هرآنچه که نیاز است راجع به اثر کولشوف بدانید

هرآنچه که نیاز است راجع به اثر کولشوف بدانید
زمان مطالعه: 5 دقیقه
5
(1)

فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی بی نظیر هستند، زیرا می‌توانند ما را به دنیایی پر از شگفتی ببرند. اما در ساختن این فیلم های پر از هیجان و وقایع شگفت انگیز، تدوین نقش بسیار مهمی دارد. امروز می‌خواهیم به بررسی «اثر کولشوف» بپردازیم و ببینیم که چگونه یکی از بزرگ‌ترین کارگردانان تاریخ سینما، استیون اسپیلبرگ، با ایجاد تغییراتی در این تکنیک تدوین، سبک شخصی خود را به آن اضافه کرده است.

در قرن گذشته، دوربین‌ها و جلوه‌های ویژه آن‌قدر پیشرفت کرده‌اند که حتی می‌توانند بلندپروازانه‌ترین ایده‌ها را مانند واقعیت جلوه دهند. با این حال، هیچ فناوری‌ای نمی‌تواند جایگزین فیلم‌سازی استادانه شود. در این مقاله یلووال مدیا، می خواهیم با روشی آشنا شویم که استیون اسپیلبرگ بهتر از هر کارگردان دیگری آن را انجام می‌دهد. او باعث می‌شود مخاطبانش واقعا احساسات را تجربه کنند. برای یادگرفتن نکات مربوط به این تدوین خلاقانه، با ما همراه باشید.

اثر کولشوف چیست؟

لو کولشوف

پیش از آن‌که درباره‌ی نحوه‌ی استفاده‌ی فیلم‌سازان از این تکنیک یا چگونگی تغییر آن صحبت کنیم، بیایید آن را تعریف کنیم. اثر کولشوف یک تکنیک تدوین فیلم است که توسط فیلم‌ساز اهل شوروی، لو کولشوف، ابداع شد. این روش، یک پدیده‌ی ذهنی است که در آن مخاطب معنای بیشتری از تعامل دو نما که پشت سر هم قرار می‌گیرند، استخراج می‌کند تا از یک نمای منفرد.

در دهه‌ی ۱۹۱۰، فیلم‌ ها به عنوان یک اثر هنری در حال ظهور بودند. بنابراین، فیلم‌سازان نوآور شروع به انجام آزمایش روی آن‌ها کردند. یکی از این فیلم‌سازان، لو کولشوف، نظریه‌پرداز فیلم اهل شوروی، آزمایشی در زمینه‌ی تدوین طراحی کرد که پایه‌ی برخی تکنیک‌های مهم تدوین امروزی را تشکیل می‌دهد.

نمونه‌های مدرن در فیلم و تلویزیون

بدیهی است که فیلم‌سازان مدرن امروزه به طور مداوم از اثر کولشوف استفاده می‌کنند. به عنوان مثال، کریستوفر نولان در فیلم «شوالیه تاریکی برمی‌خیزد»، در سکانسی که کت وومن شاهد ضرب و شتم وحشتناک بتمن توسط بِین است، از این متد برای نشان دادن پشیمانی او استفاده می‌کند. اثر کولشوف اساسا واکنش‌هایی را پوشش می‌دهد که در مقابل چیزی که به آن واکنش نشان می‌دهند، قرار می‌گیرند.

نمای واکنش چیست؟

جاناتان دمی در فیلم «سکوت بره‌ها»

نمای واکنش، نمای برشی از پاسخ یک فرد به یک رویداد یا یک دیالوگ توسط فرد دیگری است.  تکنیک تدوین کولشوف آن‌قدر فراگیر است که جاناتان دمی در فیلم «سکوت بره‌ها» آن را به طنز کشید و یکی از بزرگ‌ترین فریب‌های تدوین در تاریخ سینما را خلق کرد. دمی تکنیک استادانه‌ای در کنترل مخاطب به نمایش گذاشت تا آن‌ها را وادار به باور یک ایده‌ی خاص کند، در حالی که در نهایت زیر پایشان را خالی کرد. اما بزرگ‌ترین دستکاری‌کننده‌ی تصورات مخاطب در طول تاریخ سینما کیست؟

نماهای واکنش استیون اسپیلبرگ 

بیایید همین حالا این موضوع را روشن کنیم. استیون اسپیلبرگ یک افسانه‌ی زنده است.  از نظر کارگردانی، او واقعا همه‌چیز را انجام داده است! اسپیلبرگ آن‌قدر بزرگ است که یک سبک کامل از نمای واکنش را به نام او نام‌گذاری شده است.  «چهره‌ی اسپیلبرگ» یکی از عناصر اصلی سینماتوگرافی اسپیلبرگ و تم‌ فیلم‌های اوست. چهره‌ی اسپیلبرگ معمولا یک نمای نزدیک از واکنش شخصیت به چیزی شگفت‌انگیز است که در مقابل اوست. این تکنیک امضای استیون اسپیلبرگ است. اما وقتی نوبت به تدوین این نماهای واکنش می‌رسد، اسپیلبرگ کاری متفاوت با تقریبا هر کارگردان دیگری انجام می‌دهد.

