نگاهی به هنر بازیگری در مکتب استانیسلاوسکی و میخائیل چخوف

نگاهی به هنر بازیگری در مکتب استانیسلاوسکی و میخائیل چخوف
زمان مطالعه: 5 دقیقه
5
(1)

قطعا میان بازیگران بین المللی، هنرپیشه‌ای را در ذهنتان به یاد می‌آورید که علی‌رغم شهرت و ظاهر دلپسند، شما علاقه‌ای به هنرش ندارید و اصلا فیلم‌هایش را دنبال نمی‌کنید؛ این بی‌میلی شما احتمالا ریشه در سبکی دارد که آن بازیگر انتخاب کرده است؛ هیچ ارتباطی با آن کاراکتر نمی‌توانید برقرار کنید و وقتی که نمی‌دانید چه چیزی در آن کاراکتر برایتان خوشایند نیست، او را حذف می‌کنید؛ اما با مطالعه بیشتر درباره بازیگرها و تکنیک‌های موجود می‌توانیم جهان بیرونی و درونی سینما را بهتر بشناسیم. در این نوشتار یلووال مدیا نگاهی داریم به پرمخاطب‌ترین تکنیک‌های بازیگری.

مکتب استانیسلاوسکی

کنستانتین استانیسلاوسکی، استاد بزرگ بازیگری قرن نوزدهم، بنیان‌گذار سبک جدیدی از بازیگری شد. طبق آموزه های استانیسلاوسکی، باید تا حد امکان از اغراق و بزرگ نمایی دوری کرد. تا قبل از دهه 1880 میلادی، بازیگری، شکلی سطحی و تجمّلاتی داشت. روی صحنه همه‌چیز اغراق شده و خیلی بزرگ‌تر از حدّ طبیعی نمایش داده می‌شد. این شیوه‌ نامشخّص بازیگری، برای سالیان سال در کشورهای مختلف رایج بود و همگان، بازیگریِ نمایش را با همین ساختار اغراق شده می‌شناختند. استانیسلاوسکی این وضعیت را عوض کرد. او تئاتری را ترسیم کرد که در آن، زندگی واقعی مردم به تصویر کشیده می‌شد و بازیگران اجازه نداشتند غلو شده و خارج از حدّ طبیعی بازی کنند.

عنصر چشم‌گیر روش استانیسلاوسکی این است که چنین روشی، یک قاعده‌ تصادفی نیست بلکه یک سازوکار منظّم و حساب شده است. او شرایطی فراهم می‌کرد تا بازیگران به خلق دوباره‌ی زندگی واقعی انسان‌ها بپردازند. استانیسلاوسکی معتقد بود برای نجات یافتن از کلیشه‌ها دو راه وجود دارد: ابتدا، تماشای رفتار آدم‌های عادی در زندگی واقعی؛ دوم، مطالعه نقش با یک منطق روانشناسانه.

  • استانیسلاوسکی کیست

کنستانتین سرگئی استانیسلاوسکی متولد شده در ژانویه 1863- بازیگر و مدیر تئاتر روس بود. گرچه دستاوردهای او به عنوان بازیگر و کارگردان بزرگ بوده ولی شغل اصلی استانيسلاوسکی تعليم و تعلّم بود. همچنين به صورت تفنّنی در به نمايش گذاشتن هنر به عنوان يک آماتور ، خواننده‌ی اپرا، تهيه‌کننده و کارگردان فعاليت داشت. دو مورد از عادات منحصر به فرد استانیسسلاوسکی، همواره او را از سایرین متمایز می‌کرد. اول اينکه استانیسلاوسکی نويسنده‌‌‌‌ای توانمند و دارای وسواس بود. دوم، او با چهارچوب‌های زندگی انسان آشنايی کامل داشت. استانيسلاوسکی شروع به آزمايش جزئيات رفتاری انسان ها کرد و جلسات تمرين تئاتر را آزمايشگاه خود دانست. کنجکاوی در مورد رفتار‌های انسان منجر به بالاتر رفتن حساسيت او در مشاهده‌ی جهان شد.

  • روش استانیسلاوسکی

به اعتقاد استانیسلاوسکی، بازیگر باید بتواند ارتباط عمیق منطقی و احساسی با نقش خود برقرار کند. به طور کامل با تمام ابعاد شخصیتی که قرار است نقش آن را بازی کند آشنا شود و با آن همذات پنداری کند. در این سبک بازیگر مداوم باید در حال آموزش و تمرین و تکرار باشد. از سبک استانیسلاوسکی گاهی به عنوان سبک کلاسیک یاد می شود زیرا تاکید او بر تمرین زیاد، حضور فیزیکی پررنگ و بیان قوی است. اما او به دنبال قوانین سخت گیرانه نبود و جمله معروفی از او هست که می گفت: “روش خود را بسازید؛ سنت‌ها را بشکنید، من به شما التماس می کنم”. به طور کلی او اعتقاد داشت که رفتار بازیگر باید تا حد بالایی طبیعی و باورپذیر باشد.

  • پیروان سبک استانیسلاوسکی

هنرپیشگانی که در بازیگری پيرو سبک استانیسلاوسکی هستند: ريچارد بولسسلاوسکی، میخائیل چخوف، جاشوا لوگان، ماريا اوسپنسکايا. با وجود اینکه سبک های بازیگری بسیاری در آمریکا وجود دارد، اما برخی از بازيگران امروزی پايبند سبک استانيسلاوسکی هستند. در ميان آن‌ها مي‌توان از کريستين بيل، مارلون براندو، دنيل دی لوويس، جيمز دين، رابرت دی‌نيرو، جولی هريس، هيث لجر، داستين هافمن، آنجلينا جولی و رابين ويليامز نام برد.

  • کارگردان و بازیگری

در نظر استانیسلاوسکی، داشتن سابقه بازیگری، وی را در انجام وظیفه کارگردانی کمک خواهد کرد. یک کارگردان با دانش بازیگری خود می‌تواند حرکات و رفتار بازیگران و انگیزه آن‌ها را درک کند و به رابطه کارگردانی_بازیگری قوی‌تری برسد. وقتی کارگردان، دقیق و درست به هدایت بازیگر بپردازد و بازیگران نیز راهنمایی‌های کارگردان را به‌درستی اجرا کنند، تولید اثر، روال سریع و منطقی خود را طی کرده و اجرا، منسجم و رضایت‌بخش خواهد بود. امّا چنانچه کارگردان و بازیگر، در نقطه مقابل هم قرار گیرند و اهداف متفاوتی را دنبال کنند، روند تولید اثر، کُند و طاقت‌فرسا می‌گردد و نمایش تولید شده نیز، رضایت مخاطب و گروه اجرایی را در پی نخواهد داشت. هرچه کارگردان بیشتر در مورد فضای نمایشش، متنش و بازیگران خود مطلع باشد، تسلط بیشتری به‌کار خواهد داشت و اثر تازه‌تر و مطلوب‌تری ارائه خواهد کرد.

بازیگری استانیسلاوسکی

تکنیک بازیگری چخوف

  • میخائیل چخوف کیست

میخائیل چخوف (برادرزاده آنتوان چخوف) یک نویسنده روسی آمریکایی بود، او از شاگردان استانیسلاوسکی به شمار می آید که بعد ها به “سیستم” او اضافه شد. تکنیک بازیگری او توسط بازیگرانی همچون کلینت ایستوود، مرلین مونرو و یول براینر استفاده می‌شد.

چخوف بین سال های 1930 و 1935، در تئاتر ایلات کائوناس در لیتوانی فعالیت داشت. او در بین سال‌های 1936 و 1939 مدرسه‌ی تئاتر خود را در دارتینگتون هال واقع در دیوون تأسیس کرد. به دلیل تحولات در آلمان و خطر وقوع جنگ، او مدرسه‌ی خود را به ایالت کانکتیکات آمریکا انتقال داد و به عنوان یک مدرسه‌ی شبانه روزی قدیمی، اولین دیپلم خود را صادر کرد.

  • تکنیک بازیگری چخوف

در تکنیک بازیگری چخوف، بازیگر به مسائل و مشکلات درونی شخصیت داستان، متمرکز شده و سعی می‌کند آن‌ها را توسط یک سری حرکات به نمایش بگذارد. در مرکزیت این سبک از بازیگری، بازیگر ایده آل کسی است که دارای علم کافی به این دو ویژگی انسان‌ها باشد؛ در ابتدا او بداند که انسان به عنوان یک موجود دارای جسم، به مادیات وابسته است؛ در مرتبه دوم او بداند انسان به عنوان یک موجود هوشیار، دارای افکار، احساسات و روح و روان است.

تکنیک بازیگری چخوف

تکنیک چخوف، یک رویکرد اجتماعی-روانی به بازیگری است و تمرکز آن بر روی واکنش‌های روحی، جسمی و تخیلات است. میخائیل عقیده داشت: «باید با تخیل شروع کرد، با مطالعه‌ی شخصیت»” اساس تمامی تمرینات میخائیل چخوف برپایه «تخیل» است.

از نظر میخائیل چخوف عناصری که می‌توانند ارتباطی حقیقی میان بازیگر و تماشاگر برقرار کنند به شرح زیر هستند: فضای سرشار از انرژی و حیاتی که حاصل تلاش خلاق بازیگر باشد؛ عمق و اصالت انتخاب‌های بازیگر در ارتباط با نقشی که آن را بازی می‌کند و یا دیگر نقش‌ها؛ همخوانی حرکات، ژست‌ها و صداها و اجرای درست و دقیق آنها. کافی است این عناصر در کنار یکدیگر قرار گیرند تا فضایی اصیل و قوی بوجود آید: یعنی فضای ناب صحنه.

هدف و تمرینات چخوف

هدف چخوف پیدا کردن جانشینی برای حافظه حسی و حافظه‌ی احساسی استانیسلاوسکی بود. به عقیده‌ی او فضای حاکم بر صحنه، نیتی که بازیگر را سوار بر حرکتش می‌کند و سرانجام خود حرکتی که انجام می‌دهد، می‌توانند احساسی درست را در بازیگر ایجاد کنند. میخائیل چخوف درباره‌ی گسترش سرچشمه‌های شخصی الهام، حساسیت و خلاقیت در بازیگر، برخلاف استادش معتقد بود که تحریک یا همان انگیزش باید از جهان بیرون به بازیگر وارد شود، نه از جهان شخصی و درونی بازیگر.

یکی از تمرینات معروف میخائیل چخوف، تمرین چهار برادر نام دارد: راحت بودن، شکل دادن، زیبا بودن، و کامل بودن. تمرینات مربوط به این چهار اصل بازیگر را وادار می‌کند همانند یک رقصنده روی صحنه، با بدنش فکر کند و برای انجام حرکاتی روان-تنی آمادگی پیدا کند.

چخوف

تاسیس استودیوی بازیگری

میخائیل چخوف بعد از 25 سال کار و تلاش توانست رویای خود را محقق کند و “استودیوی تئاتر چخوف” را تاسیس کند و در طول دوسال روش خود را بسط و گسترش دهد. دومین استودیوی تئاتر میخائیل چخوف در سال 1941 در نیوورک تاسیس شد. و او به آموزش بازیگران جوان هالیوود پرداخت. مریلین مونرو، جک پالانس، آنتونی کوئین، مالا پاورز، جان دنر، جان ابوت و اکیم تامیروف از شاگردان میخائیل چخوف بودند.

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 1

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه