یکی از ژانرهای مورد علاقهی استیون اسپیلبرگ پرداختن به جنگ جهانی دوم است، پس از موفقیت فهرست شیندلر تصمیم به ساخت نجات سرباز رایان گرفت که در نتیجه به یک شاهکار سینمایی تبدیل شد. جوایزی که فیلم بدست آورد بسیار بیشتر از آن است که بتوانیم همه را نام ببریم. اما از مهمترین آنها میتوان به یازده نامزدی جایزه اسکار اشاره داشت. فیلم نجات سرباز رایان در نهایت توانست در بخشهای بهترین کارگردانی، بهترین فیلمبرداری، بهترین موسیقی، بهترین تدوین و بهترین تدوین صدا جایزه اسکار را به دست آورد. فیلم نجات سرباز رایان در مراسم بفتا نیز غوغا کرد و هشت نامزدی و یک برد را از آن خود کرد. در این نوشتار یلووال مدیا نگاهی داریم به یکی از صد فیلمی که پیش از مرگ باید ببینید.
داستان فیلم

ششم ژوئن ۱۹۴۴ نیروهای آمریکائی در زیر آتش سنگین دشمن، وارد ساحل نورماندی شده و متحمل تلفات سنگینی میشوند. وقتی به فرماندهی ارتش زمینی، ژنرال جرج مارشال اطلاع میدهند که از خانواده رایان طی فقط یک هفته، سه برادر سرباز کشته شدهاند، دستور میدهد برادر باقی مانده، سرباز جیمز رایان را پیدا و از خدمت در جنگ مرخص و به آمریکا باز گردانده شود.
سروان میلر با بازی تام هنکس مأمور پیدا کردن سرباز رایان میشود و در این مأموریت یک مترجم، گروهبان یوفام که کارشناس زبان است اما در جنگیدن مهارتی ندارد، گروهبان هوارت و سرباز ملیش و سرباز مدیک وید و سرباز غرغروئی بهنام رایبن از بروکلین، سربازی ایتالیائی ـ آمریکائی بهنام کاپاراتسو (دیزل) و بالاخره سربازی مذهبی اهل جنوب بهنام جکسن که تجربهی نبرد در ایتالیا و شمال آفریقا را دارند از مناطقی عبور میکنند که مملو از سربازان آلمانی است. پس از آنکه یکی از آنان طی یک درگیری در یک دهکده بمباران شده، کشته میشود، بقیه از خود میپرسند آیا این منطقی است که برای نجات یک سرباز، سربازهای دیگری هم کشته شوند؟ جان خود را برای شیرین کاری های تبلیغاتی به خطر بیندازند؟
چارهجوییهای اسپیلبرگ

گروه بازیگران باید برای لمس آنچه واقعا در میدانهای جنگ جهانی دوم گذشته بود، به طور فشرده با شرایط جنگی آشنا میشدند. بازیگران تحت سرپرستی سرهنگ «دیل دی» در یک اردوی نظامی ۱۰ روزه شرکت کردند تا با فشار میدان جنگ آشنا شوند. زندگی در چادر، لولیدن در خاکوخل، خوردن کنسرو و سینهخیز رفتن از جمله تمرینات سخت بازیگران در این دوره آموزشی بود.
رنگ و روی فیلم حاصل همفکری اسپیلبرگ و فیلمبردارش «یانوش کامینسکی» است. آنها تمام فیلمها و عکسهای خبری مربوط به دهه ۴۰ میلادی را مرور و از لنزی استفاده کردند همان حالوهوا را شبیهسازی کند. عکسهای مشهور «رابرت کاپا» (یکی از مشهورترین عکاسان جنگ تاریخ) از D-Day هم برای ساخت صحنههای نبرد نرماندی به کمک آنها آمد.
اسپیلبرگ نمیخواست بازیگران استراحت کنند، بعدا راجع به شیوهی کارش توضیح داد یک جنگ سریع انجام میشود، و من واقعاً میخواستم همه بازیگران را در تعادل نگه دارم. من نمیخواستم آنها بتوانند 75 صفحه از یک رمان را بخوانند، میخواستم آنقدر سریع کار کنم که همیشه احساس کنند در حال نبرد هستند، من باید آنها را در صحنه فیلمبرداری نگه میداشتم.
اهمیت و تاثیر فیلم نجات سرباز رایان
نجات سرباز رایان یکی از بهترین فیلمهایی است که تاکنون ساخته شده است. تکنیکهای فیلمبرداری صحنه نبرد آن بر بسیاری از فیلمهای جنگی، اکشن و ابرقهرمانی بعدی تأثیر گذاشت و بسیاری از کارگردانان نجات سرباز رایان را تأثیرگذار ذکر کردهاند. از سوی دیگر نجات سرباز رایان به خاطر کمک به تجدید علاقه به ساخت فیلمهای مربوط به جنگ جهانی دوم در پایان قرن، الهام بخشیدن به فیلمها، نمایشهای تلویزیونی و بازیهای ویدیویی دیگر که در طول جنگ اتفاق میافتند، اعتبار دارد. در سال 2014، این فیلم برای نگهداری در فهرست ملی فیلم ایالات متحده توسط کتابخانه کنگره به عنوان “از نظر فرهنگی، تاریخی، یا زیبایی شناختی مهم” انتخاب شد.
استفاده اسپیلبرگ از دوربین برای یادآوری جنگ

تیم سازنده فیلم برای نخستین سکانس، که سربازان آمریکایی به ساحل نرماندی میرسند هزینه زیادی کردند تا تمام جزییات آن به واقعیت نزدیک باشند. استیون اسپیلبرگ برای فیلمبرداری آن سکانسها بهجای استفاده از دوربینهای ایستاده از دوربینهای دستی استفاده و با کمک تعداد زیادی فیلمبردار تمام جزییات آن لحظهها را ضبط کرده تا هرکجا که اتفاقات ریز و درشتی درحال رخ دادن است فیلمبرداران بهصورت دستی آن تصاویر را ضبط کنند تا احساس واقعی بودن تصاویر بهخوبی به بیننده منتقل شود. اسپیلبرگ همچنین برای این قسمت از فیلم حدود ۴۰ بشکه خون مصنوعی تهیه و برای سربازان حاضر در آن از حدود ۱۰۰۰ بازیگر استفاده کرده است. از این تعداد بازیگر حدود ۱۰۰ نفر تنها برای انفجارات و پرت شدن براثر موج انفجار استخدام شده بودند. کارگردان خوش ذوق این فیلم برای پرهیز از استفاده از تصاویر ساختگی و کامپیوتری با هزینه و مشکلات زیادی روبهرو شد که نتیجه آن به شاهکاری در تاریخ سینما بدل گشت.
خاطرهای از تام هنکس

روز اول تیراندازی من در عقب لندینگ کرافت بودم و آن سطح شیب دار پایین آمد و دیدم که ردیف های اول تک تک بچه ها به سرعت تکه تکه می شوند. البته در ذهنم میدانستم که جلوههای ویژه است، اما هنوز برای لمس کردن آن آماده نبودم. هوا به معنای واقعی کلمه صورتی شد و سر و صداها کر کننده بود و تکه و تکههایی از چیزها روی سرت میافتند و وحشتناک بود.
اشتراک گذاری

