شگفت انگیزی را در انتقال حجم سالهای تحت پوشش درام انجام داده است و بازی های باورنکردنی را از گروه بازیگران بیرون کشیده است. فیلمبرداری روبرتو شفر تمام شکوه صحنههای مسابقات بادبادکها و غم و اندوه غمانگیز ویرانی کابل را پس از سالها جنگ به تصویر میکشد.
فیلمنامه دیوید بدیوف بر اساس رمان پرفروش نیویورک تایمز نوشته خالد حسینی ساخته شده است. طرفداران رمان چند جزییات و صدای درونی را که به طور موثر ناامنی و شرم امیر را منتقل میکرد از دست خواهند داد، اما فیلم با اشتیاق قلب و روح داستان توانسته طرفداران رمان را راضی کند.
وقتی فیلمی بر اساس کتابی ساخته میشود که میلیونها نفر آن را خواندهاند، اولین موردی که قضاوت میشود اغلب مربوط به وفاداری محصول سینمایی به منبع اصلی آن است. در مورد بادبادک باز، مارک فورستر کارگردان و دیوید بنیوف فیلمنامه نویس تلاش کرده اند تا بهترین نمایش ممکن را از رمان خالد حسینی ارائه دهند. محدودیتهای زمانی برخی تغییرات و انقباضها آنها را محدود کرده است، اما در کل، تصور تأثیرگذاری حاصل آمده است. بادبادک باز قلب و ذهن را لمس می کند – فیلمی که به طور فزاینده ای با قصد صریح برنده شدن اسکار ساخته نشده است، بسیار نادر است.
درون مایه فیلم بادبادک باز

تمام مضامین رمان به وضوح ارائه شده است – زیبایی دوستی و درد از دست دادن آن، صمیمیت رابطه پدر و پسری که در طول سال ها رشد می کند، اهمیت کلمات تشویق کننده و حمایت اخلاقی، چالش های پیش روی مهاجران، که سعی در حفظ آن دارند. سنت های فرهنگی، وزن پشیمانی و آزادی ناشی از جبران، و شکوه معنوی بخشش دیگران و به ویژه بخشش خود.
یکی از نقاط قوت بادبادک باز این است که هیچ چیز در آن تقلبی نیست . پذیرش این شخصیت ها و شرایط آنها نیاز به جهش ایمانی ندارد و سفر احساسی امیر چیزی است که در اصل به راحتی با آن مرتبط است. گناه و رستگاری مضامینی جهانی هستند و به نحوی با آنها رفتار میشود که حتی نگاههای بدبین را هم قانع میکند. فیلم خالی از قربانی کامل است – هر شخصیت دارای سایه های خاکستری است – و احساسات به حداقل می رسد. بادبادک باز داستانی است که به خوبی گفته شده است. این چیزی است که آن را از بسیاری از تصاویر متحرک با مشخصات بالا که با موضوعات مشابه کار می کنند متمایز می کند.
بازی باورپذیر بازیگران بادبادکباز

بازیگران جوان در این فیلم اکثراً برای اولین پروژه خود جلوی دوربین میروند؛ بازیها بسیار باورپذیر و بدون ناهنجاری و تصنع است. بازیگران مسنتر رزومههای مهمتری دارند، هرچند که بسیاری از آنها برای بینندگان آمریکایی ناآشنا هستند. خیلد عبدالله یکی از تروریستهای یونایتد 93 بود و شان توب در تعدادی از فیلمها و برنامههای تلویزیونی به تصویر کشیده است. از منظر بازیگری، برجستهترین همایون ارشادی است که تفسیر او از بابا، شخصیت را نسبت به همتای خود در رمان، انسانیتر و نرمتر میکند که این یک تصویر قدرتمند و تکان دهنده است. برای بازی در نقش بابا، همایون ارشادی در دو مراسم انجمن بازنشستگان آمریکا و انجمن منتقدان فیلم دالاسفورت وورث، نامزد بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد .
برای تهیه این مطلب از این منبع استفاده شده است.
https://annthebookmaster.wordpress.com/2016/10/13/the-kite-runner-movie-review
https://www.spiritualityandpractice.com/films/reviews/view/17665/the-kite-runner
اشتراک گذاری

