در آستانهی فصلی سرد
سینمای فمنیستی جهان همچنان دچار افت و خیز است؛ به همان اندازه که فیلمهای درست و قابل تأمل ساخته شده، از سمت دیگر فیلمهایی هم به دست مخاطب رسیده که فعالیتهای فمنیستی را از اهداف خود دور کرده است و به حاشیه برده است. سینمای فمنیستی ایران یادآور فیلمهای رخشان بنیاعتماد است؛ قصهگوی زنانی که بین سنتها و عرفهای اجتماعی ایران و بندهای جامعه مردسالار، حقوق خود را از دست دادهاند و در تلاشند گلیم خود را در نابسمانیها از آب بکشند. در این نوشتار یلووال مدیا نگاهی داریم به چهار فیلم سینمای فمنیستی جهان که حرفهای به یاد ماندنی برای زنان و دغدغهمندان حقوق زنان دارند.
لیگ خودشان- پنی مارشال- 1992

داستانی صمیمی از رفاقت است که بر اساس لیگ بیسبال حرفه ای دختران آمریکایی دهه 1940 ساخته شده است. در طول جنگ جهانی دوم که همه مردان در حال جنگ بودند، بیشتر مشاغلی که به دلیل غیبت آنها خالی مانده بود توسط زنان پر شد. صاحبان تیم های بیسبال که نمی خواستند بیسبال فراموش شود، تصمیم به تشکیل بانوان میگیرند؛ زنی به نام دوتی هینسون را پیدا میکنند که برای بیسبال باورنکردنی است. دوتی تنها در صورتی موافقت میکند که بتواند خواهرش را به همراهی بیاورد. آنها برای ورود به تیم ابتدا امتحان و سپس انتخاب می شوند و در یک تیم شروع به بازی میکنند. مربی تیم بازیکن اسبق، مردی به نام جیمی دوگان است که دائم تنباکو میجود و با مستی مدامش تلویحا تیم زنان را یک سرگرمی میداند. بنابراین لیگ با تعطیلی روبرو میشود تا اینکه دوتی کاری انجام میدهد که توجهها را جلب کند. خیلی زود، دوتی ستاره تیم میشود و کیت احساس می کند که در سایه او زندگی می کند.
فیلم “لیگ خودشان” اگرچه بودجه بالایی دارد، اما یکی از شادترین، آرامترین و راحتترین کمدیهاست. این یک فیلم جدی است که سبک تر از هوا است، یک فیلم بسیار خنده دار که موفق می شود چند امتیاز برای سینمای فمینیسم کسب کند.
فیلم در سال 1943 است در آن سالها نژادپرستی و جنسیت گرایی فراوان است. فیلم پر از پیامهای قوی است؛ کار گروهی، شفقت، و قدرت زنانه و شخصیتهای زنانی که توجه را جلب میکنند.
ارین بروکوویچ- استیون سودربرگ- 2000

ارین بروکوویچ معتقد است “قدرت اعتماد به نفس است. این یک مبارزه است، اما این اعتماد از راحتی با خودتان و تصمیماتی که در زندگی گرفته اید ناشی می شود”
در سال 2000، زمانی که فیلم ارین بروکوویچ اکران شد، با داستانی واقعی بر اساس زندگی و مبارزه ارین بروکوویچ (با بازی جولیا رابرتز) که با یک شرکت بزرگ انرژی جنگید و پیروز شد، گیشه را شکست.
ارین که مادر مجرد سه فرزند است، علیرغم نداشتن تحصیلات در این زمینه، در یک شرکت حقوقی مشغول به کار است. با این حال، او مشتاقانه درگیر یک پرونده املاک و مستغلات میشود که شامل شرکت گاز و برق اقیانوس آرام است و متوجه می شود که این شرکت به طور غیرمستقیم ساکنان شهر محلی را برای بیش از 30 سال مسموم می کند. با داشتن این اطلاعات به یکی از بزرگترین دعوای دسته جمعی در تاریخ آمریکا می پردازد که در آن باید با فساد، ارعاب و ترس مبارزه کند.
ارین ثابت کرد که میشود در آن واحد هم یک زن، هم یک مادر و هم یک مبارز واقعی بود. در این فیلم، ارین یک وکیل معمولی نیست – او سرکش، بی توجه به اندازهگیری کلمات خود، خشن و باهوش است. اما بیش از هر چیز، به قضاوت و باورهای خود اطمینان دارد و اجازه نمی دهد کسی او را پایین بیاورد. او می داند که اگر اراده ای وجود داشته باشد، همیشه راهی وجود دارد و موفق می شود ایده ها را به عمل تبدیل کند.
تلما و لوئیز- ریدلی اسکات 1991

فیلم تلما و لوئیز حتی پس از 30 سال از اولین اکران چیزی از دست نداده است. هنگامی که فیلم در سال 1991 اکران شد، موجی از جنجال به راه انداخت که به نظر میرسید بازیگران و عوامل آن را غافلگیر کرده بود.
تلما و لوییز یک فیلم کلاسیک جنایی فمینیستی به نویسندگی کالی خوری است. فیلم یک کلاس در زمینه روایت و توسعه شخصیت است با کارگردانی ریدلی اسکات که فیلمی در ژانر اکشن ارائه کرده است. و دو قهرمان آن با بازی جینا دیویس و سوزان ساراندون، با یک دوربین پولاروید مشهورترین سلفی تاریخ سینما به نمایش میگذارند.
تلما و لوئیز داستان دو زن است که مانند بسیاری از زنان زمان خود به مردان ناتوان اطراف خود وابسته بودند. در این فیلم به هر طرف که نگاه میشود، جنسیت مذکر ناتوان یافت میشود. از شوهر تلما، داریل که مرد-بچهای خندهدار است و نمیتواند از هیچ سمتی راضی کننده باشد، گرفته؛ تا قانونگذار بی اثر، هال و سربازان دولتی و کامیون داران؛ محض رضای خدا حداقل یک فرد مفید در میان آنها وجود ندارد. فیلم مملو از لوطیهای فریبنده یا مهاجمان فرصتطلب است.
در این فیلم، ما شخصیتهای عنواندار را دنبال میکنیم که پیوندهای وابستگی را از طریق مجموعهای از اتفاقات در ناگوار و در پایان، قدرتبخش میشکنند.
لوئیز سایر زنی دانا و دنیادیده است که در یک غذاخوری در آرکانزاس کار میکند. بهترین دوست او تلما، زنی خانهدار است که مورد آزار و اذیت و خیانت شوهرش، داریل قرار میگیرد. تا این که لوئیز به تلما یک تعطیلات آخر هفته زنانه در یک کلبه ماهیگیری پیشنهاد میدهد؛ اما روبهرو شدن با یک متجاوز و شلیک کردن به او، مسیر این دو زن را به طور کلی تغییر میدهد. فرار آنها به سمت جاده به نوعی فرار از زندگی قدیمی خود و تعقیب افسانه های قانون شکن آمریکایی، است.
جین دیلمن، شماره ۲۳ کهدو کومرس، ۱۰۸۰ بروکسل- شانتال آکرمن- 1975

این فیلم توسط شانتال آکرمن، فیلمساز بلژیکی کارگردانی شد. او تنها بیست و چهار سال داشت که فیلم را در سال 1975 در جشنواره کن به نمایش درآمد. این یک فیلم سختگیرانه و سازش ناپذیر است که تقریباً سه ساعت و نیم طول می کشد و سه روز از زندگی یک مادر مجرد بیوه به نام جین را به تصویر می کشد.
فیلم بی وقفه بر روی کارهای خانگی که ساعات بیداری او را به خود مشغول می کند تمرکز کرده است؛ پخت و پز، پاک کردن و صاف کردن و تمیز کردن. جین همچنین یک کارگر جنسی است و هر روز در اواخر بعد از ظهر از مشتری میزبانی می کند، اگرچه این وظایف – بر خلاف کارهای خسته کننده دیگری که انجام می دهد – عمدتاً دیده نمی شوند.
فیلم جین دیلمن، به شکل هنری کاملاً مردسالارانه ساخته شده است؛ با حوصله ماهیت ظالمانه وجود زنان است که در خدمت به مردان خلاصه می شوند را به تصویر کشیده است. خواه مردان شوهر، پسر، پدر یا رئیس آنها باشند. دربارهی جین مشتریانی که برای داشتن رابطه جنسی به او پول پرداخت میکنند، اضافه شده است. هر روز مردی متفاوت حوالی بعد از ظهر به آپارتمان او مراجعه میکند.
گفته می شود که آکرمن این فیلم را بر اساس نسل زنان پس از جنگ جهانی دوم ساخته است که در دوران جوانی خود مشاهده کرده. جین بیتفاوت و بیرفیق است. او به وضوح از افسردگی رنج میبرد. هیچ احساسی نسبت به پسرش نشان نمی دهد. هیچ لذتی در موسیقی برایش وجود ندارد. از دریافت نامه ای که خواهرش از کانادا میفرستد لذتی نمی برد. او اعتراف می کند که شوهرش را که شش سال پیش مرده بود، دوست نداشت و عمدتاً برای ترک خانه والدینش با او ازدواج کرد. پسر جین تقریبا حرف نمیزند و هیچ دستی برای کمک به مادرش دراز نمیکند. جای تعجب نیست پسر عشقی نمیگیرد که آن را بازگرداند؛ بنابراین تمایلی به کمک به او در انجام وظایف ندارد.
جین دیلمن، شماره ۲۳ کهدو کومرس، ۱۰۸۰ بروکسل، توسط مجله معتبر فیلم بریتانیایی Sight and Sound به عنوان بهترین فیلم تاریخ شناخته شد، جایگاهی که قبلاً در اختیار فیلم سرگیجهی هیچکاک بود.
در این نوشتار از این منبعها استفاده شده است:
http://www.paulheinz.com/paul-heinz-blog/2022/12/16/jeanne-dielman-a-film-review
https://www.theguardian.com/film/2021/may/24/thelma-and-louis-susan-sarandon-geen-davis
http://www.paulheinz.com/paul-heinz-blog/2022/12/16/jeanne-dielman-a-film-review
https://www.royalsreview.com/2020/5/2/21244746/a-league-of-their-own-1992-does-it-hold-up
https://www.royalsreview.com/2020/5/2/21244746/a-league-of-their-own-1992-does-it-hold-up
https://filmhounds.co.uk/2024/01/thelma-louise-blu-ray-review/#google_vignette
اشتراک گذاری

