از آواتار 1 که با امتیاز 7.8 در دومین جایگاه پرفروش ترین فیلم تاریخ سینما میدرخشد پیداست که زمزمه های اکران و حتی ساخت آواتار 2 علاقه مندان به این فیلم را به وجد می آورد. این فیلم در سال 2009 که سینما جهان آنچنان فیلم های شاهکاری برای عرضه کردن نداشت، اکران شد.
پس از مدت چند ماه تبدیل به پرفروش ترین فیلم تاریخ سینما شد تا اینکه دنیای مارول (avengers: endgame) این عنوان را از او گرفت. کارگردانی ماهرانه این فیلم بر عهده جیمز کامرون بود. کامرون کارگردانی را چیزی جدای از زندگیش نمیداند. کابوس ها و رویاهایی که در زندگی میبیند را به فیلم تبدیل کرده و یکی از همین رویاها که به واقعیت پیوست، آواتار را شکل داد. رنگ ابی و آن موجودات دست اولی که ما دیدیم تماما زاییده ذهن رویا پرداز و خلاق کامرون بود بی هیچ سانسور و دستکاری! اما آواتار ۱۰ سال جلوتر از زمانه خود بود. در این مقاله از یلووال مدیا به بهانه اکران دومین قسمت از مجموعه فیلم های آواتار به بررسی کارگردانی و حواشی اطراف این فیلم خواهیم پرداخت.
![]()
خالق یک زبان جدید
دور از ذهن نیست که کارگردانی با دقت کامرون به کمتر از خلق یک زبان جدید راضی نشود. پروفسور فرومر حدود ۶ سال قبل از انجام ریزه کاری های نهایی فیلم، از طرف گروه کارگردانی آواتار دعوت به نوشتن یک زبان جدید با کلماتی آسان برای تلفظ و در عین حال، بیگانه با زبان انسان ها دریافت کرد. و برای یک زبان شناس چه چالش و پروژه ای بهتر از نوشتن یک زبان جدید! ٤ سال پس از شروع اين همكاری، تنها ٣٠ كلمه از اين زبان نوشته شده بود و تا امروز كه تقريبا دو دهه از شروع كار ميگذرد، اين زبان ١٠٠٠ كلمه نهايی و قطعی دارد.
جالبی ماجرا اينجاست كه اين زبان دستور انحصاری خودش را دارد، شايد آنچنان طيف گسترده اي از كلمات را در بر نگيرد اما زبانی كه هم رنگ و بوی ژاپنی دارد و هم چاشنی آلمانی، تلاش بسياری را متحمل شده تا به اينجا برسد. تلفظ پروفسور فرومر به كنار، حالا ٧ كاراكتر اصلی داريم كه بايد به راحتی به اين زبان حرف بزنند و حتی گاهي در بعضي صحنه ها بداهه پردازی كنند! كم كم دارد روشن ميشود كه چرا ساخت و اجرای اين پروژه از سال ١٩٩٩ تا ٢٠٠٩ طول كشيده است.
![]()
آواتار ده سال جلوتر از زمانه خود
درست پس از ساخت تایتانیک کامرون تصمیم به ساخت فیلم جدیدش را میگیرد و برآورد هزینه ای میکند. در سال ۱۹۹۹، هزینه مورد نیاز برای ساخت این فیلم حدود چهارصد میلیون دلار برآورد شده بود، این در حالیست که بودجه ساخت تایتانیک که فیلم بسیار پرهزینه ای بود نصف این مقدار بود همچنین سیستم پردازش و جلوه های ویژه آنقدری که باید تکامل یافته نبود! و به علت هزینه بالا قطعا هیچ استودیویی چنین درخواستی را نمیپذیرفت و این فیلم به هر صورت امکان ساخت نشد. پس کامرون خواسته و ناخواسته باید دست نگه میداشت.
حالا فرض كنيد بازيگر فيلم آواتار هستید و قرار است برای بازی گريم شويد و سرصحنه برويد. اين را در نظر داشته باشيد كه اين فيلم تماما سه بعدی فيلمبرداری شده است، پس شما بايد تمام مدت بازی يک دوربين را روی پيشانيتان زير گريم پنهان كنيد. چون قرار است از زاويه ديد شما نيز فيلمبرداری صورت گيرد. و یک لباس که روی آن پر از سنسور های حرکتیست احتمالا کلافه تان میکند. حالا سر صحنه ايد و بايد بدانيد كه همزمان ٧٠ تا ٩٠ لنز دوربين چشم در چشم شما هستند! پس ميتوان گفت بودجه دويست ميليون دلاری و نبود فناوری و تجهيزات مورد نياز برای چنين پروژه ای اصلا جای تعجب ندارد.
![]()
مت دیمون و جک جینهال را کنار بگذارید
زمانی که گروه کارگردانی تشخیص میدهند که حالا زمان انتخاب بازیگر فرا رسیده است، برای نقش اول مرد (شخصیت جیک سالی یا تامی) گزینه های خودشان را پیش روی کامرون میگذارند. مت دیمون که سال 1997با بازی در فیلم ویل هانتینگ نابغه سر زبان ها افتاد اولین گزینه گروه کارگردانی شد و پیشنهاد دوم جیک جینهال بود که با چند بازی از آسمان اکتبر (1999) گرفته تا زودیاک (2007) بازی درخشان و ظاهر محبوبتری از خود ارائه داده بود.
اعتقاد کامرون بر این بود که هر چه بازیگر نقش اول ناشناس تر باشد، توجه مخاطب بیشتر به سمت داستان و خود فیلم جلب میشود. با این حال باقی گروه به فکر تبلیغات و یک بازی آبرومندانه بودند. هر دو گزینه پیشنهادی گروه، دستمزد های کلان را رد میکنند و بخت با کامرون یار میشود.
زمانی که با سم ورثینگتون تماس میگیرند بنا به خواسته کامرون نه فیلمنامه ای به او ارائه میدهند و نه نام کارگردان را به او میگویند. ورثینگتون که گمان میکرد این تجربه هم مثل قبل ممکن است آنچنان خوب نباشد، پس از چندبار رد کردن درخواستشان با اکراه سر صحنه میرود و میفهمد ماجرا خدمات بازیگری فیلم آنقدری هم که فکر میکرد تلخ یا پیش پا افتاده نبوده است.
![]()
همه جایزه ها در دست کامرون
یک نوع سلاح سرد که در مواقع لازم در دست های کامرون بود، چیزی شبیه به دستگاه منگنه زنی بود. شاید کامرون آنقدری مهربان بود که منگنه را سمت صورت و بدن تیم پشت صحنه پرتاب نکند اما قطعا به گوشی هایشان که به صدا در می آمد رحم نمیکرد. همچنین سخت گیری و رفتار عجیبی که کامرون از خودش بروز داد، کمتر از این انتظار نمیرفت که دوبار با فاصله زیاد پرفروش ترین فیلم تاریخ سینما شود و دو میلیارد و نیم فروش داشته باشد. اواتار سی و یک جایزه ثبت شده و معتبر را در سال 2009 تا 2011 به نام خودش کرده. جوایز اواتار شامل سه بار برنده و شش بار نامزد اسکار 2010 شد و با جایزه های بهترین فیلمبرداری، جلوه های ویژه و جهت هنری را از آن خودش کرد.
![]()
این طور که به نظر میرسد رویای آواتار برای کامرون تمامی ندارد و هیچ میلی به دست کشیدن از آن را ندارد چرا که برای چندین آواتار دیگر نیز برنامه ریزی کرده است. با همه اینها آنچه از این مقاله یلووال مدیا به بهانه نزدیک شدن به تاریخ اکران دومین بخش از آواتار خواندیم نکاتی خواندنی بود از کامرون و هرآنچه حول این موجودات فضایی آبی میگذشت.
اشتراک گذاری

