خرده عادت ها

چند روزیست سکانسی از فیلم درخشش (Shining) کوبریک حسابی در فضای مجازی دست به دست میشود. آن هم سکانسی ست که وندی (همسر جک) چوب بیسبال به دست گرفته و به لنز دوربین خیره است. در چروک های صورت رنگ پریده اش میتوان درماندگی را لمس کرد. این چیزیست که ما میبینیم.اما پشت صحنه چه میگذرد؟ بازیگر زن سر صحنه می آید و هیچکدام از عوامل فیلم با او گرم نمیگیرند. سکانس 127 برداشت دارد و جک نیکلسون میان تمام عوامل محبوب است و حسابی تحویلش میگیرند. تمام این ها زیر سر کیست؟ استنلی کوبریک. یک نابغه کمالگرا که قوانین و قواعد خاص خودش را دارد. از این دست کارها توسط کارگردانان بزرگ و به نام کم به گوشتان نخورده است. در این مقاله از یلووال مدیا سراغ عادت ها و رفتارها یا علایق عجیب از کارگردانانی میرویم که حتما حداقل یکبار آثارشان را دیدید.
-
کریستوفر نولان: همسران مرده (یادگار، پرستیژ، شوالیه تاریکی، آغاز)
نولان به دلیل دقت حساب شده در فیلمنامه نویسی و سبک فیلمبرداری، همیشه مورد توجه طرفدارانش بوده است. طرح اولیه ای که نولان در اول قصه هایش مینویسد، تشکیل شده از یک قهرمان مرد است که همسرش را از دست داده و به روشی در پی جبران یا انتقام است. مثلا فیلم “حیثیت” دو زن را در حالی نشان میدهد که همسران خود را از دست دادند و این تا جایی پیش میرود که لئوناردو دی کاپریو در فیلم “تلقین” به تسخیر رویای همسر مرده خود ماریون کوتیار در می آید. شخصیت مگی جیلنهال نیز در فیلم “شوالیه تاریکی” نشانتان میدهد چطور چند ثانیه پس از ازدواج با یک مرد، همه چیز میتواند منفجر شود و بمب! فیلم “میان ستاره ای” یادتان هست؟ بله، یک دختر معصوم که باز مادرش را از دست داده و متیو مک کانهی در لباس یک قهرمان نه چندان موفق وارد داستان میشود.
-
گیلرمو دل تورو:ساعت کاری (همه فیلمها)

کارگردان فیلم “پسر جهنمی”، “هزارتوی پان” و “حاشیه اقیانوس آرام” در سال 2007 گفت: «من دوست دارم که همه چیز به “ساعت” ربط داشته باشد. من دوست دارم آنها را باز کنم و مکانیسم ها را بررسی کنم.» این اشتیاق از اولین فیلم او به نام “کرونوس”مشهود است. از آن زمان به بعد، این یک موتیف برجسته در سراسر فیلمشناسی او شد،چه وجود ساعت شنی ها در”پسر جهنمی” یا “دریایی از چرخ دندههای داغ” و “حاشیه اقیانوس آرام”. این فتیش در “ارتش طلایی” به اوج خود رسید، که در یک نبرد مهم در یک اتاق سلطنتی احاطه شده توسط ربات هایی با شکل ساعت رخ می دهد. شما عملاً می توانید یک کارگردان مکزیکی را ببینید که پشت دوربین با خوشحالی لبخند می زند.
-
تری گیلیامسفث: مردم کوچک (راهزنان زمان، برزیل، ماجراهای بارون مونچاوزن، شاه ماهیگیر، 12 میمون، ترس و نفرت در لاس وگاس، تخیلدکتر پارناسوس، قضیه صفر)
او را قهرمان آدم های کوچک یا کوتوله ها می نامند. گیلیام پس از شروع “سهگانه تخیل” خود با آهنگ 1981 زمان راهزنان(درباره گروهی از کوتولههای سفر در زمان)، پای کوچک کوتوله ها را به سینمای خودش باز کرد. در آنجا آدمهای کوچک به عنوان سیاه لشگر در کنار شاه ظاهر میشوند. قبل از اینکه “ورن ترویر” نقش برجستهای در فیلم دکتر پارناسوس داشته باشد، کوتوله ها درفیلم “ترس و نفرت” در سال 1998 ظاهر شدند که حضور بیشاز حد از آنها باعث ناراحتی تهیهکننده کار، لیلا نابلسی شد. نابلسی در یک ترانه تفسیری برای نسخه مجموعه کرایتریون گفت: «تری علاقه زیادی به آدمهای کوچک (کوتوله ها) دارد. من به خصوص از حضور تعداد زیادی از آنها در فیلم رضایت نداشتم. آنها سر صحنه فیلمبرداری برای تست بازیگری حاضر می شدند،صدها نفر از آنها هر روز! و این داشت من را دیوانه میکرد.”
-
استیون اسپیلبرگ: پدران غایب (برخورد نزدیک از نوع سوم، T.، ایندیانا جونز و آخرین جنگ صلیبی، هوک، دنیای گمشده: پارکژوراسیک، مرا بگیر، اگر می توانی، جنگ دنیاها، ایندیانا جونز و پادشاهی کریستال جمجمه)

موفق ترین فیلمساز جهان ممکن است بتواند جزئیات و فوت و فن کارش را از دیگران پنهان کند، اما دلبستگی اش به پدرانی که از طریق طلاق یا بیتوجهی فرزندانشان را ترک میکنند را، هرگز. جای تعجب نیست که پدر واقعی استیون اسپیلبرگ آرنولد در دوره ای مهم از زندگی استیون به علت اعتیاد غیبتی طولانی داشت هرچند سال ها بعد بود که خودش متوجه دلیل این غیبت طولانی شد. در واقع مادرش بود که برای جدایی پیش قدم شد. « پس از اینکه حقیقت را دانستم، تنها پدرم را سرزنش کردم. به دلایلی، سرزنش او برای من آسانتر از مقصر دانستن کسی بود که قبلاً از او تجلیل میکردم.» سال 2023 اسپیلبرگ با انتشار فیلم “خانواده فیبلمن” پرده از راز زندگی خانوادگی خود برداشت.
-
کوئنتین تارانتینو: پاهای زنان (پالپ فیکشن، جکی براون، بیل را بکش، اثبات مرگ، حرامزادههای بیشکوه)
«از ماساژ پا به من چیزی نگویید، من استاد لعنتی پا هستم.» این ممکن است صحبت های ژول وینفیلد ساموئل ال جکسون در فیلم “پالپ فیکشن” باشد، اما همان اندازه هم ممکن است از زبان کوئنتین تارانتینو باشد، چرا که پرستش سینمایی او از پای زن بسیار فراتر از یک موتیف است. اگر در یکی از فیلمهای او زنی را دیدید که در اطراف بدون کفش راه میرود، احتمال زیادی وجود دارد که دستکم با یک کات عجیب مواجه شویم یا ساعت ها شاهد رقص پا و حرکات بی منطق یا شاید به دور از زیبایی های ظاهری اش باشیم.
-
سوفیا کاپولا: دختران ثروتمند در حال زیادهروی (گمشده در ترجمه، ماری آنتوانت، جایی، حلقه بیلنگ)

دختر فرانسیس فورد کاپولا بودن، سوفیا کاپولا را در طول دوران حرفهای خود به عنوان بازیگر و فیلمساز آزار میداد اما پر واضح است که سوفیا خودش جایگاه خود را به دست آورده است. به عنوان یکی از رویاپردازان برجسته سینمای نسل خود. به شخصیت اسکارلت جوهانسون در فیلم “گمشده در ترجمه “را صرف ناهار خوری و کارائوکی با بیل موری در داخل و اطراف یک هتل شیک می کند فکر کنید. یک دختر که در زیاده روی در تجملات کم نمیگذارد. این امضای کار دختر کاپولا، کارگردان صاحب سبک سینماست.
-
ریچارد دانر: افرادی که از بالای ساختمان می پرند
دانر از دید خیلی ها یک نویسنده معمولی و یک کارگردان حرفه ای است. این کارگردان حرفه ای شیفته آدم های دمدمی عجیب و غریب است که به وجود فردای بهتر کوچکترین احتمالی نمیدهند. دایه ای که برای سرگرمی دیمین در فیلم “امن” خود را روی طاقچه یک عمارت حلق آویز می کند، یا جان ساویج در تلاش خودکشی ناموفقی که او را در شروع “حرکات داخلی” فلج می کند. «عشق به شما بال می دهد. باعث میشه پرواز کنی من حتی اسمش را عشق هم نمی گذارم. من بهش میگم جرونیمو وقتی عاشق هستید، درست از بالای امپایر استیت میپرید و اهمیتی نمی دهید و تا آخر راه را فریاد می زنید.
اشتراک گذاری

