از هجده سالگی فکر میکردم سه راه برای روشنفکر بودن وجود دارد. یک اینکه از کافکا و سالینجر و کامو بخوانم. دو اینکه سیگار بکشم و فیلم ببینم. آخر هم اینکه تئاتر ببینم. از تمام اینها موفق بودم در مورد آخری نهایت سعی خودم را بکنم. به واسطه دوست های تئاتری و بازیگری که داشتم بارها در تمرین های عجیب و غریبشان حضور داشتم. تئاتری ها برای بازی کردن “جان میکنند”. روی دست هایشان راه میروند، یکدیگر را برای تقویت عکسالعملشان کتک میزنند، احساساتشان را هر طور شده از عمق وجودشان بیرون میریزند. نماد تئاترهم که احتمالا همه شما یکبار دیدید، دو صورتک خنده و گریه کنار هم است. ماسک هایی که ریشه باستانی دارند و ارتباطی مثال زدنی با عالم درام و داستان سرایی. پس شاید حقیقی ترین خنده ها را در بازی بازیگران در یک تئاتر دیده باشیم. تلخ ترین گریه را هم. مثلا فروشنده را به یاد میآورید؟ اشک هایی که ترانه علیدوستی در آخرین شب اجرا میکرد شاید هیچوقت از ذهنتان پاک نشود. یا اگر اجرای”جوجه تیغی” بهرام افشاری را دیده باشید کاملا میفهمید چطور میشود از ته دل با یک جمله خندید و در همان لحظه از تلخی ماجرا کتک خورد. القصه، تئاتر شفاف ترین احساسات را به ما بروز میدهد و چه احساسی زلال تر از شادی که این مقاله از یلووال مدیا به سراغش برود؟
آستین پاورز: مرد بینالمللی رمز و راز(۱۹۹۷)

فیلمی کمدی-جاسوسی که جی روچ کارگردانی کرده و با امتیاز ۷ imdb. این فیلم دارای صحنه ای کلاسیک است که با خنده شیطانی بیش از حد حسابی با روانتان بازی میکند. عجیب ماجرا اینجاست که این شرارت در سطحی کاملا عادی و معمولیست ولی صدای قهقههای که به گوش میرسد چیزی فراتر از آن است. صحنه نمادین خندیدن دکتر ایول و دوستانش را درگیر یک خنده شیطانی طولانی و بیش از حد می کند. این لحظه تقلید آمیزی از داستانهای تبهکار کلاسیک است، جایی که خنده طولانی مدت میشود و برداشت کمدی فیلم از کلیشههای فیلمهای جاسوسی را به نمایش میگذارد.
مری پاپینز(۱۹۶۴)

صحنه “من دوست دارم بخندم” که در آن تمام شخصیت ها تمام مدت میخندند سکانسی بی مثال است. کاملا نمادین و عجیب. مری پاپینز یک اثر عادی موزیکال والت دیزنی نیست، بلکه یک ماجراجویی فانتزی کاملا شفاف و واقعیست. یکی از صحنه های لذت بخش این فیلم کلاسیک سکانس “من عاشق خندیدن هستم” است. عمو آلبرت با بازی اد وین خود را می بیند که به طور غیرقابل کنترلی می خندد و به سمت سقف شناور است و مری پاپینز و بچه ها به او می پیوندند. خنده آنها مسری است و از نوشیدنیشان در حالت معلق لذت می برند و شادی و سبکی را که خنده به ارمغان می آورد جشن می گیرند.
نگهبانان کهکشان: قسمت دوم (۲۰۱۷)

این سری فیلم محلوب که بهعنوان یک فیلم اکشن و علمی تخیلی شناخته میشود، شامل صحنههایی است که شخصیتها برای لحظاتیخنده واقعی را به اشتراک میگذارند و به جذابیت فیلم میافزایند. یکی از خنده دارترین لحظات فیلم زمانی است که راکت راکون سعی می کند به نشانه طعنه به آرامی چشمک بزند اما به طرز بدی شکست می خورد. تلاش های او برای چشمک زدن است که به طنز صحنه می افزاید.
پست فطرت های لعنتی (2009)

با اینکه این یک فیلم جدی است، صحنه هایی دارد که شخصیت ها در آن می خندند و تضادی به یاد ماندنی و گاه ناراحت کننده بامقصود کلی فیلم ایجاد می کند. فیلم صحنه ای دارد که در آن سرهنگ هانس لاندا با بازی کریستوف والتز در لحظه ای نسبتاً پرتنش از خنده منفجر می شود. خنده او ماهیت غیرقابل پیش بینی و تهدید آمیز این شخصیت را برجسته می کند.
سلاح عریان: از پرونده های جوخه پلیس! (1988)
این فیلم با نمایش نمادین لسلی نیلسن، مملو از جناسها، تهاجم های عجیب و طنزی بیمعنی است که آن را به یک اثر کلاسیک در ژانرکمدی تبدیل کرده است.
پارتی (۱۹۶۸)

فیلم علیرغم جنبه های بحث برانگیزش، صحنه ای به نام “Birdie Num Num” دارد که هنوز به خاطر طنزش به یاد می آید. این صحنهها تنها نمونههایی از لحظات فیلم هستند که تماشاگران را با صدای بلند خنداندهاند. این فیلمها چه از طریق نویسندگی هوشمندانه، چه کمدی فیزیکی یا صرفاً پوچ محض، جایگاه خود را در تالار شهرت کمدی به دست آوردهاند. از تماشای مجدد این لحظات خنده دار لذت ببرید.
اشتراک گذاری

