M را به نشانه مرگ بگیر
میان ستارههای هنر نمایش و سینما قتلهایی اتفاق افتاد که خود واقعیت دلخراش و پرسوز و گدازتر از آن است که فیلمسازی بتواند همهی آن چه که بوده را به فیلم تبدیل کند. این نوشتار یلووال مدیا دربارهی بازیگرانی است که پشت زرق و برق و شادی لحظههایی که روی پرده نمایش میدادند اتفاق وحشتناکی در انتظارشان نشسته بود و بیخبر بودند.

چارلز منسون از تری ملچر تهیه کننده موسیقی درخواست یک همکاری برای ضبط میکند اما تری ملچر نمیپذیرد. نپذیرفتن همکاری از سوی ملچر برای چارلز منسون پذیرفتنی نبوده و یک سال بعد زمانی که تری ملچر دیگر در آن خانه زندگی نمیکرده برای گرفتن انتقام پیروان فرقهاش را به آن خانه میفرستد. در ساعات اولیه 9 آگوست 1969، شارون تیت همسر باردار رومن پولانسکی، در خانهشان در لسآنجلس همراه با آرایشگر مشهور جی سبرینگ، نویسنده، وویچیچ فریکوفسکی و دوست دخترش، ابیگیل فولگر و دختر پیترول شبی دوستانه را کنار هم میگذراندند که آن حمله وحشیانه اتفاق افتاد.
منسون اوایل دهه 1960 فرقه «خانواده مانسون» را تشکیل داده بود. این گروه متشکل از حدود 100 پیرو بود که سبک زندگی عجیبی داشتند. استفاده از داروهای روانگردان مانند بنزدرین و ال اس دی بین آنها رواج داشت. بسیاری از اعضای فرقه متقاعد شده بودند که او مظهر عیسی مسیح بر روی زمین است و موعظه او را مبنی بر قریب الوقوع بودن یک جنگ نژادی آخرالزمانی، کاملاً باور داشتند.
در 9 آگوست، منسون به پیروانش دستور داد به ملک سابق تری ملچر بروند و تاکید کرد تا همه افراد حاضر را وحشیانه بکشند. هنگامی که اعضای فرقه به خانه رسیدند، استیون والد 18 ساله را که برای ملاقات دوستش ویلیام گرتسون، سرایدار خانه بود، به ضرب گلوله کشتند.
پس از تیراندازی اول، واتسون، اتکینز و کرنوینکل(اعضای فرقه) به داخل خانه نفوذ کردند و کاسابیان(یکی دیگر از اعضا) به عنوان نگهبان بیرون ماند.
در داخل خانه، آنها قربانیان را مجبور کردند تا در اتاق نشیمن جمع شوند و طناب هایی را به دور گردن تیت و سبرینگ بستند و آنها را روی تیرهای سقف آویزان کردند. سبرینگ مورد اصابت گلوله و ضربات چاقو قرار گرفت که منجر به مرگ وی شد. فریکوفسکی و فولگر موفق شدند از خانه فرار کنند، اما خیلی زود توسط کرنوینکل و واتسون تعقیب و کشته شدند. در داخل خانه، تیت به آنها التماس کرد که اجازه دهند به اندازه کافی زندگی کنند تا فرزند متولد نشدهاش را به دنیا بیاورد. اتکینز و واتسون 16 ضربه چاقو به او زدند و به زندگی او پایان دادند. همانطور که قاتلان ملک را ترک کردند، اتکینز از خون تیت برای نوشتن کلمه “خوک” روی درب ورودی استفاده کرد.
بعد از قتل وحشتناک خانهی شارون تیت، قتل و غارت را ادامه دادند. در نهایت علیرغم کم کاری پلیس، تا پایان سال، همه قاتلان دستگیر شدند.
فیل هارتمن

هنگامی که فیل هارتمن کمدین توسط همسرش براین در 28 می 1998 به قتل رسید، آمریکا پریشان شد اما برای دوستانی که سالها پیش این زوج را میشناختند، مرگ فیل هارتمن مدتها در حال شکلگیری بود.
در آن زمان، هارتمن بهخاطر کارش در فیلمهای موفقی مانند Saturday Night Live و The Simpsons به عنوان یکی از بامزهترین کمدینهای آمریکا شناخته میشد.
هارتمن ابتدای جوانی پس از تحصیل در رشته گرافیک، شرکت طراحی گرافیک خود را افتتاح کرد. شرکت او موفق بود و تجارت هارتمن به ایجاد بیش از 40 جلد آلبوم با گروههای مختلف از جمله پوکو، آمریکا و همچنین لوگوی کراسبی، استیلز و نش همکاری کرد.
در سال 1975 با گروه کمدی The Groundlings شروع به شرکت در کلاس های آموزشی کرد.
در سال 1987، زمانی که هارتمن به دوست و همکار خود، کاساندرا پترسون، مجری گراندلینگ، گفت که قصد دارد از برین اومدال خواستگاری کند، طبق گزارش ها، پترسون فریاد زد: “اوه خدا، نه!” در پی این اظهار نظر هارتمن از از پیترسون خواست که دفتر هارتمن را ترک کند و آن دو سالها با هم صحبت نکردند. پیترسون با یادآوری این حادثه گفت؛ “این اولین بار و فکر می کنم آخرین بار بود که من او را عصبانی دیدم.”
در سال 1987 فیل هارتمن و براین اومدال صاحب اولین فرزندشان شدند. همسر سابق هارتمن، که بعد از جدایی دو دوست صمیمی باقی مانده بودند، پس از تولد فرزندشان برای هارتمنها کارت تبریک ارسال کرد اما از سوی براین اومدال تهدید به مرگ شد.
پس از نزدیک به 10 سال اقامت در نیویورک با نمایشهای کمدی، هارتمن، همسرش و دو فرزندشان به کالیفرنیا نقل مکان کردند، جایی که هارتمن توانست روی آخرین پروژه خود، یعنی یک مجموعه کمدی نمایشی به نام NewsRadio تمرکز کند. در اینجا، هارتمن نقش یک گوینده رادیویی ازخودراضی اما دوستداشتنی به نام بیل مکنیل را بازی میکرد. این سریال هوشمندانه یک موفقیت تجاری و انتقادی بود که بار دیگری میان مردم درخشید.
پس از بازگشت به کالیفرنیا، براین اومدال بار دیگر با سوء مصرف مواد مبارزه کرد، عاملی که در نهایت نقش مهمی در مرگ فیل هارتمن داشت. این زوج به جنگ و دعوا معروف بودند و دوستان و خانواده هارتمن اغلب اومدال را یک حضور ناراحتکننده میدانستند.
زن و شوهر در خانه خود اسلحه داشتند و اغلب اوقات، براین هارتمن قبل از خواب شروع به دعوا می کرد. فیل هارتمن برای جلوگیری از آزار همسرش و رفتار جنون آمیز او، روتینی را ایجاد کرد که در آن تظاهر به خوابیدن می کرد.
در شب 27 مه 1998، براین هارتمن با دوستی برای شام به بیرون رفته بود. پس از بازگشت او به خانه، فیل هارتمن به خاطر یک حادثه قبلی از دست همسرش عصبانی بود؛ چرا که دخترشان را در حالی که تحت تأثیر الکل بود مورد ضرب و شتم قرار داده بود و فیل هارتمن تهدید کرده بود که اگر همسرش دوباره شروع به مصرف مواد کند یا آسیب بیشتری به فرزندانشان وارد کند، او را ترک خواهد کرد. و هارتمن سپس به رختخواب رفته بود.
حدود ساعت 3:00 صبح بود که براین هارتمن وارد اتاق خواب شد و بین چشم ها، گلو و سینه او شلیک کرد. او مست بود و به تازگی کوکائین مصرف کرده بود. براین هارتمن در حالت شوک، به سرعت خانه را ترک کرد و به ملاقات یکی از دوستانش به نام ران داگلاس رفت و در آنجا به قتل اعتراف کرد. احتمالاً به دلیل این واقعیت که براین هارتمن مستعد طغیان های شیدایی بود، دوستش در ابتدا حرفش را باور نکرد.
آن دو به خانه هارتمن برگشتند و داگلاس با دیدن فیل هارتمن که روی تخت به ضرب گلوله کشته شده بود، با پلیس تماس گرفت. در زمان رسیدن مقامات، براین هارتمن خود را در اتاق خواب حبس کرده بود و سپس با همان اسلحه خودکشی کرد.
پس از انتشار خبر مربوط به قتل-خودکشی تکان دهنده، ادای احترام هنرمندان از سراسر جهان شروع شد. حتی تمرینهای سیمپسونها برای آن روز و همچنین اجراهای The Groundlings لغو شد.
فیل هارتمن برای مردم آمریکا موهبت فوقالعادهای بود چرا که در خلق شخصیتهایی که مردم را میخنداند، یگانه بود. و پس از قتلش آمریکا در شوک فرو رفت.
سال مینیو

سال مینیو یک بازیگر نوجوان مشهور در دهه 1950 بود. او در دو فیلم با جیمز دین همبازی شد. او بعداً در فیلمهایی مانند «طولانیترین روز» و «فرار از سیاره میمونها» ظاهر شد و بهطور مداوم در سریالهای تلویزیونی نقش مهمان را اجرا کرد. شبی که مینیو کشته شد، از تمرین برای یک نمایش برمی گشت.
