گزارش یک مرگ

در روزگاری که نمادها معنی داشتند، خانم مرلین مونرو نماد زنانگی و زیبایی بود. این ستارهی پر سر و صدای هالیوود نه تنها زیبا بود بلکه با تحسینبرانگیزترین مردان زمان خود در رابطهی عاشقانه بود. تصویر او در فیلمهای سینمایی، بیلبوردهای خیابانی، تقویمهای سالیانه یا روی جلد مجلهها، نمای بیرونی زندگی مرلین مونرو را نمایش میداد که از عمق شکنندگی درونی، آسیبها و زخمهای گذشتهی او محافظت میکرد. بنابراین ظهور مرلین مونرو به عنوان یک ستارهی سینما پس از گذراندن دوران سخت کودکی در پرورشگاه و خانوادههای موقتی، جهش چشمگیری بوده است. اما بروز اضطرابها که یادگار سالهای کودکیاش بود او را وامیداشت برای تسکین به الکل و مواد مخدر و در اواخر زندگیاش، به داروهای روان روی آورد. مرگ زودهنگام او به دلیل مصرف بیش از حد دارو اعلام شد اما با این حال، نظریه پردازان بر این باورند که امور شخصی مونرو طیف گستردهای از انگیزههای قتل بالقوه را ارائه میدهد که برخی از آنها نسبتاً قابل توجه هستند. سوءظنها و سوالات بیپاسخ، هیچوقت اجازه نداند آن چه پزشکی قانونی در نهایت اعلام کرد را با اطمینان پذیرفت. در این نوشتار یلووال مدیا تردیدهای مرگ مرلین مونرو جوان را بار دیگر مرور می کنیم.
تکذیبی بر افسردگی مرلین مونرو

قرصهایی که بعد از مرگ مونرو روی میز شبانهاش پیدا شده بود، موجب تصور اقدام او به خودکشی شد – اما پازل مرگ ناگهانی او چندان با خودکشی جور در نمیآمد. بسیاری از دوستان مونرو ادعا کردند که گزارش رسمی مرگ او دروغ است – و تلاش آشکاری برای پنهان کردن قتل او از مردم صورت گرفته است. در اظهاراتی که پلیس از دوستان او گرفته بود، خانم بیکن، یکی از دوستان مونرو، به یاد آورد که چند روز قبل در ملاقاتی که با او داشته، روحیه فوق العادهای داشته و کمترین افسردگی در او نبود. یکی دیگر از دوستانش، پت نیوکمب، گفت که شب قبل از مرگ، مونرو را دیده بود، آن دو با شادی برنامه ریزی کردند که روز بعد به سینما بروند. او گفت که او “در شرایط فیزیکی عالی بود و احساس خوبی داشت” – شاید به این دلیل که او به تازگی یک شعله قدیمی را با شوهر سابقش جو دی ماجیو روشن کرده بود.
اثر فاکس قرن بیستم در روانی جلوه دادن مرلین مونرو

مرلین مونرو زن قدرتمندی بود، با مردان مشهور دوست بود و در کنار صاحبان قدرت دیده میشد. او پس از جدایی از اسطورهی بیسبال، جو دی ماجیو با نمایشنامهنویس مشهور، آرتور میلر ازدواج کرد. با فرانک سیناترا خواننده دوست بود و پس از جدایی با میلر خبر رابطهی پنهانیاش با جان اف کندی، دوربین رسانهها را روی این زوج نگه داشت. در همان هنگام، مرلین مونرو به دلیل سینوزیت احوال خوبی نداشت و پزشکان تاکید کردند که استراحت کند؛ اما فاکس فیلمبرداری فیلم چیزی برای بخشیدن را به تعویق نینداخت. وقتی در 19 می مرلین برای جشن تولد رئیسجمهور، جان اف کندی به نیویورک سفر کرد؛ خشم مدیران فاکس نسبت به مرلین بیشتر شد و وقتی او دوباره برای چند روز در مرخصی استعلاجی بود، استودیو فاکس، مونرو را اخراج کرد. فاکس ادعا کرد مونرو روانی است و شروع به گسترش اخبار منفی از او نمود. گسترش این اخبار منفی دربارهی حال روحی مونرو و از سوی دیگر ناتوانی اخیر او از مدیریت زمان و حضور به موقع سر صحنه فیلمبرداری، به احتمال خودکشی و نداشتن سلامت روان او دامن زد.
احتمال قتل به دست برادران کندی

یکی از مشهورترین تئوری توطئه که در مورد مرگ او وجود داشته است، ادعای توطئهای توسط جان و/یا رابرت کندی است؛ که گفته میشود با آنها روابط عاشقانه داشته و به قتل رسیده است. این نظریه ها ادعا می کنند که کندی ها او را کشتند یا او را به کشتن دادند زیرا می ترسیدند که او روابط عاشقانه آنها و سایر اسرار دولتی را که جمع آوری می کرد علنی کند. در 4 اوت 1962، رابرت کندی، دادستان کل در کابینه برادر بزرگترش، در لسآنجلس بود. دو دهه پس از این واقعیت، یونیس موری، خانه دار مونرو، برای اولین بار اعلام کرد که دادستان کل در شب مرگ مریلین به ملاقات او رفته و با او نزاع کرده است، اما قابل اعتماد بودن این اظهارات و سایر اظهارات موری مورد تردید است.
یونیس موری، خانه دار مونرو، پس از بیدار شدن در ساعت 3 صبح و دیدن نور اتاق خواب مونرو، وحشت زده با پزشکان مرلین تماس گرفت. او در زده بود تا بررسی کند که آیا همه چیز خوب است – اما در قفل شده و عدم پاسخگویی باعث نگرانی او شد. شاید مشکوک ترین واقعیت درباره خانم خانهدار این بود که در نیمه شب وقتی پلیس به خانه ییلاقی رسید، خانم موری در حال شستن ملحفه های خانم مونرو بود. و یک گزارش منتشر شده حاکی از آن است که خانم موری، خانه دار مرلین مونرو در مصاحبه ای گفت که این هنرپیشه پس از ملاقات رابرت کندی مقدار زیادی قرص بلعیده است. گزارش کالبد شکافی مونرو ادعا کرد که قرص های بی شماری باعث مرگ او شده است، اما هیچ اثری از کپسول ها در معده او یافت نشد. اکثرا موافقند که مرگ او احتمالاً با یک تزریق کشنده به دست آمده است – چرا که یک کبودی کوچک و مرموز در قسمت پایین بدن او بود که هرگز توضیح داده نشد. در سال 2007، فیلیپ مورا، فیلمساز استرالیایی، سندی را کشف کرد که تا حدی ویرایش شده بود که نشان میداد رابرت کندی، که گفته میشود مانند برادر مشهورترش با مونرو رابطه داشته، ممکن است در توطئهای برای «القای» خودکشی او نقش داشته باشد. همچنین پیتر لافورد، برادر همسر کندی و بازیگر رت پکر به عنوان رهبر توطئه، دکتر رالف گرینسون، روانپزشک مونرو، یونیس موری، خانه دار، و مامور پت نیوکامب نیز در این ماجرا نقش دارند.
قتلی که FBI در آن دخیل بوده
همانطور که بسیاری از تئوریها قبلاً ارائه کردهاند، پرونده FBI استنباط میکند که توطئه ادعایی برای ساکت کردن مونرو، که تهدید کرده بود روابط خود را با برادران کندی افشا میکند، انجام شده است. همچنین تصور میشد که مونرو یک مسئولیت است، و گفته میشود که سوابق مکالمات حاوی جزئیات بسیار محرمانه اطلاعات دولتی را در یک «دفترچه قرمز کوچک» نگه میداشته.
مافیا این کار را انجام دادند
به گفته داروین پورتر زندگینامه نویس و نویسنده کتاب «مریلین در پایان رنگین کمان: سکس، دروغ، قتل و سرپوش بزرگ» میگوید «اگر مرلین مونرو دهان باز میکرد و چیزهایی که میدانست را رسانهای میکرد، بسیاری از مردم چیزهای زیادی برای از دست دادن داشتند. او اظهارات خطرناک زیادی داشت و متوجه نبود که با مردان بزرگی بازی میکند. پورتر معتقد است که پنج مرد قاتل مافیایی به دستور جیانکانا مسئول قتل او بودند، با استفاده از پارچه آغشته به کلروفرم، مونرو را بیهوش و سپس با باربیتورات تنقیه کردند. در جای دیگری، پورتر معتقد است که میتوانست یکی از کندیهایی باشد که رئیس اوباش را برای خلاص شدن از شر مونرو استخدام کرده است.
توطئهای برای ثروت
نظریهپردازان دیگر به ثروت مونرو و آنهایی که آن را مدیریت میکردند، مشکوک بودند. چرا که بعد از مرگش میزان زیادی از ثروتش به کسانی رسید که نقش چندانی در زندگیاش نداشتند.
اشتراک گذاری

