سینما یک وسیله ی ارتباط بین فیلمساز و بیننده است. هنری که دو جهان موازی را باهم ترکیب می کند. عده ای سینما را به دلیل تأثیر قابل توجهی که دارد، نوعی دین می دانند. سینما شکلی از داستان سرایی منحصر به فرد است که فراتر از زبان است. فردی که عاشق سینما و مشتقات آن است، غرق در ملودی هنرهای روایی سمعی و بصری می شود. سینما و پیدایش آن مستقیماً بر زندگی انسان تأثیر می گذارد.
فیلمها فقط منبع سرگرمی نیستند، بلکه تأثیر قابلتوجهی بر جامعه دارند. ژانرهای مختلف فیلم می توانند انگیزه های متنوعی وارد ذهن انسان ها کنند. گاهی اوقات، فیلم ها تنها راه موجود برای فرار از کشمکش های روزمره زندگی ما هستند.
تاریخ سینما در سال 1888 آغاز شد، زمانی که لوئیس لو پرنس اولین فیلم سینمایی را به نام «چشمانداز باغ روندهی » خلق کرد. با این حال، اولین فیلمی که نمایش داده شد، «کارگران در حال خروج از کارخانه لومیر» (1895) بود که توسط برادران لومیر ساخته شد. نکته جالب در مورد فیلم های اولیه این است که آنها در سرزمین اروپا فیلمبرداری شده اند. به زودی سینما به یک رسانه سرگرمی محبوب در میان مردم تبدیل شد و برای شکل دادن به بیان هنر تکامل یافت. به دنبال توسعه سینمای اروپا، صنعت فیلم آمریکا ظهور کرد. در این مقاله یلووال مدیا به سراغ دومین تفاوت سینمای اروپا و آمریکا رفته ایم، یعنی شیوه ی روایت داستان. با ما همراه باشید.

سینمای اروپا در مقابل هالیوود
دو والد سینما، صنعت سینمای اروپا و آمریکا از بسیاری جهات با یکدیگر متفاوت هستند. سینمای اروپا در درجه اول شامل فرانسه، آلمان و ایتالیا بود در حالی که هالیوود مختص سینمای ایالات متحده است. سینمای اروپا در درجه اول بودجه کم و ماهیت هنری دارد. فیلمهای فرانسوی، آلمانی و ایتالیایی عموماً زیر نور طبیعی با تصویری واضح از زندگی اروپایی فیلمبرداری میشوند.
جنبشهای سینمایی برجستهای که در سرزمین اروپا پدیدار شدند، مانند امپرسیونیستهای فرانسوی، اکسپرسیونیسم آلمانی، مونتاژ شوروی و نئورئالیسم ایتالیا، مسیر سینما و روشی را که میتوان از آن برای تأثیرگذاری بر تودهها استفاده کرد، تغییر داد .
هالیوود زادگاه مجموعههای مجلل و ژانرهای مختلف فیلم مانند کمدی، درام، ترسناک، هیجانانگیز، گانگستری و غیره شد و شرکتهای بزرگ تولید را با تجهیزاتی برای ایجاد فضایی کاملا ساختگی برای فیلمها معرفی کرد. در عصر حاضر، هالیوود به یک صنعت بین المللی تبدیل شده است که محصولات آن به چندین زبان دوبله و دیده می شود.

داستان سرایی در سینمای اروپا در مقابل هالیوود
داستان سرایی سینمایی به عوامل مختلفی از جمله روایت، خدمات فیلمبرداری و نورپردازی، تدوین و … بستگی دارد. هر دو سینمای هالیوود و اروپا آداب و رسوم و عناصر مختلف داستان گویی خاصی در فیلم های خود دارند. سینمای اروپا روند کندی در داستان سرایی دارد. فیلم های اروپایی تمایل دارند داستان را طوری بسازند که فضایی برای تصور بینندگان باقی بگذارند. فرمول ساده و در عین حال هنری سینمای اروپا حول محور خلق قهرمانان و تبهکاران به طور غریزی می چرخد. فضای سینمایی سینمای اروپا بیشتر شامل ترکیب صحنه های دنیای واقعی و مجموعه های هنری است.
هنگام تماشای یک فیلم اروپایی، مشخص نیست که چه کسی باید به عنوان یک قهرمان و چه کسی یک شرور ظاهر شود. یک فیلم اروپایی با هر بودجه ای شامل کنایه ها و استعاره های پنهانی است که پس از پایان فیلم به ذهن متبادر می شود. سینمای اروپا به ندرت می تواند پرده رمز و راز و هیجان را از بین ببرد. این فرمول روند داستان سرایی یک فیلم اروپایی را کند می کند.

تقابل قهرمان های داستان
هالیوود شاهکارهای کلاسیک را با داستان سرایی درخشان از طریق عناصر فیلمسازی تولید کرده است. سبک هالیوود با تصویری واضح از قهرمان و شخصیت شرور مشخص می شود. داستان سرایی اغلب زنده و تهاجمی است. فیلم های کلاسیک هالیوود عبارتند از: فیلم پدرخوانده (1972)، کازابلانکا (1942)، جادوگر شهر اوز (1939)، شاینینگ (1980)، راننده تاکسی (1976) و بسیاری دیگر. فیلمسازی هالیوود بعد از دهه 80 به سمت تکمیل ژانر اکشن رفت و شاهکارهای قابل توجهی خلق شد. دهه فیلمسازانی چون مارتین اسکورسیزی، استنلی کوبریک، وودی آلن و استیون اسپیلبرگ بود که مسیر سبک فیلمسازی هالیوود را تغییر دادند. این فیلمسازان یک ژانر اختصاصی را با برنامه ریزی و اجرای عظیم بهبود بخشیدند.
زمانی که دوران کلاسیک هالیوود یا هالیوود قدیم در حال تکامل بود، انقلاب های فیلم اروپایی در حال وقوع بود. جنبش های سینمایی در اروپا، داستان سرایی اروپایی را تعریف و تغییر می داد. در اروپای پس از جنگ، فیلمسازان مستقل شروع به کنکاش در هنر سینما کردند و فیلم هایی مانند سمفونی دهم (1918) و اتهام (1919) را ساختند که دارای فضایی واقع گرایانه و روانشناسانه است.
فیلمهایی مانند دزد دوچرخه (1948)، اومبرتو د (1952)، و کفشها (1946)، محصولات کلاسیک نئورئالیسم بودند که در آن داستانسرایی شامل پیامدهای جنگ جهانی دوم در خاک فرانسه بود. این فیلم ها به وضوح وضعیت بیکاری، فقر، گرسنگی، جنایات و پیامدهای آن را در فرانسه و ایتالیا نشان می دادند. این فیلمها در خیابانهای اروپا فیلمبرداری شدهاند و حقیقت محیط را به تصویر میکشند.
کابینه دکتر کالیگری (1920)، از صبح تا نیمه شب (1920)، و متروپلیس (1927) نمونه های عالی داستان سرایی تاریک به عنوان محصول اکسپرسیونیسم آلمانی هستند. این جنبش سینمایی پس از جنگ جهانی اول شکل گرفت و از تاریکی، وحشت و سایه به عنوان عناصر مهم داستان سرایی استفاده کرد.

تاثیر فیلم های اروپایی بر هالیوود
فیلمسازان هالیوود مانند مارتین اسکورسیزی، دیوید لینچ، استیون اسپیلبرگ، کوئنتین تارانتینو از جمله خوره های فیلمی هستند که به شدت تحت تاثیر سبک فیلمسازی و داستان گویی اروپایی بوده اند. پدر خوانده (1972)، کلاسیک جاودانه هالیوود، فیلمی است که از روکو و برادرانش (1960) و دنباله رو (1970) الهام گرفته است. سرگیجه آلفرد هیچکاک (1958) الهامبخش اصلی داستان دیوید لینچ، جاده مالهالند (2001) بود. برخی دیگر از فیلمهای هالیوودی که از هیچکاک الهام گرفتهاند عبارتند از 12 میمون (1995)، غریزه اولیه (1992)، و وسواس (2019) . فیلم اخیر تارانتینو روزی روزگاری در هالیوود (2019) از سرجیو لئونه فیلمساز و فیلمنامه نویس بزرگ ایتالیایی وام گرفته شده است. فیلمسازان موج نو فرانسوی مانند ژان لوک گدار الهام بخش بسیاری از فیلم های تارانتینو بوده اند.
در عصر هالیوود جدید، درها به روی بسیاری از فیلمسازان مستقل باز بود که فیلم های جسورانه ای برای جذب مخاطب می ساختند. در این زمان بود که هالیوود شروع به وام گرفتن از سینمای هنری خارجی کرد. هالیوود جدید جای خود را به فیلمسازان و فیلمنامه نویسان با استعدادی داد که به آنها این آزادی داده شد که فیلم هایی تولید کنند که مخاطبان جوان را به خود جذب کند. فیلم هایی مانند بانی و کلاید (1967)، ایزی رایدر (1969)، و گاوچران نیمه شب (1969) برخی از آثار کلاسیک برجسته هالیوود جدید هستند. تفاوت عمده سینمای اروپا با هالیوود در سرمایه خرج شده و به دست آمده است. هالیوود مبلغ هنگفتی را برای رشد این هنر صرف می کند و تقریباً 700 فیلم در سال منتشر می کند.
سینمای اروپا به خاطر داستان سرایی ساده، هنرمندانه، کنایه آمیز و استعاری اش که هزینه های مالی کمتری مصرف می کند، شناخته شده است. بنابراین رقابت فیلمنامه نویسان در هالیوود در مقایسه با صنعت فیلم اروپا بسیار بیشتر است. کارگردان های فیلمهای پرهزینه هالیوود دوست دارند بهترین و با تجربهترین نویسندگان را داشته باشند، در حالی که فیلمهای هنری کمهزینه اروپا مانع خلاقیت نمیشوند و مکان خوبی برای فیلمسازان مستقل هستند.
سخن آخر
سینمای هالیوود و اروپا هر دو از نظر داستان گویی با یکدیگر تفاوت های فاحشی دارند. ما شاهد هستیم که هالیوود هر روز در حال تغییر و تکامل است. فیلمهای اروپایی نیز تکامل یافتهاند، اما هرگز اجازه ندادند ایده داستانگویی ساده و هنرمندانه از صنعت خارج شود.
منبع: Miracalize
اشتراک گذاری

