دنباله معنوی موریسا مالتز برای کشور ناشناخته
در حالی که بعد از مراسم اسکار 2024، سر و صدای زیادی در مورد بازیگر نقش اول زن «قاتلان ماه گل» به گوش میرسید، سال گذشته یکی دیگر از فیلم هایی که لیلی گلدستون در آن حضور داشت اکران شد که بیسروصدا تماشاگران را مجذوب خود کرد. فیلم جاده ای و هیپنوتیزم کننده موریسا مالتز به نام «کشور ناشناخته» ، روایتی بدیع که با حساسیت ادراکی یک مستندساز ساخته شد. کسانی که برای این فیلم متواضع مالتز وقت گذاشتند، با یاسمین شانگرو، دخترخوانده واقعی مالتز آشنا شدند. اکنون، این بازیگر نوجوان به هنوان نقش اول فیلم جدید مالتز، با نقش جازی، تحسین منتقدان را برانگیخته است.
به همین بهانه، در این مقاله یلووال مدیا نگاهی داشته ایم به فیلم جدید موریسا مالتز. با ما همراه باشید.
داستان جازی چیست؟

جازی فضای بین کودکی و بزرگسالی را به تصویر می کشد. هنگامی که بهترین دوست دوران کودکی جازی از آنجا دور می شود و او هم احساس از دست دادن و هم اولین استقلالش را تجربه می کند. موریسا مالتز پرتره ای تکان دهنده از رابطه دوستی در دوران کودکی را از نگاه جازی ترسیم می کند. این فیلم که از سنین 6 تا 12 سالگی دختر بچه ها را در بر می گیرد، زندگی جازی و بهترین دوستش سیریه را دنبال می کند.
وقتی جازی میفهمد که سیریه در حال دور شدن است، با ناراحتیهای بزرگ شدن و واقعیتهای دنیای بزرگسالان روبرو میشود. همکاری مالتز با لینی برکیلر به عنوان نویسنده، منجر به یک درام پرطنین عاطفی در دوران بلوغ شده است که عمیقا مخاطب را در زندگی این دو دختر جوان غرق می کند.
مقایسه جازی و کشور ناشناخته
در نگاه اول، جازی ممکن است به نظر برسد جلا و ساختار سنتی تری نسبت به کشور ناشناخته برسد. اما این دو فیلم در ریتم آرام و روحنواز خود، شخصیتی مغرور و سرسخت را به نمایش می گذراند. مانند کشور ناشناخته، جازی فیلمی است که در آن همه چیز در زیر سطح اتفاق می افتد بدون اینکه اتفاق خاصی در نمای ببیرونی رخ دهد. مالتز فقط با حوصله شخصیت های فیلم و محیط داکوتای جنوبی را به تصویر می کشد و بینندگان را به آرامی در ریتم های دخترانه جازی غرق می کند.
فیلم-مستندهای اخیر مانند « Girls State»، «Cusp» و «Four Daughters» ثابت کردند که سطوح عمیق تر زندگی دختران نوجوان همیشه یکی از جذاب ترین موضوعات سینمای غیرداستانی خواهد بود، جازی با اطمینان این ادعا را ثابت می کند، با اینکه خود یک فیلم مستند نیست. با این حال، این فیلم با لایههای مختلف واقعی از تجربیات مبتنی بر زندگی واقعی همراه است. در حالی که جازی و سیریه فراز و نشیب های نوجوانی را تجربه می کنند، دوره ای که هر دوستی هیجان انگیز است، هر روز به طرز غیرممکنی طولانی است و هر مکالمه حاوی دوز شگفت انگیزی از خرد است.
حضور پسرها در فیلم
در این میان، پسرها هم به شکلی طنز آمیزتر در مدار فیلم قرار دارند. از این رو، نمیتوان وقتی مالتز، شاید بهطور تصادفی، نشان میدهد که دختران معمولا چقدر سریعتر از پسران بالغ میشوند، اندکی نخندید. وقتی پسرها در مورد بستنی با هم بحث میکنند (برای یکی از آنها، دختری که بستنی دوست ندارد کنسل است)، جازی و سیریه نظرات انتقادی را در مورد علاقهی افراطی بزرگترها به ماشین به زبان میآورند :«داشتن یک ماشین رویایی احمقانه است. فقط یک ماشین بگیرید و رانندگی کنید.»
پایان یک دوستی

با این حال، مالتز نمی خواهد یک ادعای فلسفی بزرگی درباره مراحل رشد دختران داشته باشد. در کل، جازی و سیریه فقط دو بچه هستند که حیوانات عروسکی خود را دوست دارند و در مورد بزرگ شدن دچار دوگانگی هستند، زیرا می دانند که کودکی و معصومیت آنها را از مسئولیت های بزرگسالی در امان می دارد و باید تا پایان این دوره از آن لذت ببرند. اما این بدان معنا نیست که زندگی آنها عاری از درام است (البته، زندگی دختران نوجوان اغلب چیزی جز درام نیست).
به عنوان مثال، بخش قابل توجهی داستان از جازی حول درگیری بین دو دوست می چرخد، زمانی که سیریه تصمیم می گیرد به دردناک ترین شکل ممکن در پایان یک دوستی، جازی را نادیده بگیرد. حتی دردناک تر از چیزی که در «بانشیهای اینشیرین» دیدهایم. در ابتدا رفتار سیریه غیرقابل توضیح و پوچ به نظر می رسد. اما هنگامی که دلیل پشت آن آشکار می شود، ممکن است مخاطب احساس کند که چیزی عمیق در درون آنها اتفاق می افتد. بچه ها یا بزرگسالان هر دو به روش های مرموز خود را از درد محافظت می کنند.
سخن آخر
اما مطمئن باشید، «جازی» در نهایت داستان جدایی نیست. بلکه داستانی از یک دوستی ظریف و در عین حال ناگسستنی است که از طریق روابط خانوادگی پیچیده و زبان مشترک نوجوانی شکل می گیرد که برای هر فرهنگ و زبانی صدق می کند و ترجمه می شود. وقتی گلادستون وارد فیلم میشود، زیبایی دلگرم کننده فیلم کامل می شود و در صحنهای که با ظرافت فیلم را به «کشور ناشناخته» پیوند میزند، به جازی آسیبپذیر گوش میدهد. ممکن است جهان سینمایی توسط اسپینآفها و دنبالهها تسخیر شده باشد، اما یک فیلمساز عاقل هر چند وقت یکبار به درستی جای خود را در این میان پیدا می کند.
منبع: وبسایت variety
اشتراک گذاری

