استفاده متفاوت از دوربین فیلمبرداری: داستان توکیو

استفاده متفاوت از دوربین فیلمبرداری: داستان توکیو
زمان مطالعه: 4 دقیقه
0
(0)

رو به تنهایی

داستان توکیو یکی از بهترین فیلم‌هایی است که تا بحال خلق شده و از مهم‌ترین آثار هنری قرن بیستم است. سینمای ژاپن پر از کارگردانان بزرگ و خلاق است اما با این حال اوزو به مانند تافته‌ی جدابافته‌ای از همه‌ی آنها، به شایستگی لقب ژاپنی‌ترین فیلمساز تاریخ سینما را یدک می‌کشد. فیلمسازی که اگر یک پلان از فیلمی که از او ندیده‌اید را به شما نشان دهند، بی‌درنگ خواهید دانست که این فیلم از پس ذهن هنرمند یاسوجیرو اوزو ساخته شده است. داستان توکیو که در سال 1953 ساخته شد تاثیرات عمیقی در قلب و روح سینما دوستان برجای گذاشت. و عاقبت در فهرست برترین فیلم های سینمایی تولید شده در آسیا که توسط مجله سینمایی بریتانیایی دید و صدا منتشر شد، هشت اثر ژاپنی در میان دوازده اثر برتر آسیا وجود داشت و در میان این آثار، داستان توکیو رتبه نخست را از آن خود کرد. در این نوشتار یلووال مدیا نگاهی داریم به این فیلم عزیز ژاپنی.

داستان فیلم

صحنه‌ای از فیلم داستان توکیو

شوکیچی و تومی هیرایاما کوچک‌ترین دخترشان کیوکو را در اونومیچی تنها می‌گذارند و برای دیدن پسرشان کویچی و دخترشان شیجی به توکیو می‌آیند. آن‌ها بچه‌هایشان را گرفتار و قدری سرد و بی‌عاطفه می‌یابند و تنها نوریکو بیوه‌ی پسرشان شوجی است که از آن‌ها حقیقتا پذیرایی می‌کند. کویچی و شیجی پدر و مادر خود را به آبگرمی در شهر اتامی می‌فرستند؛ اما احساس غربت و سروصدای زیاد محل اقامت‌شان زوج را مجبور به بازگشت می‌کند. وقتی آن‌دو سر زده به توکیو برمی‌گردند، جایی برای ماندن ندارند؛ به ناچار از هم جدا می‌شوند؛ تومی برای خواب نزدیک نوریکو می‌رود و شوکیچی برای می‌گساری به دوستان قدیمش می‌پیوندد. عاقبت آن‌ها راهی خانه می‌شوند، اما به دلیل بیماری تومی مجبور می‌شوند در اوزاکا توقف کنند. اندک زمانی پس از بازگشت به اونو میچی، تومی می‌میرد.

درون مایه‌ی فیلم داستان توکیو

تصویری از فیلم داستان توکیو

“اوزو” از بطن ِروایت انتقادگونه‌‌‌ی فیلم، پیشآمدهایی چون اضطراب‌های فردی_اجتماعی، شکاف میان دو نسل شهری و روستایی و نیز اضمحلال بنیان‌‌های خانواده شرقی را به گونه‌ای غیر ملودراماتیک -اما با کاربستی تأمل برانگیز و به‌اندازه، روایت‌گری می‌کند. حدیث مکرر اوزو، جدائی نسل‌ها و الگوهای در حال تحول زندگی، پیرهائی که ناگزیرند به مصاف تنهائی بروند و جوانانی که بیم آینده را دارند، لحظه آگاهی بخش و برآشوبده در دل روزمرگی یکنواخت؛ و یکی از بزرگ‌ترین فیلم‌های تمام تارخ سینما. سندی قاطع بر شکوه و کمال “سادگی” و پیچیدگی‌هائی که در پس آن نهفته‌اند. تمامی دنیا و زندگی در یک خانواده خلاصه می‌شود و مشاهده این خانواده، با تمام تلخ‌کامی‌ها و نارضایتی‌های اعضایش، فرصتی است برای ارائه یک جهان‌بینی شخصی و مقاومت‌ناپذیر. اوزو خود داستان توکیو را “ملودرام‌” ترین فیلمش می‌خواند، ولی کمتر ملودرامی چنین مطمئن فراتر از محدوده قالب و زمان و مکان رفته است. سبک فیلم‌سازی استاد پالوده و خود کفاست.

جهان بینی یاسوجیرو اوزو

نگرش تلخ اوزو نسبت به ارتباط انسانی در جهان مدرن یک سویه‌ی امیدوارانه هم دارد. عروس خانواده بر خلاف فرزندان پیرزن و پیرمرد به آنها عشق می‌ورزد. او برای آنها زمان می‌گذارد و آنها را به گردش می‌برد و در خلوت خود راه می‌دهد. و جالب آنکه تمام این اعمال در حالی انجام می‌شوند که همسر او چند سالی‌ست که فوت شده است. ستسوکو هارا که شاید بتوان از او به عنوان اسرارآمیزترین بازیگر تاریخ سینمای ژاپن نام برد، به شکلی استادانه نقش عروس را ایفا کرده است. او با لبخندهای تلخ خود که انگار پشت آنها یک خروار غم خوابیده است، موفق می‌شود تا نوری هرچند کم‌رمق بر چهره‌ی ناامید توکیوی اوزو بتاباند.

استفاده‌ی متفاوت اوزو از دوربین

تصویری از فیلم داستان توکیو

اوزو در مقام هنرمند و البته معلمی بزرگ، با دوربین ساکن و طمانینه‌ی ذاتی خود، چنان آرام آرام ساختار شاهکار خود را خلق می‌کند که بیننده بدون اینکه متوجه شود، به ناگاه خود را در میانه‌ی آن می‌یابد. دوربین در تمام پلان های داستان توکیو شاید به جز یک مورد حرکتی ندارد و در جای ثابت کاشته شده است. سنت زندگی ژاپنی به علاوه‌ی ترکیب‌بندی‌های افقی، دوربین ثابت و تصاویر متعدد از طبیعت بی جان ویژگی هایی هستند که نه فقط در داستان توکیو که در دیگر فیلم‌های اوزو تکرار می‌شوند.  اما با این وجود و برخلاف ریتم بسیار کند فیلم به هیچ وجه حوصله بیننده شصت سال بعد را سر نمی برد.

اوزو که استاد حرف زدن با دوربین است به جای اینکه از طریق دیالوگ روایت خود را پیش ببرد، قادر است تا با خلق میزانسن‌هایی تماشایی، حس خود را از طریق تصویر انتقال دهد.

صحنه‌ی درخشانی را به یاد بیاورید که فرزندان برای خلاصی از دست پیرمرد و پیرزن آنها را به آب گرم می‌فرستند. شب‌هنگام می‌بینیم که جوانان در هتل مشغول پایکوبی و رقص هستند. دوربین اوزو با متانت همیشگی شلوغی و بی‌نظمی تمام آنها را رصد می‌کند تا به در اتاق پیرمرد و پیرزن می‌رسد. در مقابل تمام آن بی‌نظمی‌ها، به ما دو جفت دمپایی که به شکل منظم کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند، نشان می‌دهد. با این دو جفت دمپایی، تمام معنای صحنه ساخته می‌شود و تضاد صاحبان دمپایی با محیط اطرافشان عیان می‌گردد. این همان زبان بصری غریب اوزو است که در تمام فیلم‌های دیگرش نیز تکرار می‌گردد. «داستان توکیو» با تسلط باورنکردنی اوزو بر دوربینش، موفق می‌شود تا به جای اشک‌انگیز بودنِ مرسوم در ملودرام‌های این‌چنینی، حس بی‌وفایی خلق کند. حس تنهایی پیرمرد و پیرزن و حس جهان مدرنی که در آن احساسات انسانی جای خود را به ساختمان‌های بلند و معماری‌های نوین داده‌اند.

خلق معنا در قاب های خالی

اوزو در تمام فیلم‌هایش از جمله همین «داستان توکیو» از قاب‌های خالی استفاده می‌کند که شخصیت‌ها از آن خارج شده‌اند و یا هنوز به آن وارد نشده‌اند. این سکوت و تنهایی غریبانه‌ی محیط، همان دغدغه‌ایست که اوزو همواره دنبال می‌کند و جهان مدرن را مسبب آن می‌داند. قصه‌گویی تصویری اوزو فقط به همین مسائل محدود نمی‌شود. نمونه‌ی درخشان دیگرش در این فیلم همان قرینه‌سازی صحنه‌ی ابتدایی و انتهایی فیلم است. جایی که همسایه‌ در عمق تصویر و از پشت پنجره با اعضای داخل خانه صحبت می‌کند. بار نخست با پیرمرد و پیرزن و بار آخر تنها با پیرمرد. این قرینه‌سازی خصوصا هنگامی که در پایان بر جای خالی پیرزن تاکید می‌شود، لحظه‌ای غریب خلق می‌کند. لحظه‌ای که تنهایی چنان بر آن چیره می‌‌شود که هر چیز دیگر را در خود حل می‌کند.

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه