فیلم موجودات بهشتی به کارگردانی پیتر جکسون و فیلمنامهنویسیِ همسرش فرانسیس والش و برگرفته از یک حادثهی واقعی ساخته شد که برای بینندگان در نیوزلند بسیار شناخته شده است. (این پرونده عموماً به عنوان پرونده پارکر-هولم شناخته می شود.)
همچنین میتوان این فیلم را به عنوان یک اثر مهم در کارنامهی کاری پیتر جکسون دانست .
ما در این مطلب از یلووال مدیا قصد داریم به بررسی فیلم و دلیل اهمیت آن در کارنامهی پیتر جکسون بپردازیم. همچنین معرفی مختصری داریم از شخصیتهای اصلی فیلم که همان قاتلان پرونده هستند و بعد به تأثیر دوطرفهای میپردازیم که این پرونده و پیتر جکسون روی هم داشتهاند.
دختران فرازمینی
پائولین دارای یک خانواده محترم اما کسلکننده از طبقهای متوسط است. جولیت دختر یک فرد فرهیخته با اصالت بریتانیایی است که به تازگی رئیس دانشگاه شده است.
و ماجرا از زمانی آغاز میشود که جولیت با پائولین همکلاسی میشوند و به سرعت متوجه میشوند که علایق مشترک زیادی دارند.

هر دو سابقهی تجربهی دوره طولانی بیماری در دوران کودکی داشتهاند و هر دو به داستانهای تخیلی اشتیاق دارند. آنها بهشتی خیالی به نام جهان چهارم میسازند و طبق تخیلشان فقط خودشان اجازه ورود به آنجا را دارند.
آنها از طریق نوشتن و مدلسازی، حماسه مفصلی درباره پادشاهی خیالی به نام بورونیا میسازند که در آن روابط بین گروهی از شخصیتهای اشرافی را به تصویر میکشند و ذره ذره دختران به این باور میرسند که نسبت به بقیه دارای برتری هستند تا جایی که پولین میگوید: «چقدر غم انگیز است برای دیگران، که نمیتوانند قدر نبوغ ما را بدانند.»
پرونده قتل پارکر–هیوم
در سال 1954 روابط این دو دختر منجر به قتلی شد که در زمان خود یک جنجال مطبوعاتی بود و برای سالهای طولانی الهامبخش رماننویسان و فیلمنامهنویسان و منبع چندین کتاب و نمایشنامه در دهههای 1960 و 1970 بود. با این حال، در دهه 1990، این پرونده در هالهای از ابهام قرار گرفت تا اینکه پیتر جکسون و همسرش برای ساخت فیلم، سراغ این سوژه رفتند.
خوب است بدانید بعد از ساخت فیلم موجودات آسمانی، باز پیگیری پروندهای کهنه در اذهان قوت گرفت.
ارتباط شهرت پیتر جکسون با این قتل
به گفته NZ on Screen، فرن والش، همسر و همکار جکسون، که از کودکی شیفتهی ماجرای این قتل بود، جکسون را متقاعد کرد تا فیلمی بر اساس آن بسازد.
جکسون که تا سال 1994 در خارج از نیوزلند تقریبا ناشناخته بود، با ساخت فیلم موجودات آسمانی به شهرت رسید.
این فیلم راوی روابط بین دو قاتل است. دو دختر نوجوان، پائولین ریپر و ژولیت هولم. و همانطور که در واشنگتن پست اشاره شد والش و جکسون برای نشان دادن داستان روی پرده، نه بر حمله مرگبار، بلکه بر دوستی وسواسگونه و فانتزی قاتلان تمرکز کردند که تصمیم عاقلانهای بود و توانست جکسون را که تا آن زمان به خاطر کمدیهای ترسناکش شهرت داشت، به عنوان یک کارگردان جدی معرفی کند.

انتقادات ضد و نقیض یا تأثیر فیلم روی پرونده
آلیسون لوری که مطالب زیادی درباره پرونده واقعی پارکر-هولم نوشته است، از جمله کتابی که قبل از اکران فیلم جکسون منتشر شده بود، استدلال میکند که موجودات آسمانی دیدگاهی را که وکلای مدافع در دادگاه مطرح کردهاند و از قتل بهعنوان مظهر جنون نام بردهاند، تداوم میبخشد.
لوری استدلال میکند که فیلم، دختران را هیجانانگیز، هیستریک و دیوانه نشان میدهد.
بر اساس تحلیل تاریخی خود از این پرونده، او استدلال میکند که دختران بسیار بیشتر از آنچه فیلم آنها را به تصویر میکشد، درونگرا و بسیار کمتر دیوانه یا ازخود بیخود بودند، و او این ایده را که آنها درگیر توهمات یا خیالپردازیهای گسترده بودند رد میکند. .
از طرفی برخی، برخلاف استدلال لوری، معتقدند که جکسون به خوبی توانسته است این ایده را که دخترها دیوانه بودند به تصویر بکشد تا جایی که موجودات آسمانی را فیلمی فانتزی میدانند که تمایز واضحی بین واقعیت و تخیل دارد و ادعا میکند امکان دسترسی مستقیم به حالات ذهنی و درونی دختران فراهم است.
باورپذیری علت قتل
بیایید با هم به جزئیاتی مهم دقت کنیم که جکسون هنرمندانه از آنها کمک گرفته است تا پایان فیلم و تا حتی پایان پروندهی دو دختر قاتل را باورپذیر کند.
دختران در یکی از بازدیدهای خود از برونویا، یک سنگ قیمتی را برمیدارند که از حلقه جدا شده است. و این همان سنگ گرانبهایی است که در پارک روی زمین افتاده است و از آن برای منحرف کردن توجه مادر پائولین قبل از کشتن او استفاده میکنند.
در دقایق پایانی، ما شاهد دختران هستیم که پس از قتل در حال فریاد زدن به بالای تپه می دوند.
همچنین شاهد یک سکانس سیاه و سفید (در ابتدای فیلم) هستیم که در آن پائولین و ژولیت در حال ترک کردن هستند.
بعد این سکانس در یک سکانس دیگر ادغام می شود، که در آن پائولین با اشک در حال تماشای رفتن ژولیت بدون او است. در این مرحله، گویی دختران کنترل نتیجه خیال خود را از دست داده اند و گویی قتل تنها راهی است که آنها می توانند حس عاملیت خود را به دست آورند.

پروندهی قتلی با چندین جایزه
موجودات آسمانی یا آفریدگان بهشتی با همبازی شدن کیت وینسلت و ملانی لینسکی در اولین فیلم بلندشان، تحسینها و جوایز بسیاری از جمله نامزدی اسکار بهترین فیلمنامه اصلی را به دست آورد.
همچنین جزو ده اثر برتر سال از نگاه تایم، گاردین و قاصد نیوزلند شد.
این فیلم در کارنامهی خود 17 نامزدی جایزه و 17 جایزهی برنده شده از جمله جایزهی بهترین کارگردانی از حلقهی منتقدان فیلم لندن در سال 1996 را دارد.
منابع:
Heavenly Creatures | David Buckingham
The Messed Up Story Heavenly Creatures Is Based On (grunge.com)
اشتراک گذاری

