استفاده متفاوت از دوربین فیلمبرداری: در جبهه‌ی غرب خبری نیست

استفاده متفاوت از دوربین فیلمبرداری: در جبهه‌ی غرب خبری نیست
زمان مطالعه: 5 دقیقه
0
(0)

جنگ چهره‌ای انسانی ندارد

فیلم در جبهه‌ی غرب خبری نیست درامی است ضدجنگ و روایت کننده داستان غم‌انگیزی از جنگ جهانی اول  که اتفاقا اقتباسی است از کتابی به همین نام. این درام به کارگردانی ادوارد برگر، تراژدی خشونت آمیز جنگ را با فیلمبرداری خیره کننده که توسط جیمز فرند فیلمبرداری شده است، هماهنگ می کند. تلاش گروه سازنده‌‌‌ی فیلم و مهم‌تر از همه ادوارد برگر و جیمز فرند به آن جا رسید که فیلم برنده‌ی اسکار بهترین فیلمبرداری، بهترین فیلم بین‌المللی، بهترین طراحی صحنه و بهترین موسیقی فیلم در سال 2022 شد. در این نوشتار یلووال مدیا نگاهی داریم به فیلمبرداری و نگاه متفاوت ادوارد برگر در این فیلم حماسی.

دوربین متفاوت ادوارد برگر

در جبهه‌ی غرب خبری نیست

تصویر ادوارد برگر کارگردان از جنگ جهانی اول کیفرخواستی آغشته به خون بین نیرو‌های درگیر در تمام ابعاد جنگ است. در واقع این فیلمی است که از تصاویر گرافیکی مردان بی‌اندام که به طرز وحشتناکی در دل هیاهوی جنگ جان خود را از دست می‌دهند، یا اجسادی که بی‌روح در چنگال سیم‌خاردار آویزان هستند، ابایی ندارد؛ چون می‌خواهد بگوید جنگ قدرت و جنگ سیاست، اول و آخرش مرگ است.

این فیلم از کوچکترین صحنه‌های خود نیز برای کسب نتیجه‌ای عالی استفاده می‌کند تا مخاطب خود را در سنگرهای خونین جنگ جهانی اول غوطه‌ور کند. و در واقع فیلمساز تمام تلاش خود را می‌کند تا تجربیات سربازان هر دو طرف درگیری را منعکس کند. از فیلمبرداری صمیمی گرفته تا بازی‌های برجسته، هر جنبه‌ای از فیلم برگر به‌طور استثنایی واقعی و بکر است. برای مثال در بخش فنی مربوط به فیلمبرداری، ادوارد برگر و فیلمبردارش از فیلم‌هایی مانند نجات سرباز رایان و 1917 الهام می‌گیرند و با حرکات پویا دوربین، سکانس‌های جنگی وسیع و لحظات صمیمی و احساسی که واقعاً داستان را به واقعیت نزدیک می‌کند، به نمایش می‌گذارند. در واقع دوربین در این فیلم نگاهی عمیق به زندگی یک سرباز ارائه می‌کند. از سوی دیگر، اجرای اصلی فیلیکس کامر در نقش پل برای نگه داشتن مخاطب در هر لحظه‌ای که او ظاهر می‌شود کافی است، و بازی سکوت و حیرت او تجربه این سطح از آسیب پذیری و بی دفاعی در سینما را فراتر از هنر خود ارتقا می‌دهد. فیلم‌برداری صحنه‌های درون سنگر نیز شبیه فیلم راه‌های افتخار استنلی کوبریک است.

ادوارد برگر می‌گوید: «هر تصمیمی که در مورد مکان قرار دادن دوربین گرفته شد، در واقع قرار دادن مخاطب به جای کاراکتر پل بود. ما بلافاصله فکر کردیم، خب، این داستان یک پسر است، بنابراین او یک دوربین است. ما اساساً فقط از یک دوربین استفاده می‌کردیم و دوربین دیگری برای پرش به مکان بعدی داشتیم.»

فضای فیلمبرداری فیلم در جبهه‌ی غرب خبری نیست

فضا در فیلم در جبهه‌ی غرب خبری نیست

ادوارد برگرو جیمز فرند در یک جستجوی کمال‌گرایانه، مدت‌ زیادی در حومه پراگ به دنبال یک جنگل مناسب بودند که بتوانند در یک تصوی وسیع هر دو شخصیت را در یک کادر قرار دهند. برف ساختگی به‌علاوه‌ی یک تصویر 65 میلی متری اضافه شد تا تداوم صحنه دزدی که خیلی زودتر گرفته شده بود حفظ شود. جیمز برگر فیلمبردار می‌گوید: این باعث می‌شود که فضای جنگل حالتی عرفانی و عمیق به خود بگیرد و تقریباً شبیه یک رویا باشد؛ انگار که قبلا این تصویر را  در بهشت دیده باشید.

صحنه های سنگرهای جبهه غربی در یک پایگاه هوایی متروکه شوروی سابق در شهر میلوویسه جمهوری چک فیلمبرداری شده است. از نظر گروه فیلمبرداری موقعیت مکانی یک جواهر واقعی بود.پایگاه هوایی دارای دو باند بود که یک قطعه زمین عظیم بین آنها قرار داشت، بنابراین تیم برای ساختن سنگرها، آن را پاره کرد و دهانه‌های پر از گل تا عمق 20 فوتی تهیه کردند. در یکی از این دهانه های پر از گل جیمز فرند گیر کرده بود و هر لحظه عمیق تر فرو می رفت. برگر با خنده تعریف می‌کند «ما مجبور شدیم جرثقیل بگیریم تا او را از گل و لای بیرون بیاوریم. شما اساساً می توانید در گل غرق شوید چون ماسه روان است.» جمیز فرند می‌گوید: تقریباً تمام صحنه‌های سنگر در محل فیلمبرداری شده‌اند، او و ادوارد برگر معتقد بودند فیلمبرداری در محل صحنه‌ها اصالت محیط را حفظ می‌کند؛ این اصالت چنان برای آن دو اهمیت داشت که انفجارها همگی عملی و واقعی بودند.

ادوارد برگر و جیمز فرند چندین ماه قبل از فیلمبرداری در برلین اقامت داشتند تا تک تک نماها را انتخاب کنند. جیمز فرند می‌گوید: واقعاً احساس می‌کنم قبلاً وارد پروژه‌ای که از پیش به این اندازه آماده شده باشد، نشده بودم.

کارگردان از یک منطقه نظامی و فرودگاهی در شمال پراگ برای فیلمبرداری صحنه‌های جنگی و حضور سربازان در میدان نبرد استفاده کرد. این منطقه گل‌آلود بسیار بزرگ به اندازه ده زمین فوتبال است.

طراحی صحنه‌ی در جبهه‌ی غرب خبری نیست

طراحی صحنه فیلم در جبهه غرب خبری نیست

فرند بیشتر از دوربین‌هایی با فرمت بزرگ استفاده می‌کند و بیننده را همراه خود به سنگرهای گل آلود جنگ و صحنه‌های نبرد شدید و تند و تیز می برد. جایی که جادوی فیلم وارد می‌شود، زمانی است که نوبت به بازیگران پس زمینه می رسید. این جادو به شما این توهم را ایجاد می‌دهد که در واقع هزار نفر در میدان جنگ در حال دویدن هستند. جیمز فرند می‌گوید: آنها تمام امکانات لازم را برای اولین شلیک در اختیار داشتند تا به نظر برسد که ارتش آلمان توسط یک نیروی دشمن غول پیکر مورد حمله قرار گرفته است.

آن صحنه که رهبران نظامی درباره پایان جنگ در یک اتاق ناهارخوری مجلل بحث می کنند، کاملاً در تضاد با صحنه های خونین صحنه جنگ است. آنها این سکانس را قصری در حومه پراگ فیلمبرداری کردند و جیمز فرند با دوربین 65 میلی متری تصویر مورد نظرش را تنظیم کرد تا زاویه باز را با میز بلند ثبت کند.

در جایی از فیلم پس از پایان جنگ، استانیسلاوس «کت» کاتچینسکی (آلبرشت شوخ) و پل مخفیانه وارد خانه می‌شوند تا برای یک شام جشن با سربازان خود تعدادی تخم مرغ یا غاز بدزدند. صبح سرد فوریه سر صحنه فیلمبرداری بود، و آمدن ناگهانی برف چیزی را ایجاد کرد که جیمز برگر آن را یکی از لحظات مورد علاقه‌اش در فیلم می‌نامد، زمانی که کت نگهبانی می‌دهد و لحظه‌ای آرام است که به نظر می‌رسد او از سرنوشت خود آگاه است. او آنجا می ایستد و به برف نگاه می کند. برگر می‌گوید: «این یک لحظه واقعاً غمگین و زیبا است و برف آن را ساخته است.» اما برف حتی تمام روز دوام نمی آورد. سه ساعت بعد برف ذوب شده بود و جیمز برگر و ادوارد فرند خود را ناچار می دیدند که برای تداوم، کل سکانس را دوباره فیلمبرداری کنند. اما نهایتا تصمیم گرفتند با  جلوه های بصری برفی را برای بقیه صحنه اضافه کنند تا آن لحظه‌ی ابتدایی برف باقی بماند.

یا صحنه‌ای که پل و ده ها مرد جوان دیگر را در حالی که برای سربازی نام نویسی می کنند، پر از هیجان و خوش بینی به تصویر می کشد. فرند می گوید: «من این مکان را دوست دارم. من مکمل رنگ پوست و برخی از لباس‌های داخل لوکیشن را دوست دارم، زیرا برای من نشان‌دهنده خلوص و بی‌گناهی واقعی است.»

استفاده از نور برای گرفتن تاریکی

نورپردازی صحنه‌های شبانه در میدان نبرد – زمینی که به اندازه ده زمین فوتبال بود – برای فیلمبردار کار آسانی نبود. جیمز فرند فیلمبردار معتقد بود این یک فضای بسیار بزرگ و بسیار، بسیار، بسیار دلهره‌آور برای نورپردازی بود. منبع های نوری وجود دارد که قرار است محیط را روشن کند، اما این دوربین است که باید طوری با آن تصویر بردارید که آن فضا را نه تنها نورانی نشان ندهید بلکه تاریکی و ظلمات را هم القا کنید.

فرند، که یک بادکنک بزرگ نورپردازی را روی سقف قرار داده تا آن درخشش را به تصویر بکشد، می‌گوید: من عاشق این تصویرهستم. ما زمان زیادی را صرف کردیم، تقریباً میز و فاصله بین افراد و همه اینها را با لیزر تراز کردیم تا واقعاً مطمئن شویم که این میز دارای این کیفیت مانند یک تابلو نقاشی است.

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه