نگاهی به فیلم های برتر آلن دلون، فیلم هفتم: سامورایی

نگاهی به فیلم های برتر آلن دلون، فیلم هفتم: سامورایی
زمان مطالعه: 4 دقیقه
5
(1)

هیچ تنهایی بزرگتر از یک تنهایی سامورایی نیست

فیلم با یک اتاق خالی آغاز می شود. البته خالی نیست. در تاریکی، به سختی می توانیم مردی را روی تخت ببینیم. سیگاری روشن می‌کند و دود به سمت پنجره می‌رود. بعد از مدتی مرد بلند می شود، لباس کامل پوشیده و به سمت در حرکت می کند. کلاهش را روی سر می گذارد و لبه را با دقت ظریفی تنظیم می کند و به خیابان می رود.

مانند یک نقاش یا یک موسیقیدان، یک فیلمساز می تواند تنها با چند ضربه، تسلط کاملش را نشان دهد. ژان پیر ملویل، قبل از اینکه حتی یک دیالوگ گفته شود، ما را درگیر طلسم سامورایی می کند. او این کار را با نور انجام می دهد: نور سرد، مانند سپیده دم در یک روز غم انگیز. و رنگ های خاکستری و آبی. اقداماتی که به جای کلمات صحبت می کنند.

آلن دلون در سامورایی ملویل، یک شاهکار می آفریند. شاهکاری که قطعا در طول تاریخ سینما هیچ گاه فراموش نخواهد شد. به بهانه درگذشت این اسطوره سینمای نئو نوآر فرانسه، در این مقاله یلووال مدیا به سراغ بررسی یکی از بهترین فیلم های او رفته ایم. با ما همراه باشید.

داستان سامورایی

فیلم سامورایی

مرد بعد از خروج از هتل، یک ماشین را با کابل باز و روشن می کند و آن را در خیابانی متروک به گاراژی می برد. مکانیکی که آنجا است که پلاک ها را عوض می کند. راننده منتظر می ماند و سیگار می کشد. مکانیک کشو را باز می کند و کاغذها را به او می دهد. راننده دستش را دراز می کند. برای دست دادن؟ نه برای گرفتن اسلحه. پول نقد مکانیک را تحویل می دهد. سپس با ماشین دور می شود.تا اینجا یک کلمه هم گفته نمی شود.

نقش مردی که جف کاستلو نام دارد را آلن دلون، پسر جذاب فیلم های فرانسوی بازی می کند. کاستلو یک قاتل اجیر شده است.  او 32 ساله بود که این فیلم ساخته شد. بازیگری با خوش تیپی و جذابیتی خارج از تصور، که بهترین استراتژی او برای برخورد با ظاهرش چهره ای پوکر فیس بود. به نظر می رسد او در اینجا کاملا از ظاهر خود بی خبر است.. دیوید تامسون، منتقد فیلم، او را «فرشته ویرانگر زیبای خیابان تاریک» نامید.

شرافت یک سامورایی

آلن دلون در فیلم سامورایی

در آغاز فیلم یک جمله روی صفحه نوشته می شود: «هیچ تنهایی بزرگ‌تر از تنهایی یک سامورایی نیست، به جز تنهایی یک ببر در جنگل.» این نقل قول به «کتاب بوشیدو» نسبت داده شده است که متأسفانه فهمیدم این کتاب افسانه‌ای است و حاصل تخیل ملویل. این نقل قول و کل برخورد شخصیت کستلو به نوعی به مردی اشاره دارد که بر اساس یک کد سختگیرانه عمل می‌کند. اما همان‌طور که استنلی کافمن در نقدش اشاره می‌کند، «یک سامورایی فقط در ازای پول مرتکب قتل نمی‌شد: افتخار و اخلاقیات در کار بودند.»

در اینجا به نظر می رسد شرافت و اخلاق وفاداری جف کاستلو به خودش است. یک سامورایی همواره آماده است تا برای کارفرمای خود بمیرد و کاستلو خبرای خود کار می کند است. شاید ملویل باید متن خود را از یک کتاب واقعی به نام «رمز سامورایی ها» متعلق به قرن شانزدهم ژاپن برمی داشت. این کتاب با کلماتی شروع می شود که ملویل می توانست استفاده کند: «یک سامورایی باید قبل از همه چیز، در روز و شب، دائما در ذهن داشته باشد که کار اصلی او، این است که بمیرد».

پیچیدگی بدون خودنمایی

صحنه‌ای از فیلم سامورایی

فیلم در کنترل بازیگری و سبک بصری استادانه عمل می کند. ملویل در برابر بی تفاوتی و شخصیت سرد دلون، شخصیت بازرس پلیس (فرانسوا پریر) را قرار می دهد. او می‌داند که جف دروغ می‌گوید، اما نمی‌تواند آن را ثابت کند. در همین حال، جف سعی می کند مردانی را که او را استخدام کرده اند پیدا کند تا بتواند انتقام بگیرد.

یکی از جذابیت های سامورایی این است که ناگهان متوجه می‌شویم داستان چقدر پیچیده شده است. فیلم با دیالوگ های اندک و صحنه های اکشن ناب ( که بیشتر آنها اصلا بار احساسی ندارند)، موقعیتی را طراحی می کند که در آن جف در سرتاسر پاریس توسط پلیس و تبهکاران جستجو می شود. در حالی که او به طور همزمان نقشه خود را عملی می کند و با هر دو زن داستان معامله می کند.

تعلیق در برابر اکشن

این فیلم به ما می آموزد که چگونه اکشن دشمن تعلیق است. چگونه اکشن به جای ایجاد تنش، تنش را آزاد می کند. قطعا جذابتر است یک فیلم را به طور کامل ببینیم تا بفهمیم اتفاقی می افتد (با فرض اینکه واقعا برایمان مهم باشد که اتفاقی بیفتد)، تا اینکه فیلمی ببینیم که در آن چیزهایی که برایمان مهم نیست دائما اتفاق می افتند.

ملویل برای ایجاد تعلیق از شخصیت استفاده می کند نه اکشن. صحنه ای را در نظر بگیرید که در آن یکی از مزدوران دنیای تبهکاران از کاستلو عذرخواهی می کند و می خواهد او را برای کار دیگری استخدام کند و جف با چشمان کاملا خالی و بی روح به او خیره می شود.

-تبهکار:«چیزی برای گفتن نداری؟»

+جف: «نه زمانی که اسلحه به سمت من است»

-«آیا این یک اصل است؟»

+«یک عادت است».

سخن آخر

یکی از منتقدان در مورد سامورایی نوشته است: «این فیلم آنقدر خشن است که رمانتیسم کمرنگ آن نه تنها جذاب، بلکه تقریبا کمیک است». برخی از جزئیات این کمیک آنقدر بی‌صدا هستند که ممکن است متوجه آن ها نشد. پرنده را در اتاق هتل کاستلو در نظر بگیرید. این یک پرنده خاکستری با صدای جیر جیر ناخوشایند است. چرا این مرد باید پرنده داشته باشد؟ آیا حتی مال اوست؟ یا در اتاق بوده؟ صدای جیر جیر پرنده پس از اینکه پلیس اتاق را سیم کشی کرد و یک ضبط صوت جاسازی کرد که فقط صدا را ضبط می کند، نتیجه سرگرم کننده ای را به همراه دارد.

به غیر از پرنده، اتاق شامل دارایی‌های شخصی کاستلو است: کت، ​​کلاه، پاکت سیگار و یک بطری آب معدنی. در یک سکانس، او به سمت یک کمد می رود و بالای آن، من از دیدن ردیف هایی از بطری های آب و پاکت های مرتب چیده شده سیگار خوشحال شدم. شما لبخند می زنید زیرا چنین جزئیاتی یک چشمک بسیار آرام از ملویل است که به شما می گوید او می داند چه کار می کند.

منبع: وبسایت rogerebert

 

 

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 1

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه