آلن رنه در سال 1959 به نویسندگی مارگریت دوراس فیلم هیروشیما عشق من را به نمایش در آورد
سیزده دقیقهی ابتدای فیلم مکالمه ای است میان دو صدا، یک زن و یک مرد که بر روی تصاویر مستند و بازسازی شده از خرابی های بعد از انفجار بمب هستهای صحبت می کنند؛ همراه با موسیقی و معاشقهی آنها که در سینمای آن زمان نظیر نداشت. این شیوه ی آلن رنه به عنوان اولین ساختهی وی بسیار بحث برانگیز شد چنان که سرآغاز یک سبک در سینمای جهان را کلید زد. در این نوشتار یلووال مدیا نگاهی داریم به فیلم هیروشیما عشق من یکی از مهم ترین فیلم های جنبش موج نو فرانسه.
معرفی اجمالی هیروشیما عشق من

فیلم هیروشیما عشق من محصول سال ۱۹۵۹ اثری از فیلمساز فرانسوی آلن رنه است. نخستین فیلم بلند رنه که بسیاری معتقدند این فیلم چنان اهمیتی برای پیشبرد هنر سینما دارد که فیلم همشهری کین از اورسن ولز کارگردان آمریکایی. فیلمنامه این اثر را مارگریت دوراس، نویسنده شهیر فرانسوی نوشتهاست. این فیلم ضد جنگ در قالب درامی نامتعارف به حادثه بمباران اتمی هیروشیما میپردازد. هیروشیما عشق من با استقبال منتقدان مواجه شد و جایزه منتقدان بینالمللی را برد. همچنین مارگریت دوراس برای فیلمنامه این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار شد.
داستان
فیلم روایت آشنایی یک هنرپیشه زن فرانسوی و یک مرد معمار ژاپنی در هیروشیماست درست چهارده سال بعد از جنگ. آن ها دو شبانه روز کنار هم حرف می زنند و به شناخت مبهمی از هم می رسند. فیلم گاهی از کشمکش های میان زن و مرد به تصویرهای مستند می رسد. زن در کنار مرد ژاپنی خاطرات سال های جنگ و عشقش به یک سرباز آلمانی را مرور می کند؛ اما سرباز در روز آزادی به قتل می رسد؛ آن گاه خانوادهی زن او را به جرم عشق به دشمن در زیر زمین حبس می کنند.
درون مایهی فیلم

اما انگاری که یک خط از موازات باطل است. تقاطع حرکت رو به جلوی قصه و پرداخت شخصیت آغازی قدرت دارد، اما در اواسط راه به انحطاط کشیده میشود. پرداخت به گذشته ای که در آن جهانی معضل بر عشقی پرت سایه افکنده است. طبق آن حوادثی که بر سر دخترک آمده میتوان گفت انسان و انسانیت را منش فئودالیسم نازی و خانواده ای سنتی زیر سوال میبرد.
تمرکز در زمان حال و رابطه ای که بین زن و مرد وجود دارد به شکل جستار گونه و سرد است. این جستار برای پیدا کردن شخصیت زن پررنگ تر است. این پیدا کردن در گرو گذشته است. دختری که شهر خود را ترک کرده است تا به خودسازی برسد. دخترک هیچ وقت به زادگاه اش باز نمیگردد تا به تثبیت غم درون اش مهر تاییدی بزند.
پیش ساخت
در مصاحبه ای آلن رنه تعریف کرده است که: تمام یک بعدازظهر بحث حول این که چرا من فیلمی درباره بمب اتمی نمیساختم و این که چرا چنین فیلمی نمیتواند ساخته شود دور زد. در جریان صحبت من گفتم: ” خندهدار است ما سه چهار ساعت صحبت کردیم و در تمام این مدت هواپیماهایی که حامل بمب اتمی هستند اطراف کرهی زمین و در ورای مکالمه ما چرخ میزنند و آماده ریختن بمب هستند و ما هیچ تغییری در رفتارمان نمیدهیم. چای مینوشیم و زندگی روزمره عین گذشته میگذرد. شاید فیلمی که باید ساخته شود فیلمی نیست که در ذهن ماست و در آن بمب اتمی سوژه اصلی است. برعکس شاید باید یک داستان عشقی کلاسیک بسازیم که بمب اتمی پس زمینه این داستان باشد. در ورای شخصیتها، چیزی شبیه یک دورنما”.
پیشتازی در موج نو

آغازگر تفاوتی که در موج نو مشاهده می کنیم در همین فیلم با فیلمبرداری در لوکیشن واقعی به جای استودیو قابل مشاهده است که به تاثیر بیشتر آن در مخاطب می انجامد. برخلاف شعار موج نو که معتقدند فقط کارگردان مولف است در این فیلم همپای کارگردان، فیلمنامه ی قوی مارگاریت دوراس هم در تالیف سهیم است. بیشتر قاب هایی که آلن رنه برای فیلم در نظر گرفته مدیوم شاتی است که از صورت دو شخصیت بهره برده اند احتمالا این انتخاب به دلیل دیالوگ محور بودن فیلم انتخاب شده است، به علاوه نماهایی که از شهر گرفته شده است و دنبال کردن کاراکترها از نکات مثبت ایجاد میزانسنی کارگردان است. علاوه بر آن آلن رنه با تصاویر مستندی و دوربین گزارشی به تعمیم حس ناپاک و خشن جنگ میپردازد؛ و از طرفی تدوین موازی ای که رنه در پیش گرفته است، تماماً متمرکز است بر گذشته ای سیاه.
به لحاظ موسیقی متفاوت از فیلم های هم دوره یا پیشین خود فضای کلاسیک را انتخاب نکرده است و از این مرتبه هم هیروشیما عشق من می تواند پیشتاز باشد.
ادبیات و فیلم آلن رنه

در ابتدا هیروشیما عشق من نگاه متمرکزی بر اصابت بمب هسته ای هیروشیما دارد. رفته رفته نگاه صلح طلبانه و ضد سیاسی رِنه کم رنگ می شود. ادبیات عاشقانه به پرواز در میآید. ذات انسانیت عرصه را برای رشته روابط دو طرف تنگ میکند. این ذات منحط، محرک مناقشه ای است میان عشق و پاکی. آن مرد ژاپنی با این که خانواده دارد در پی جذب این زن فرانسوی است. خواهان دیدار با دوام اوست. جاذبه این زن فرانسوی علاوه بر زیبایی اش دال بر شخصیت گنگ و مبهم اوست. چهره ای غیر معتنابه که شناختن درون او لذتی عمیق به همراه دارد. رفته رفته شناخت کاراکتر زن در راهروی تفکر رنه به دغدغه ای برای مبدل میشود. شناخت او در گیر و دار گذشته ای ملموس در زمان وقت است. این گذشته فیلم را بیشتر از همیشه به ورطه ادبیات میکشد.
اشتراک گذاری