شب حادثه مینیو در حال پارک کردن ماشین در پشت آپارتمانش بود که همسایه ها فریاد کمک او را شنیدند. برخی مردی سفیدپوست با موهای قهوه ای را توصیف کردند که از صحنه فرار کرد. زمانی که آنها به مینیو رسیدند، او به دلیل زخم عمیقی که در قفسه سینه خود داشت تقریباً مرده بود. او دقایقی بعد درگذشت.
به مدت دو سال، پلیس بیهوده به دنبال سرنخ هایی از هویت قاتل بود. سپس، مقامات میشیگان به طور ناگهانی گزارش دادند که لیونل ویلیامز، که به اتهام چک بیمحل دستگیر شده است، پیش همه میبالید که مینیو را کشته است. اگرچه او بعداً داستانهای خود را پس گرفت، اما تقریباً در همان زمان، همسرش در لس آنجلس به پلیس گفت که او شب قتل غرق در خون به خانه آمده است. با این حال، یک اختلاف عمده وجود داشت – ویلیامز سیاهپوست بود و همه شاهدان عینی عامل جنایت را مردی سفیدپوست با موهای قهوهای بلند توصیف کرده بودند. خوشبختانه پلیس توانست عکسی قدیمی از ویلیامز که در آن موهایش قهوه ای رنگ و صاف و بلند بود را کشف کند. علاوه بر این، بازرس پزشکی از زخم چاقوی مینیو گچ گرفته بود و پلیس توانست آن را با توصیف چاقویی که همسر ویلیامز ارائه کرده بود، مطابقت دهد. لیونل ویلیامز مجرم شناخته شد و به حبس ابد محکوم شد.
سوزان کابوت

امدادگران در شب 10 دسامبر 1986 به خانه کمی فرسوده اما شیک بر روی تپه ای در انسینو، کالیفرنیا، مشرف به مرکز شهر لس آنجلس رسیدند. آنها با مرد جوانی ملاقات کردند که بیرون منتظر آنها بود. “خونسرد و آرام” به نظر می رسید. دو امدادگر وارد خانه شدند و محیطی به هم ریخته پیدا کردند، با انبوهی از زبالهها و لباسهای کثیف که در همه جا ریخته شده بود و پارس بیوقفهی سه سگ نگهبان در اتاق خواب محبوس سرسامآور بود.
آنها قربانی 59 ساله را در سوئیت اصلی خانه پیدا کردند که روی تخت افتاده بود و یک تکه پارچه آغشته به خون روی صورتش کشیده بود. خون چنان زیاد بود که دیوارها و سقف را پوشاند. بعدا معلوم شد که این زن یک هنرپیشه سینماست که در گذر زمان محو شده است به نام سوزان کابوت. که کارنامهاش هم تولیدات بزرگ هالیوود و هم فیلمهای درجه B را در بر میگیرد. خیلی طول نکشید که پلیس شک کرد که پسر 22 ساله کابوت، تیموتی اسکات رومن، پشت مرگ مادرش است.
در دهه 1950، سوزان کابوت در هالیوود فعالیت داشت بود و به نظر می رسید که در راه رسیدن به بازیگری موفق بود. در سال 1959، کابوت رابطهای را آغاز کرد که زندگی او را تغییر داد – که احتمالا موجب مرگ زودهنگامش شد.
سوزان کابوت با پادشاه اردن در یک مهمانی شام در لس آنجلس که توسط سازمان سیا ترتیب داده شده بود، ملاقات کرد تا روابط خود را با پادشاه خاورمیانه تقویت کند. ملاقات اولیه آنها خوب پیش رفت. در سال 1964، کابوت پسری به نام تیموتی اسکات به دنیا آورد که مدت ها شایعه شده بود که فرزند ملک حسین است.
زایمان سخت بود، و او نارس به دنیا آمد و در نتیجه برخی از آسیب های مغزی و تشنج های مادام العمر به هیپوگلیسمی حاد نسبت داده شد. نوزاد چهار ماه اول خود را در یک چادر اکسیژن گذراند. تیموتی کوتولگی داشت و کابوت به او یک درمان آزمایشی هورمونی داد که امکان داشت بر وضعیت روانی او تأثیر بگذارد، از جمله ایجاد تغییرات خلقی شدید.
ابتدا تیموتی قتل را گردن یک دزد فرضی انداخت اما بعد از دادن اطلاعات متناقض، به قتل مادرش با چاقوی جراحی و هالتر اعتراف کرد.
هرچند رومن ادعا کرد که کشتن مادرش را در نظر نداشته است اما معاون دادستان منطقه به لس آنجلس تایمز گفت. “این به درجه ای از تفکر و برنامه ریزی نیاز دارد.”
اشتراک گذاری

