کارخانهی هیولاها
«آنقدرها هم ترسناک نیستند» نظری است که مخاطبان امروز سینمای وحشت ممکن است بعد از تماشای هر کدام از فیلمها به زبان آورند. اما با نگاهی دقیقتر به تاریخ سینمای وحشت فیلمهایی از خاطرمان میگذرد که یادشان سالها ما را ترسانده است. در این نوشتار یلووال مدیا شش سکانس وحشت خالص را انتخاب کردهایم که به طرز درخشانی عالی بودهاند فیلمهایی که خود را به شبکیه چشم بینندگان میچسبانند و تا مدتها رها نمیکنند.
جادوگر فرود می آید – جادوگر _ 2015

جادوگر واقعاً یکی از وحشتناک ترین تجربیاتی است که میشد در سینما داشته باشیم. جادوگر از همان ابتدا، یک چیز را کاملاً روشن کرد: فراتر از کاوش در هیستری مذهبی و پویایی خانوادگی، هنوز جادوگری ملموس و فیزیکی وجود دارد که باید از آن ترسید.
او ترسناک بود. بدترین لحظه در کل فیلم، کالب در رختخواب دراز کشیده و از درد تشنج میکند و چیزهایی زمزمه میکند. توماسین با مرسی و جوناس وارد اتاق میشوند. دهان کالب محکم بسته میشود، حتی با فشار کاترین و ویلیام هم تکان نمیخورد. ویلیام اصرار میکند دیگر فرزندانش اتاق را ترک کنند، دهان کالب را با ته تیغش باز میکند. کالب یک سیب گندیده را استفراغ میکند. ویلیام با توماسین و دیگر اعضای خانواده دعا میکنند. کالب بار دیگر می نشیند و در مورد گناه خود بیوقفه حرف میزند. در همان زمان، جوناس و مرسی نمی توانند دعا را به خاطر بیاورند و از درد کالب دوچندان میشود، کالب دوباره دراز می کشد. تنفس دردناک او کم عمق میشود و سپس توقف میکند. در حالی که دوقلوها در کنار او ساکت هستند، کاترین در سوگ ناله میکند. او به توماسین رو میکند و فریاد میزند که آنها را ترک کند، زیرا متقاعد شده است که دخترش همدستی در حوادث وحشتناک دارد.
چرخش سر 360 درجه_ جن گیر _ 1973

جنگیر بهعنوان یکی از بهترین فیلمهای ترسناک تاریخ شناخته میشود، میتوانیم دهها سکانس از فیلم جنگیر ویلیام فریدکین انتخاب کنیم که کاملاً وحشتناک هستند. فیلم داستان دختر جوانی را روایت میکند که توسط شیطان تسخیر میشود و به دلیل تصاویر و مضامین شیطانی آن، در آن زمان وحشت اخلاقی بسیاری ایجاد کرد.
ما برای ترسناکترین سکانس، چرخش سر نمادین را انتخاب کرده ایم. این لحظه ترسناک ماهرانه در پایان فیلم رخ می دهد، زمانی که تمام جهنم به معنای واقعی کلمه در حال شکستن است و سر ریگان در مواجهه با دعاها و شعارهای دو کشیش یک چرخش کامل 360 درجه انجام می دهد. واقعا چیز وحشتناکی است.
ملاقات با روح _ نبض – 2001
کارگردان کیوشی کوروساوا با ساخت فیلم “نبض” بود که به یک شهرت بین المللی دست پیدا کرد. جونیچیرو هایاشی، فیلمبردار سینما، که با دو فیلم “حلقه” شناخته می شود، به او کمک می کند.
گروهی از جوانان در توکیو شروع به تجربه پدیدهی عجیبی میکنند که شامل گم شدن همکاران و دوستان، خرابی فناوری و یک وبسایت مرموز میشود که این سوال قانعکننده را میپرسد: “آیا میخواهید با یک روح ملاقات کنید؟”
کوروساوا از این فیلم نه تنها برای روایت یک داستان ارواح خوب استفاده میکند، بلکه برای کشف «وحشت انزوا» در دنیایی با افزایش ارتباط متقابل سود میجوید. با پالت رنگی دلگیر و فضای خالی، متوجه می شویم که این داستان تنها در مورد اینترنت نیست بلکه درباره تنهایی است.
با لحظههای وحشتبار فیلم کوروساوا، این یک مفهوم بدیع است که ترس از فناوری های جدید را در آغاز هزاره جدید بازی میکند. یکی از وحشتناکترین سکانسها زمانی رخ میدهد که یکی از شخصیتهای اصلی فیلم مورد حمله روحی لغزنده قرار میگیرد که به شکل یک زن جوان در انتهای یک سالن تاریک ظاهر می شود. چیزی عمیقاً نگرانکننده در مورد شخصیت وجود دارد که شما را تا هستهی انسانیتتان تکان میدهد.
روزشمار مرگ _ رینگو _ 1998

رینگو یک فیلم ترسناک ژاپنی به کارگردانی هیدئو ناکاتا است. فیلم 1998 بر اساس رمانی از کوجی سوزوکی در سال 1991 ساخته شده است.
داستان از این قرار است که هر کسی که یک ویدیوی مرموز و کاملاً ترسناک را تماشا کند دقیقاً در هفت روز خواهد مرد. کسانی که نوار را میبینند دیوانه وار به دنبال راهی برای خروج از نفرین می گردند. ترسناکترین سکانس احتمالا مربوط به اولین کسی است که نوار را کشف میکند ریکو آسکاوا روزنامه نگار است و شمارش معکوس برای بقای هفت روزه او آغاز می شود.
رینگو با یک صحنه مقدماتی عالی شروع میشود و به تماشاگر نشان میدهد که هیدئو ناکاتا توانایی ساختن یک جواهر را دارد.
روح دوقلوهای کشته شده_ درخشش _ 1980

استنلی کوبریک یک شاهکار وحشتناک مطلق که اقتباس از رمانی به همین نام است. اجرای ترسناک و روان پریشان جک نیکلسون، تراژدی دلخراش ترس شلی دووال، موسیقی معده کوبنده توسط وندی کارلوس و البته مهارت خود کوبریک در لایه بندی هر فریم از فیلمبرداری و طراحی تولید با لایه های لایه نمادگرایی. و به معنای رمز شده، هر ثانیه از این فیلم زیر پوست شما می رود. اما مطمئناً دوقلوها ترسناکترین هستند.
پس از تعقیب دنی کوچولو در حالی که او در اطراف و اطراف راهروها و سرسراهای مختلف هتل با سه چرخه می چرخد، مخاطب شروع به غرق در حالت فریبنده ایمن، امنیت و حتی بی حوصلگی می کند. کوبریک و فیلمبردارش، مانند جادوگری که طلسم میکند، دوربین را بهطور ماهرانهای دور و بر سهچرخه نگه میدارند؛ تا اینکه ناگهان دنی به گوشهای میپیچد و با دیدن ارواح دو قلو کشتهشده، قلبمان پایین میآید. در حالی که صفحه نمایش از روی آنها به تصاویری از بدن هک شده آنها چشمک می زند، آنها شعار می دهند: “بیا با ما بازی کن، دنی.”
وقتی چهره چرمی می رسد – کشتار اره برقی در تگزاس _ 1974

در سال 1974 ادعای واقعی بودن داستان بسیاری از علاقهمندان به ژانر ترسناک را روانهی سینما کرد. سینمای وحشت در دهه 1970 به اوج خود رسید؛ اکران جنگیر، بیگانه و هالووین مخاطبها را شگفت زده کرد. ظهور چهره چرمی در ژانر وحشت، فیلم کشتار اره برقی در تگزاس را به رقیبی فیلمی تبدیل کرد.
شکی نیست که کشتار با اره برقی در تگزاس شاهکار این ژانر است و ترسناک ترین صحنه وقتی است که خانواده آدمخوار صورت چرمی، آخرین بازمانده گروه، زنی به نام سالی را دست و پا بسته رویی میز غذاخوری میگذارند تا به عنوان شام خورده شود.
اشتراک گذاری

