نگاهی به فیلم چهارصد ضربه فرانسوا تروفو

نگاهی به فیلم چهارصد ضربه فرانسوا تروفو
زمان مطالعه: 4 دقیقه
5
(1)

در کتاب گزیده مقالات اساسی کایه دو سینما آمده است که چه به لحاظ زیبا شناختی چه به لحاظ اخلاقی چهارصد ضربه غرورآمیزترین، سرکش‌ترین، سرسخت‌ترین، به عبارت دیگر، آزادترین فیلم در جهان خواهد بود. چهارصدضربه فیلمی خواهد بود با امضای صداقت، سرعت، هنر، تازگی، سینماتوگرافی، اصالت، گستاخی، جدیت، تراژدی، احیا، فانتزی، سبعیت، عطوفت، عمومیت، ظرافت است. چهارصد ضربه یکی از مهم ترین فیلم های موج نو فرانسه به کارگردان فرانسوا تروفو است که این جنبش در ادامه‌ی جنبش نئورئالیسم ایتالیا شکل گرفت. در این نوشتار یلووال مدیا نگاهی داریم به روند ساخت چهارصدضربه.

درباره‌ی یافتن آنتوان

the 400 blows

ژان پیر لئو چهارده ساله است که یک آگهی در روزنامه «فرانس-سوآق» ظاهر می‌شود: «پسر نوجوانی برای بازی یک فيلم مورد نياز است. فرانسوا تروفو» سيل بچه‌هایی كه با والدينشان همراهی می‌شدند دفتر تروفو را برای هفته‌ها شلوغ نگه داشت. ژان دومارشی، منتقد كايه دو سينما، به تروفو می‌گويد چرا از پسر یکی از همكارانش كه دستيار فيلم‌نامه‌نويس بود استفاده نكنند كه خیلی به نقش می‌خورد. پسر به دفتر آورده می‌شود، تروفو او را مقابل دوربين می‌نشاند و در چهرۀ او، حركاتش و داستان سرهم كردن‌هايش خودش را می‌بيند. اما تروفو تعدادی از آن بچه هایی که برای تست آمده بودند را رد نکرد و از همگی در سکانس کلاس درس بازی گرفت.

 آنتوان دیگر ژان پیر نشد

با تولد آنتوان روی پرده همه دوست داشتند تصور كنند كه فرشته‌ها ژان پير را برای تروفو فرستاده‌اند، اما واقعیت آن بود که ژان پير قبل از چهارصدضربه نقش کوچکی در «برج، مواظب باشيد!» بازی كرده بود.

در پانزده سالگی آنتوان يا ژان پير روی دوش منتقدان و سينماگران و مردم در مقابل كاخ فستيوال كن بالا برده می‌شود. او ستارۀ بزرگ فستيوال 1959 است كه وقتی با پدر/برادر/نيمه ديگرش تروفو و ژان كوكتو از پله‌های كاخ پايين می‌آيند، می‌توان در چهره‌اش خواند كه به هم‌کلاسی‌هایش فخر می فروشد. نامه‌‌ای از مدير مدرسه به تروفو در همان سال ثابت كرد كه آنتوان ديگر در مدرسه بندشدنی نيست و آدمی شده خراب‌كار و از خودراضی كه با بچه‌های بزرگ‌تر از خودش از كلاس‌های جیم می زند و سر از سينما درمی‌‌آورد. او را در حالی تصور كنيد كه در سينمایی پاریسی، در ساعتی كه بايد در مدرسه باشد، با صدای بلند حرف می‌زند و توجه تماشاگران را به خود جلب می‌كند تا همه بدانند پسرک روی پرده اين‌جا نشسته است

بچه های تروفو

the 400 blows film

فرانسوا تروفو معتقد است کودکان برخلاف هنر‌پیشه‌های حرفه‌ای با حیله‌های فنی آشنایی ندارند. آن‌ها در این صدد نیستند که جلو دوربین ژست و قیافه بگیرند و نمی‌دانند که نیمرخی بهتر از نیمرخ دیگر دارند و هر کجا که پای احساسات در میان است همیشه‌ هنر‌پیشه‌هایی صادق هستند. عجبا! هر آن‌چه یک کودک روی پرده‌ی سینما انجام می‌دهد چنین می‌نماید که او برای نخستین بار به چنین کاری دست زده است، این دوگانگی مفهوم و این نوسان میان عمل شگفت‌انگیز و ارزش نمادی وسیع آن به فیلم که تغییر شکل چهره‌های جوان را ثبت می‌کند ارزش خاصی می‌بخشد.

طراحی صحنه فیلم چهارصدضربه

فیلم چهارصد ضربه

طراحی صحنه ی خانه‌ای که آنتوان در آن زندگی می کرد با دیوارهای کدر و رنگ و رو رفته و فضاهای بسته و کوچک آشپزخانه و اتاق خواب و دالان های تنگ، بر موضوع «خانه همچون زندان» تأکید می کند. تختخواب آنتوان که با لباس های مندرس و پاره پاره، بر آن می خوابد، جایی نزدیک در است. به طوری که مادر و ناپدری آنتوان برای رفت و آمدهایشان مدام مجبورند از روی آنتوان عبور کنند. از سوی دیگر این نزدیک در بودن تختخواب آنتوان می تواند معنایی کنایی نیز داشته باشد. در طول فیلم بارها می شنویم که مادر و ناپدری آنتوان به انحاء مختلف دوست دارند از شر آنتوان رها شوند. بنابراین دم در بودن تختخواب آنتوان شاید بتواند این دلالت ضمنی را به ذهن متبادر کند که آنها تختخواب آنتوان را جلوی در قرار داده اند، چرا که بود و نبود آنتوان چندان اهمیت ندارد.

فیلمبرداری هانری دکا در چهارصد ضربه

بی شک فیلمبرداری و فضاهایی که هانری دکا فیلمبردار این فیلم خلق کرده ستودنیست. پاریس سیاه و سرد که در هاله ای از گرد و غبار فرو رفته و تصاویر پر کنتراست که آنتوان را از محیط اش جدا و برجسته ساخته و بهتر از آن، لحظاتی که دوربین انگار خودسرانه به آنتوان نزدیک می شود و در شرایط سخت تنها حامی او می شود واقعا ناب و سینمایی ست. از آن نماها که تا مدت ها شیفته اش می شویم. نمونه اش زمانی که آنتوان از ناپدری اش سیلی می خورد.

وقتی معلم از کلاس خارج می شود تا با والدین آنتوان گفت و گو کند، دوربین – به جای آنتوان – معلم را تا در کلاس تعقیب می کند و زمانی که معلم با مدیر و والدین آنتوان حرف می زند، با حرکت سریعی به طرفش می رود و نمای صورت او را در قاب می گیرد. وقتی معلم با انگشت به آنتوان اشاره می کند، دوربین به جای آنتوان است. مادر هنگام ورود به کلاس به دوربین – که به جای آنتوان است – نگاه می کند. در صحنه ای که آنتوان از پدرش سیلی می خورد، دوربین به طرف او می رود و نمای درشت صورتش را که پریشان و مضطرب است، در خود می گیرد؛ مثل اینکه بخواهد او را دلداری بدهد و در آغوش بگیرد.

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 1

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه