عباس کیارستمی در ستایش فدریکو فلینی می گوید: در «جاده» که محبوبترین فیلم من است، فلینی در ذهن من به مرتبهای بسیار والا و دستنیافتنی رسید. این فیلم فراتر از نئورئالیسمی بود که در آن ریشه داشت. فلینی با جاده غزلی سرود که حماسه رنجها و شادیهای شیرینی را برای همیشه جاودانه ساخت. در این نوشتار یلووال مدیا نگاهی داریم به کارگردانی فدریکو فلینی به ساخت این جاده پر شکوه.

داستان جاده
آغازگر شهرت فلینی فیلم جاده بود. این فیلم در جامعه ایتالیا سر و صدای زیادی ایجاد کرد و نهایتا ارمغان آور اولین اسکار برای فلینی شد. فیلمی شاعرانه درباره رابطه یک دختر جوان با قیافه دلقک ماب و بسیار ساده به نام جلسومینا با بازی جولیتا ماسینا، و یک غول بیشاخ و دم، پهلوان دورهگرد، به نام زامپانو با بازی آنتونی کویین که سرانجام با مرگ دخترک و گریستن زامپانو در مرگ او پایان میپذیرد.
فیلم جاده یکی از مهمترین ساختههای فدریکو فلینی و چه بسا یکی از مهمترین فیلم های سینمای جهان است که توانست مسیر سینمای ایتالیا را به طور کلی تغییر دهد. فیلمی که در گذار از دوره نئورئالیسم به عصر جدید خود بسیار اثرگذار عمل کرد.

از نئورئالیسم تا سبک فلینی
فلینی را به خاطر نوشتن فیلمنامه رم شهر بی دفاع اثر روبرتو روسلینی یکی از بنیانگذاران نئورئالیسم ایتالیا می دانند اما او بعدا به راه خود رفت و از این مکتب به سبک خاص خودش، به طوری که امضایش را به وضوح بتوان دید، فیلم ساخت. به همین خاطر است که نه می توان سبک فلینی را نئورئالیسم دانست نه کاملا سورئال و نه رمانتیک و کلاسیک تصور کرد. سبک او یک تعریف دارد؛ سبک فلینی.

سبک فلینی در جاده
جاده نیز به عنوان آثار اولیه او بیشتر تحت تاثیر مکتب نئورئالیسم است ولی رنگ و لعاب آن از مکتب دورمیشود و به همین دلیل این فیلم را فیلمی مهم در گذار و پیشرفت سینمای ایتالیا میدانند. چیزی که در جاده مشهود است و در واقع آغاز راه فلینی محسوب می شود این است که عبور و سلوک در سینمای او به سرعت انجام نمیشود و فلینی اندک اندک راه خویش را میپیماید. نئورئالیسم با ولگردها، روشناییهای واریته و شیخ سفید ادامه حیات مییابد و به جاده میرسد. جاده اما، مسیر انحراف است. جاده، جادهایست از مکتب سینمای کمهزینه ایتالیا به کاریکاتورهای سینمایی او. در واقع جاده نقطه عطف است از دو نظر: پل ارتباط رئالیسم و فانتزی سینمای فلینی، پل ارتباط فلینی از ایتالیا به همه دنیا.

از عبور رویاهای فلینی
رویاها و خاطرات فلینی به بهترین شکل ممکن به واسطه تخیل بی نظیر او در آثارش تجلی یافته است؛ جاده شاید مانند شهر زنان یا هشت و نیم فانتزی نباشد اما قطعا در زمینه احساسی از تمام فیلم های دیگر او جلوتر است. کمتر فیلمی در تاریخ سینما در عین سادگی چنین پر رمز و راز و دست نیافتنی بوده است. ظاهر نئورآلیستی اثر، دلمشغولیهای اساسی فلینی در زمینه کیفیتهای سوررآلیستی، رویائی را پنهان نمیکند.
موتیف های تکرار شونده
فدریکو در هفت سالگی از مدرسه فرار می کند و به یک گروه سیرک می پیوندد و پس از چند روز به والدینش بازگردانده می شود، بعدها تاثیر این فرار به سیرک در سینمای او نمود پیدا کرد چنان که دلقک و سیرک، از موتیفهای مورد علاقه او محسوب می شوند. فلینی دراین باره می گوید: به نظر من هنر دلقک بودن در نزد بازیگر، گران بهاترین قابلیت او و نشان دعوتی پرشکوه به هنر نمایشی است.
از سمتی دیگر تمام فیلم های فلینی ریشه در کودکی او دارند در واقع سینمای او برگرفته از علایق و نوستالژی های کودکی اوست؛ بنابراین آثار او را می توان ترکیبی از سورئالیسم و خیال به همراه نوستالژی های کودکی فلینی دانست؛ مثلا تکرار صحنه های نمایش سیرک یا کارنوال ها در فیلم جاده این موضوع را تایید می کند.
در ستایش سبکسری
در بیشتر فیلم های فلینی با کاراکترهایی آشنا می شویم که نوعی از بی خیالی در شخصیت شان موجب همذات پنداری در مخاطب ایجاد می کند. شخصیت هایی که مشخص است مورد علاقه فدریکو فلینی است، کاراکترهایی که نوعی از شیدایی و سبکسری آمیخته با آزادگی در آنان احساس می شود؛ خصوصا کاراکترهایی را که جولیتا ماسینا آن را بازی کرده است. این سبکسری های کاراکترها فیلم های فلینی را به نوعی از طنز و کمدی نزدیک می کند که بر مبنای کمدی موقعیت نیست؛ بلکه بر اساس شخصیت ها شکل می گیرد. این شخصیت ها معمولا افرادی هستند که از سمت جامعه خرد یا طرد شده اند
درون جاده ی فلینی
جاده یک شعر بلند تصویری در ستایش و زوال معصومیت است. فلینی در کارگردانی این فیلم از نابودی عشق، احساسات و هر صفت خوب دیگر و نرسیدن بشر به رستگاری حرف می زند؛ درنتیجه رویکرد فلینی در این فیلم سیاه است و با هیچ نگاه دیگری نمی توان عکس آن را ثابت کرد. از این رو فیلم جاده داستانی تراژیک از احساسات، تناقض ها و رنج های آدمی است که در حسرت گذشته و فرصتهای از دسته رفته زندگی اش پایان میابد. فلینی توانسته به زیبایی هر چه تمام تر تقابل خیر و شر را در این فیلم به نمایش درآورد.
شاید هنوز پس از گذشت هفتاد سال از ساخت فیلم جاده، فیلم دیگری با این قدرت در بیان احساسات ساخته نشده باشد. بله جاده فیلمی جاودانه است.
اشتراک گذاری