زیر پا گذاشتن اثر کولشوف

ایندیانا جونز و مهاجمان صندوق گمشده

همان‌طور که قبلا گفتیم، بیشتر فیلم‌سازان از اثر کولشوف برای نشان دادن واکنش‌های واقعی استفاده می‌کنند. آن‌ها می‌خواهند ما بفهمیم شخصیت‌شان چه احساسی دارد. اما این برای استیون اسپیلبرگ کافی نیست.  اسپیلبرگ نمی‌خواهد ما فقط بفهمیم شخصیت چه احساسی دارد. او می‌داند که پس از یک قرن تماشای فیلم، مخاطب این را درک می‌کند. او می‌خواهد ما ببینیم شخصیت چه فکری می‌کند.

به عنوان مثال در فیلم «ایندیانا جونز و مهاجمان صندوق گمشده»، اسپیلبرگ ما را فریب می‌دهد تا فکر کنیم آنچه جونز می‌بیند را می‌بینیم. اما این‌طور نیست. اسپیلبرگ به دلایلی بسیار خاص، ما را از دیدن نقطه‌نظر شخصیت محروم می‌کند.وقتی ماریون ربوده می‌شود، ایندیانا جونز به شدت به دنبال پیدا کردن اوست. همان‌طور که او به جست‌وجو می‌پردازد، ما یک نما را می‌بینیم و بلافاصله فکر می‌کنیم که این نقطه‌نظر ایندیانا است. ما می‌بینیم که او مستقیم به پایین راهرو نگاه نمی‌کند. وقتی او فریاد ماریون را می‌شنود، جونز به سمت جایی که فکر می‌کند او هست می‌دود. در واقع، مخاطب می‌تواند ببیند که او چه فکری می‌کند.

با پیشرفت صحنه، ما جونز را دنبال می‌کنیم اما هرگز چیزی که او فکر می کند را نمی‌بینیم. در یک نما، به نظر می‌رسد که ممکن است نگاهی به آنچه او می‌بیند بیندازیم، اما خبری نیست. در عوض، می‌بینیم که او به سمت بازار می‌دود در حالی که هنوز هیچ ایده‌ای ندارد که ماریون کجاست. این ناامیدی، ناامیدی ایندیانا را منعکس می‌کند که در تلاش برای پیدا کردن ماریون است، و اسپیلبرگ کار خود را انجام داده است. و این فقط مربوط به ایندیانا جونز نیست.

چه کسی آماده‌ی دایناسورها است؟ 

پارک ژوراسیک

سخت است که درباره‌ی استیون اسپیلبرگ بنویسیم و به «پارک ژوراسیک» نپردازیم. بیایید یکی از معروف‌ترین صحنه‌های این فیلم را تحلیل کنیم.

ما با یک حرکت آهسته‌ی دوربین به سمت جیپ شروع می‌کنیم و به نمای نزدیک «چهره‌ی اسپیلبرگ» که می‌شناسیم و دوست داریم می‌رسیم. اما یک «چهره‌ی اسپیلبرگ» کافی نیست. بنابراین، دوربین  بالا می رود و اجازه می‌دهد سام نیل با لورا درن به دومین «چهره‌ی اسپیلبرگ» قدم بگذارد. آن‌ها آنجا هستند تا اندازه‌ی دایناسورها را نشان دهند و به ما این احساس را بدهند که کنار جیپ ایستاده‌ایم تا به آن‌ها فرصت لذت بردن از این لحظه را بدهیم. ما نیز از دیدن این موجودات شگفت‌زده هستیم.

به جای تکیه بر برش‌های متناوب از چهره به شیء و بازگشت به چهره به روش کولشوف، او بر واکنش انسانی تمرکز کرده است، سپس شیء را نشان می‌دهد. اما همیشه به عنصر انسانی بازمی‌گردد تا تاثیر را کامل کند.

سخن آخر

اثر کولشوف، به عنوان یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم در سینما، نشان‌دهنده‌ی قدرت تداعی‌های ذهنی در شکل‌گیری معناست. این پدیده نه تنها درک ما از تصاویر متحرک را دگرگون کرده، بلکه درک عمیق‌تری از نحوه‌ی تفسیر انسان از جهان پیرامونش ارائه می‌دهد. اثر کولشوف به ما یادآوری می‌کند که معنا همواره در تعامل بین تصویر و ذهن بیننده خلق می‌شود و این تعامل، پایه‌ای اساسی برای هنر سینما و رسانه‌های بصری است. با توجه به این مفهوم، می‌توان دریافت که قدرت روایت‌های بصری فراتر از آن چیزی است که در نگاه اول به نظر می‌رسد و این بینش، همچنان الهام‌بخش فیلمسازان، هنرمندان و محققان در سراسر جهان است.

منبع: وبسایت studiobinder

 

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 1

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه